English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
fungicide ماده دافع یا نابودکننده قارچ
fungicides ماده دافع یا نابودکننده قارچ
Other Matches
deodorants برطرف کننده بوی بد ماده دافع بوی بد
deodorant برطرف کننده بوی بد ماده دافع بوی بد
pernicious نابودکننده
catabolism نابودکننده
exterminators نابودکننده براندازگر
exterminator نابودکننده براندازگر
cloud chamber effect اثرات حاصله از لایه خارجی قارچ اتمی اثرات پوسته قارچ اتمی
thermite ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
materialism فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
photoresist ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
repellents دافع
dejectory دافع
hydragogue دافع اب
ejaculatory دافع
water repellent دافع اب
water proof دافع اب
repellent دافع
expulsive دافع
repulsive دافع
loathsome دافع
eductor دافع
repeller دافع
waterproofs دافع اب
waterproofed دافع اب
waterproof دافع اب
propulsive دافع
preclusive دافع
female connector دوشاخه ماده متصل کننده ماده
coolant ماده سرماساز ماده خنک کننده
dope معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dopes معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
gunk ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
coolants ماده سرماساز ماده خنک کننده
icteric دافع یرقان
recoil system سیستم دافع
self repelling دافع همدیگر
recoil cylinder استوانه دافع
preventively بطور دافع
exterminator دافع حشرات
exterminators دافع حشرات
muzzle brake دافع دهانه
forbidding دافع ناخوانده
bombproof دافع بمب
buffer body بدنه دافع
bechic دافع سرفه
fungus قارچ
fungi قارچ
fungicides قارچ کس
fungicid قارچ کش
fungicides قارچ کش
fuzz ball قارچ
mushrooming قارچ
fungicide قارچ کس
mushroomed قارچ
mushroom قارچ
fungicide قارچ کش
mushrooms قارچ
loathful دافع بیرغبت سازنده
expellant خارج کننده دافع
larvicide دافع کرم حشره
buffer دافع اطاق خرج
expellent خارج کننده دافع
acopic دافع خستگی و کوفتگی
recoil system دستگاه دافع توپ
antasthmatic دافع تنگی نفس
repulsively بطور زننده یا دافع
ischuretic دافع حبس پول
mycophagy قارچ خواری
spore تخم قارچ
clouds قارچ اتمی
clouding قارچ اتمی
cloud قارچ اتمی
truffles قارچ دنبلان
truffle قارچ دنبلان
toadstool قارچ سمی
toadstools قارچ سمی
mycology قارچ شناسی
mycetozoan قارچ لجنی
fungus قارچ سماروغ
fairy ring حلقه قارچ
fairy ring قارچ حلقوی
fungoid قارچ مانند
mucor قارچ کپک
fungicidal کشنده قارچ
fungiform قارچ مانند
fungivorous قارچ خور
tuber قارچ دنبلان
deadly poisonous mushroom: destroying angel قارچ سمی
tubers قارچ دنبلان
mycetophagous قارچ خوار
sledge کشوی عاید و دافع توپ
sledges کشوی عاید و دافع توپ
rejector دافع دستگاه دفع پارازیت
rejecter دافع دستگاه دفع پارازیت
mycelium رشته رشدکننده قارچ
fungiform بشکل قارچ وسماروغ
ketchup or catchup سوس قارچ یا سماروغ
mycetozoan وابسته به قارچ لجنی
mushrooms on toast نان تست با قارچ
mycologist ویژه گر قارچ شناسی
chanterelle قارچ زرد خوردنی
champignon نوعی قارچ خوراکی
mushroom anchor لنگر قارچ مانند
morelle قارچ مورکلای خوراکی
morel قارچ مورکلای خوراکی
truffles قارچ خوراکی دنبلان
mold قارچ انگلی گیاهان
truffle قارچ خوراکی دنبلان
meadow mushroom قارچ خوراکی معمولی
penicillium قارچ کپکی سبز
marasmus قارچ کوچک سفیدهاگ
pigments ماده رنگی ماده ملونه
pigment ماده رنگی ماده ملونه
fuel ماده انرژی زا ماده کارساز
fuels ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelling ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelled ماده انرژی زا ماده کارساز
fueled ماده انرژی زا ماده کارساز
muzzle bell دافع دهانه شیپوری لوله توپ
muzzle compensator دافع دهانه لوله توپ یا تفنگ
cantarellus نوعی قارچ کوهی خوراکی
base surge ابر پایه قارچ اتمی
verticillium قارچ ناقص افت گیاهی
cloud top height ارتفاع صعود قارچ اتمی
lower fungus قارچ بدون کلاهک هاگ
sleigh درشکه برقی دستگاه کشوی عاید و دافع
sleighs درشکه برقی دستگاه کشوی عاید و دافع
mildew کپک و قارچ بر روی الیاف پنبه
hymeneal وابسته به سطح هاگدارومیوه اور قارچ
mycelium توده بهم بافته مولد قارچ وباکتری
schizomycete ارگانیسمهای ریز فاقدکلروفیل که جزء قارچ محسوبند
emunctory مربوط به پاک کردن بینی عضو دافع فضولات بدن
teleutospore هاگ کامل وبالغ قارچ در اخر دوره باروری
hymeneal سطح هاگدار ومیوه اور قارچ سرود عروسی
teliospore جدارصخیم اخرین مرحله ایجاد قارچ موجد زنگ گیاهی
gynandromorph جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
oogamete سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
buffer chamber جان لوله محفظه ضربت گیر محفظه دافع
anthelmintic دافع کرم روده مربوط بداروی ضد کرم
it is proof against cold سرما در ان کارگر نسیت دافع سرما است
weedicide علف کش داروی دافع علف هرز
oil buffer ضربت گیر روغنی یا دافع روغنی
insecticidal دافع حشره مربوط به حشره کشی
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
dry rot پوسیدگی [خشک و فاسد شدن الیاف پنبه که در اثر رشد قارچ بر روی لیف بوجود می آید. فرش هایی که در جای رطوبتی یا گرم و شرجی قرار دارند بیشتر در معرض این آسیب دیدگی هستند.]
clauses ماده
mattered ماده
matter ماده
bitches سگ ماده
articles ماده
stuff ماده
foamed meterid ماده کف
catch for door bolt ماده
agents ماده
nany بز ماده
stuffed ماده
anti matter ضد ماده
bitch سگ ماده
bitched سگ ماده
agent ماده
bitching سگ ماده
stuffs ماده
article ماده
clause ماده
female ماده
substance ماده
stuffless بی ماده
matters ماده
nanny goats بز ماده
metals ماده
nanny goat بز ماده
metal ماده
antimatter ضد ماده
substances ماده
provision ماده
material ماده
mattering ماده
items ماده
item ماده
abscesses ماده
monoclinous نر و ماده
abscess ماده
materials ماده
stipulation ماده
precursor پیش ماده
white matter ماده سفید
casein ماده پنیری
bull whale نهنگ ماده
doe خرگوش ماده
break clause ماده نقض
corrodent ماده اکاله
continuation clause ماده تداوم
consumable ماده مصرفی
conservation of matter بقای ماده
coloring substance ماده رنگ
coloring matter ماده رنگ
coloring agent ماده رنگ
chronogram ماده تاریخ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com