English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
orcin ماده رنگی گلسنگ
Search result with all words
litmus ماده ابی رنگی که ازبعضی گلسنگ ها بدست میایدودر اثر اسید زیاد برنگ قرمزتبدیل میشود وهرگاه قلیا بدان بزنند باز برنگ ابی در میاید
Other Matches
pigments ماده رنگی ماده ملونه
pigment ماده رنگی ماده ملونه
pigments ماده رنگی
dyestuff ماده رنگی
pigment ماده رنگی
pigment dye ماده رنگی
dye stuff ماده رنگی
curcumin ماده رنگی زردچوبه
purpurin ماده رنگی روناس
indigotine ماده رنگی نیل
indigotin ماده رنگی نیل
quercitron نوعی ماده رنگی
safranin ماده رنگی زعفران
carmine ماده رنگی قرمز دانه
xanthin ماده رنگی روناس وگل زرد
pigment رنگ غیر محلول ماده رنگی
pigments رنگ غیر محلول ماده رنگی
cudbear ماده رنگی که ازاشنه یادواله گرفته میشود
propolis ماده صمغی قهوهای رنگی شبیه موم
lutein ماده زرد رنگی بفرمول 2O65H 04C
colour چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
colours چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
hemoglobin ماده رنگی اهن دار گویچههای قرمز خون جانوران مهره دار
quercetin ماده رنگی کریسیتین [این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
dye-stuff ماده رنگی در رنگرزی الیاف [این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
lichen گلسنگ
lichens گلسنگ
dye sublimation printer چاپگر رنگی باکیفیت بالا که تصاویری با پاشیدن قط عات رنگی روی کاغذ ایحاد میکند
parmelia جنس گلسنگ
iceland moss گلسنگ ایسلندی
tundras دشتهای بی درخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی
tundra دشتهای بی درخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی
triad 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triads 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
thermite ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
materialism فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
photoresist ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
solids رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
solid رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
dope معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dopes معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
coolants ماده سرماساز ماده خنک کننده
female connector دوشاخه ماده متصل کننده ماده
coolant ماده سرماساز ماده خنک کننده
gunk ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
fuelling ماده انرژی زا ماده کارساز
fueled ماده انرژی زا ماده کارساز
fuel ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelled ماده انرژی زا ماده کارساز
fuels ماده انرژی زا ماده کارساز
gynandromorph جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
oogamete سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
dichromatism دو رنگی
ingrain نخ رنگی
dichroism دو رنگی
discoloration بی رنگی
trichromat سه رنگی
trichroism سه رنگی
trichromatism سه رنگی
achromia بی رنگی مو
coloured رنگی
colored رنگی
achromatisation بی رنگی
chromatic رنگی
achromatism بی رنگی
achromatization بی رنگی
tinct رنگی
coloration رنگی
achroma بی رنگی
achroma بی رنگی مو
pigmental رنگی
hued رنگی
chromaticity رنگی
cingulum خط رنگی ومارپیچ
chromatic aberration خطای رنگی
chromophotograph عکس رنگی
trichromatic theory نظریه سه رنگی
kinemacolour سینمای رنگی
color television تلویزیون رنگی
color printer چاپگر رنگی
heliochrome عکس رنگی
pallor زرد رنگی
stined glass شیشه رنگی
lakes لاک رنگی
lake لاک رنگی
chroma مشخصههای رنگی
pastel مداد رنگی
photochrome عکس رنگی
color camera دوربین رنگی
heliochrome عکاسی رنگی
blacks سیاه رنگی
blackest سیاه رنگی
color graphics گرافیک رنگی
blacker سیاه رنگی
blacked سیاه رنگی
color code رمز رنگی
pastel خمیرمواد رنگی
colored pencil مداد رنگی
paraffin wax موم رنگی
opalescence شیری رنگی
oleograph عکس رنگی
