Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English
Persian
insulant
ماده مقاومت کننده مقاوم
Other Matches
photoresist
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
acid resistant
ماده مقاوم در برابر اسید
antiset
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
coolant
ماده سرماساز ماده خنک کننده
female connector
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
coolants
ماده سرماساز ماده خنک کننده
hardened site
حفاظ مقاوم پایگاه مقاوم در مقابل تک ش م ر و اتمی
accelerators
ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن رادر مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصدیکی از معمولترین این مواداست
accelerator
ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن را در مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصد یکی از معمولترین این مواد است
resistent
مقاومت کننده
resistance dimming
مقاومت تیره کننده
regulating resistance
مقاومت تنظیم کننده
impedance compensator
متعادل کننده مقاومت فاهری
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
series resistance
مقاومت ورودی مقاومت سری مقاومت ماقبل
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
fillers
ماده پر کننده
filler
ماده پر کننده
insulated layer
ماده ایزوله کننده
acidulating agent
ماده اسیدی کننده
acidifier
ماده اسیدی کننده
clarificant
ماده تصفیه کننده
emulsifiers
ماده امولسیون کننده
accelerating agent
ماده تسریع کننده
illuminant
ماده روشن کننده
wetting agent
ماده خیس کننده
emulsifier
ماده امولسیون کننده
accelerant
ماده تسریع کننده
insulating material
ماده ایزوله کننده
disinfector
ماده ضدعفونی کننده
diluting media
ماده رقیق کننده
diluent
ماده رقیق کننده
sorbent
ماده جذب کننده
mordant
ماده ثابت کننده
moderating
ماده معتدل کننده
moderates
ماده معتدل کننده
moderated
ماده معتدل کننده
coolant
ماده سرد کننده
moderate
ماده معتدل کننده
coolants
ماده سرد کننده
coolant
ماده خنک کننده
coolants
ماده خنک کننده
exclusion clause
ماده مستثنی کننده
cleanser
وسیله یا ماده تمیز کننده
cleansers
وسیله یا ماده تمیز کننده
siccative
ماده خشک کننده رنگ
naphthenate drier
ماده خشک کننده نفت
novocain
ماده بی حس کننده موضعی پروکائین
fumigant
ماده ضد عفونی کننده تدخینی
abstergent
شستشو دهنده ماده پاک کننده
cladding
ماده محافظت کننده اطراف یک هسته هادی
varistor
مقاومت نیمه هادی با دوالکترود که مقاومت ان به نسبت عکس ولتاژ در هرجهت تغییر میکند
remanence
چگالی شار باقیمانده در یک ماده بعد از از بین رفتن نیروی مغناطیس کننده
impedance
مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
choke impedance
امپدانس یا مقاومت فاهری چوک مقاومت پیچک
benzocaine
ماده متبلورسفیدی بفرمول 2NO11H9C که بعنوان داروی بیحس کننده موضعی مصرف میشود
insulation resistance
مقاومت الکتریکی مقاومت ایزولاسیون
resilience
درجه مقاومت فرش در برابر سایش
[این عامل نشان دهنده مقاومت فرش بر اثر رفت و آمد و مستهلک شدن آن است.]
tracer
فشنگ رسام ماده رسام رسم کننده
deodorants
برطرف کننده بوی بد ماده دافع بوی بد
deodorant
برطرف کننده بوی بد ماده دافع بوی بد
tracers
فشنگ رسام ماده رسام رسم کننده
anti blush tinner
ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
thermite
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
materialism
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
dope
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dopes
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
gunk
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
tolerant
مقاوم
resistant
مقاوم
refractory
مقاوم
resister
مقاوم
resisters
مقاوم
plasma plating
مقاوم
renitent
مقاوم
resistors
مقاوم
resistor
مقاوم
hardened site
پایگاه مقاوم
rigid cores
هستههای مقاوم
resisting moment
لنگر مقاوم
adamantly
مقاوم یکدنده
weatherproof
مقاوم در برابرهوا
adamant
مقاوم یکدنده
forcing cone
مخروط مقاوم
resistive force
نیروی مقاوم
moment of resistence
لنگر مقاوم
stand up
<idiom>
مقاوم بودن
counterpoise
نیروی مقاوم
water resistant
مقاوم در برابر اب
stabile
مقاوم در برابرگرما
grid bias resistance
مقاومت پلاریزاسیون شبکه مقاومت بایاس شبکه
reluctivity
مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
grid suppressor
مقاومت میرایی شبکه مقاومت شبکه سوپرسورشبکه
fueled
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuels
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigments
