Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
laminated plastic material
ماده پلاستیک متورق
Other Matches
laminated plastic material
ماده فشرده متورق
laminated product
تولید ماده متراکم متورق
magnetic tapes
پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic tape
پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
tapes
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
tape
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
taped
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
laminate
متورق
laminated
متورق
schistose
متورق
schistous
متورق
schist
شیست متورق
interlaminate
متورق کردن
laminated structure
ساختمان متورق
delaminate
متورق شدن
plate
متورق کردن
plates
متورق کردن
laminated core
هسته متورق
laminated fiber sheet
ورق فیبر متورق
plastic
پلاستیک
plastic industry
صنعت پلاستیک
plastic surgery
جراحی پلاستیک
pseudoplastic
پبه پلاستیک
thermosetting plastic
پلاستیک ترموسیتینگ
plastic
ناکشسان پلاستیک
thermoset
پلاستیک سختی ناپذیر
plastic
پلاستیک مجسمه سازی
thermoplastics
پلاستیک سختی ناپذیر
cards
قطعه کوچکی از کاغذ یا پلاستیک
thermoplast
پلاستیک سختی ناپذیر ترموپلاست
card
قطعه کوچکی از کاغذ یا پلاستیک
after hardening
دوباره سخت کردن پلاستیک
plasticize
بصورت پلاستیک در اوردن نرم کردن
to metallizo rubber
گوگرد زدن پلاستیک و انراکشدارتر کردن
lexon
پلاستیک پلی کربنات که معمولاشفاف است
thermite
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
photoresist
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
materialism
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
kapton
نوعی پلاستیک عایق حرارتی باپوشش طلایی در فضاپیما
acrylic
پلاستیک ترموست شفاف ازجنس استرهای پلیمریزه اسیدهای اکریلیک
coolants
ماده سرماساز ماده خنک کننده
dopes
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dope
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
coolant
ماده سرماساز ماده خنک کننده
female connector
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
gunk
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
polyester
نمک الی مرکبی که تغلیظ شده ودر پلاستیک سازی مصرف میگردد
optical
شیشه یا پلاستیک محافظت شده با مواد محافظ برای ارسال پیاپی سیگنالهای نوری
fuelled
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigments
ماده رنگی ماده ملونه
pigment
ماده رنگی ماده ملونه
fueled
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuels
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuel
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelling
ماده انرژی زا ماده کارساز
slated
سنگ متورق سنگ لوح
slates
سنگ متورق سنگ لوح
slate
سنگ متورق سنگ لوح
gynandromorph
جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
oogamete
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
sheets
متورق ورقه ورقه
sheet
متورق ورقه ورقه
stuffs
ماده
bitched
سگ ماده
bitches
سگ ماده
substances
ماده
monoclinous
نر و ماده
provision
ماده
bitching
سگ ماده
article
ماده
articles
ماده
agents
ماده
agent
ماده
nany
بز ماده
nanny goats
بز ماده
stuff
ماده
nanny goat
بز ماده
antimatter
ضد ماده
stuffless
بی ماده
stuffed
ماده
matters
ماده
mattering
ماده
matter
ماده
mattered
ماده
abscess
ماده
abscesses
ماده
bitch
سگ ماده
substance
ماده
stipulation
ماده
clause
ماده
clauses
ماده
catch for door bolt
ماده
foamed meterid
ماده کف
materials
ماده
female
ماده
anti matter
ضد ماده
item
ماده
items
ماده
material
ماده
metals
ماده
metal
ماده
chlorophyl
ماده سبزگیاهی
mineral
ماده معدنی
mattery
ماده مانند
jelly
ماده لزج
corrodent
ماده اکاله
additives
ماده افزودنی
explosive d.
ماده منفجره دی
additive
ماده افزودنی
mineral material
ماده کانی
mineral material
ماده معدنی
emitted material
ماده گسیلیده
stuffs
ماده اولیه
nutrient
ماده مغذی
malkin
ماده دیو
chronogram
ماده تاریخ
coloring agent
ماده رنگ
coloring matter
ماده رنگ
picritol
ماده پیکریتول
coloring substance
ماده رنگ
lignin
ماده چوب
conservation of matter
بقای ماده
consumable
ماده مصرفی
continuation clause
ماده تداوم
food dtufe stuff
ماده غذایی
lyddite
ماده لیدیت
malkin
ماده شیطان
nutrients
ماده مغذی
fecula
ماده نشاستهای
heifer
گوساله ماده
dyestuff
ماده رنگی
ferroelectric material
ماده فروالکتریک
molded plastics
ماده پرسی
oxime
ماده اوکسیم
developer agent
ماده فهور
female plug
دو شاخه ماده
mucin
ماده بزاقی
n type material
ماده نوع "ان "N
pigments
ماده رنگی
ogress
ماده غول
female f.
قوش ماده
female connector
اتصال ماده
pigment
ماده رنگی
deglutinate
ماده لزج
fluoresent matter
ماده فلوئورسان
heifer
ماده گوساله
heifers
گوساله ماده
dye stuff
ماده رنگی
cow calf
گوساله ماده
stuffed
ماده اولیه
exereta substance
ماده پس داده
fly dope
ماده ضد مگس
heifers
ماده گوساله
pea ken
طاوس ماده
stuff
ماده اولیه
female connector
بسط ماده
parasiticide
ماده انگل کش
fluxing agent
ماده گدازاور
disinfector
ماده ضدعفونی
dope
ماده مخدر
abhesive
ماده ضد چسبندگی
substances
ماده اصلی
abiotic substance
ماده بیجان
insulating material
ماده عایق
insulant
ماده عایق
inspection clause
ماده نظارت
acceptor
ماده پذیرا
inoculant
ماده تلقیحی
active material
ماده موثر
addition agent
ماده افزودنی
immaterialist
منکر ماده
aetna material
ماده اتنا
vixens
روباه ماده
vixen
روباه ماده
isomorph
ماده یک شکل
precursors
پیش ماده
roe
گوزن ماده
precursor
پیش ماده
keratine
ماده شاخی
doe
خرگوش ماده
doe
گوزن ماده
keratin
ماده شاخی
isotropic material
ماده همسانگرد
antimatter
پاد ماده
constituent
ماده متشکله
constituents
ماده متشکله
isotrope
ماده همسانگرد
dopes
ماده مخدر
allelopathic substance
ماده دورساز
substance
ماده اصلی
bituminous matter
ماده قیری
gynandrous
نر و ماده دو جنسی
break clause
ماده نقض
bull whale
نهنگ ماده
guinea hen
بوقلمون ماده
grimalkin
گربه ماده
fillers
ماده پرکننده
fillers
ماده پر کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com