pigmentation رنگی شدن
ocellus حلقه رنگی
aquarelle نقاشی اب و رنگی
unifiable قابل هم رنگی
black سیاه رنگی
coloured cement سیمان رنگی
monotint عکس یک رنگی
monotint نگار یک رنگی
color trace recorder رسام رنگی
colored glass شیشه رنگی
aqua relle نقاشی اب و رنگی
vitta نوار رنگی
pleochroism چند رنگی
pigment cell یاخته رنگی
polychroism چند رنگی
pencil مداد رنگی
colorant مواد رنگی
photochromy عکاسی رنگی
pencils مداد رنگی
pentachromic پنج رنگی
pencilling مداد رنگی
pigmentary رنگی رنگ دار
sequential color television تلویزیون رنگی مرحلهای
chromophore عامل رنگی ملکول
composite color monitor مونیتور رنگی مرکب
simultaneous color television تلویزیون رنگی همزمان
chromophore گروه رنگی ملکول
carrier color signal پیام رنگی حامل
contour خط فاصل درنقشههای رنگی
polychrome تهیه عکسهای رنگی
figurine مجسمه سفالین رنگی
pool ball هر یک از گویهای رنگی اسنوکر
figurines مجسمه سفالین رنگی
neutral density faceplate صفحه رنگی تلویزیون
composite color signal پیام رنگی مرکب
conventionalization هم رنگی با ایین و رسوم
encaustic tile or brick اجرکاشی هفت رنگی
red, green, blue سه اشعه تصویردرتلویزیون رنگی
crayons مداد رنگی مومی
false colour فیلم رنگی مصنوعی
dyestuff مواد رنگی و رنگرزی
technicolour روش فیلم رنگی
color gate دریچه پیام رنگی
figurin مجسمه سفالین رنگی
Color films(T. V). فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
color monitor صفحه نمایش رنگی
crayon مداد رنگی مومی
candy-striped دارای نوارههای رنگی
ring tailed دارای حلقههای رنگی در دم
minus color signal پیام رنگی منفی
tetrachromatism دید چهار رنگی
pullicate یکجور دستمال رنگی
bars خط یا بلاک ضخیم رنگی
chromogen دانههای رنگی گیاهان
bar خط یا بلاک ضخیم رنگی
Blueviolet <adj.> <noun> رنگی بین آبی و بنفش
r.m.a. color code علایم رنگی جامعه رادیوسازان
pigments باماده رنگی رنگ کردن
pastel <adj.> رنگهای خفیف [با مداد رنگی]
black will take no other hue بالای سیاهی رنگی نیست
pigment باماده رنگی رنگ کردن
orthochromatic شبیه عکسهای رنگی طبیعی
color contrast تضاد رنگی در زمینه فرش
colored progressive matrices test ازمون ماتریسهای مدرج رنگی
Redviolet رنگی میان بنفش و قرمز
Rosewood رنگی میان بنفش و قهوه ای
colour hard copy device اسباب نسخه چاپی رنگی
Rosybrown <adj.> <noun> رنگی میان صورتی وقهوه ای
tone [ذات و خلوص رنگی یک رنگینه]
redorange <adj.> <noun> رنگی میان قرمز و نارنجی
Salmon <adj.> <noun> رنگی میان صورتی و نارنجی
You have rubbed your coat against some wet paint . کت ات را مالیده یی به رنگ ( رنگی کرده ای )
slate <adj.> <noun> رنگی میان آبی و خاکستری
Pear <adj.> رنگی مانند رنگ گلابی
ocher <adj.> <noun> رنگی میان قهوه ای و زرد
bacino سفال لعاب دار رنگی
Tan <adj.> <noun> رنگی میان قهوه ای و کرم
color band نوار رنگی روی جعبه مهمات
Christmas trees جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
Christmas tree جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
color graphics adapter وفق دهنده نگاره سازی رنگی
confetti کاغذ رنگی برای تزئین درجشنها
colour سیستم نمایش رنگی ریز پردازندهای
colours سیستم نمایش رنگی ریز پردازندهای
chromatolysis تجزیه وتحلیل مواد رنگی سلول
cga وفق دهنده نگاره سازی رنگی
lambrequin نقوش رنگی حاشیه فروف چینی
ocellus خال رنگی که مانند چشم باشد
cellure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
coloury دارای رنگی که نماینده خوبی کالایی است
pals line alteration phase سیستم تلویزیون رنگی
ceilure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
fastness of bleaching ثبات رنگی در مقابل مواد سفید کننده
celure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
MCGA استاندارد آداپتور گرافیک رنگی در کامپیوترهای IBM PC
pal line alteration phase سیستم تلویزیون رنگی
pastellist پیکر نگاری که با مداد رنگی کار میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com