ماده رنگی ماده ملونه
fuelling
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelled
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigment
ماده رنگی ماده ملونه
fuel
ماده انرژی زا ماده کارساز
internal resisting moment
لنگر مقاوم درونی
lightfast
مقاوم در برابر نور
drag force
نیروی مقاوم حرکت
drag chain conveyor
نقاله با زنجیر مقاوم
passive earth pressure
فشار مقاوم خاک
wear resistant
مقاوم در بربر سائیدگی
creep resistant
مقاوم در برابر خزش
resistance to failure
مقاوم در برابر ترک
resistance to cracking
مقاوم در برابر شکستگی
resistant to heat
مقاوم در برابر گرما
swelling resistant
مقاوم در برابر تورم
torsion resistant
مقاوم در برابر پیچش
heat resisting steels
فولادهای مقاوم حرارتی
heat fast paint
رنگ مقاوم گرما
passive earth pressure
رانش مقاوم خاک
resistance to tempering
مقاوم در برابر بازپخت
windproof
مقاوم در مقابل باد
shell proof
مقاوم در مقابل گلوله
closed cycle reactor system
در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
defendants
مقاوم درمقابل زور و فشار
defendant
مقاوم درمقابل زور و فشار
resistor
اسباب مقاوم دربرابر برق
fracture proof
مقاوم در برابر شکستگی نشکن
stainless steel
فولاد مقاوم در برابر خوردگی
resistors
اسباب مقاوم دربرابر برق
resisters
اسباب مقاوم دربرابر برق
deadman
پایه استقرارسنگر دستک مقاوم
resister
اسباب مقاوم دربرابر برق
resistance to plastic deformation
مقاوم در برابر تغییر شکل
resistance to corrosion
مقاوم در برابر زنگ زدگی
earthquake proof foundation
غیر مقاوم درمقابل زلزله
thermistor
الت مقاوم درمقابل برق
phosphate esters
مایعات هیدرولیکی مقاوم در برابراتش و حرارت
acid fast
مقاوم در برابر رنگ بری اسید
resistance to deflaction
مقاوم در برابر تغییر شکل خمشی
cold wet clothing
لباس گرم و مقاوم در مقابل رطوبت و برودت
incolen
الیاژهای مقاوم اهن و کرم با نیکل زیاد
bomb proof
پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
monel
الیاژی از نیکل و کبالت که دربرابر خوردگی مقاوم است
cassettes
پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
pressure cabin
هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
cassette
پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
immune
مقاوم دربرابرمرض بر اثر تلقیح واکسن دارای مصونیت قانونی وپارلمانی
plasma plating
ضد خوردگی و مقاوم دربرابر سایش روی سطح توسط جریان بسیار داغ
stiff
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffest
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffer
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
gynandromorph
جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
oogamete
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
cylinder liner
رگکش سخت و مقاوم در برابرسایش در جدار داخلی سیلندراز جنس الیاژهای سبک یامواد نرم دیگر
photoresist
روش تبدیل تصاویر فتوگرافیک پس از تغییر فضاهای مقاوم نسبت به نور. در مسافت PCB به کار می رود
carbon seal
وسیلهای مقاوم در برابرگرما که در موتورهای توربینی برای جلوگیری ازخروج یا نشت روغن ازمحفظه یاتاقان بکار میرود
high resistance
پر مقاومت
resist
مقاومت
line resistance
مقاومت خط
line of resistance
خط مقاومت
passively
بی مقاومت
resisted
مقاومت
resistor
مقاومت
resistors
مقاومت
resistance
مقاومت
total resistance
مقاومت کل
resists
مقاومت
resisting
مقاومت
strength
مقاومت
weaknesses
کم مقاومت
weak
کم مقاومت
durability
مقاومت
weakest
کم مقاومت
strengths
مقاومت
renitency
مقاومت
weaker
کم مقاومت
resistance coefficient
ضریب مقاومت
transference resistance
مقاومت انتقالی
torsional resistance
مقاومت پیچشی
critical resistance
مقاومت بحرانی
heating resistor
مقاومت حرارتی
center of resistance
مرکز مقاومت
creep strength
مقاومت خزشی
stability
استحکام مقاومت
nonresistance
عدم مقاومت
peripheral resistance
مقاومت محیطی
inductance
مقاومت سلف
collector resistance
مقاومت کلکتور
progressive resistance
مقاومت فزاینده
inductive reactance
مقاومت القائی
inductive resistance
مقاومت القایی
non resistance
عدم مقاومت
impedance triangle
مثلث مقاومت ها
resistance standard
مقاومت استاندارد
inertia force
مقاومت لختی
resistance wire
سیم مقاومت
thermistor
مقاومت گرمایی
d.c. resistance
مقاومت اهمی
resistibility
استعداد مقاومت
resistivity
مقاومت ویژه
resistivity
مقاومت اشیا
grid bias resistance
مقاومت کاتد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com