English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Other Matches
adobe type manager مدیر انواع فونت ادوبی
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
abode منزل
abode بودگاه
abode بودباش
abode مسکن
abode پیشگویی کردن
abode اشاره کردن
take up ones abode منزل کردن
take up ones abode سکنی گرفتن
abode رحل اقامت افکندن
the abode of war دارالحرب
the abode of islam دارالاسلام
place of abode محل سکنی
dp manager مدیر داده پردازی
manager مدیر
manager مباشر
manager کارفرما
manager مدیر تیم
manager مدیر مسابقه بوکس
manager بخشی از سیستم عامل دیسک که فضای دیسک را به فایلها اختصاص میدهد
manager و بخشهای فایل را در نظر می گیرد
manager نرم افزار انتهایی مط لوب برای کاربر که امکان دستیابی راحت به دستورات سیستم عامل میدهد
manager ل کامپیوترها و شبکه در شرکت
manager امکان نوشتن متن به ذخیره سازی و بازیابی ویرایش و چاپ
manager برنامهای که رکوردها را نگهداری میکند و به آنها دستیابی دارد و آنها را پردازش میکند
manager نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
manager و نیز آدرس شیار را
manager یس بخش در شرکت
personnel manager مدیر استخدام
acting manager کفیل
presentation manager واسط کار به گرافیک تامین شده توسط سیستم عامل OS/2
presentation manager تهیه شده است IB , icrosoftیک میانجی رابط نگارهای ورابط برنامه نویسی کاربردی
edp manager مدیرداده پردازی الکترونیکی
file manager مدیر فایل
operation manager مدیر عملیات
office manager رئیس دفتر
office manager رئیس اداره
micro manager مدیر ریزکامپیوترها
library manager مدیر کتابخانه
LAN Manager سیستم عامل شبکه توسعه یافته توسط ماکروسافت برای PC
item manager مدیر اقلام
general manager مدیر باشگاه
presentation manager برای 2/OS که بطورمشترک توسط شرکتهای
Print Manager امکان نرم افزاری که بخشی از ماکروسافت ویندوز است و برای مدیریت صفحه چاپ به کار می رود
town manager شهردار انتصابی
stage manager کارگردان نمایش
stage manager مدیر نمایش
bank manager رییسبانک
item manager مدیریت اقلام تدارکاتی
stores manager مدیر انبارها
staff manager رئیس کارگزینی
site manager رئیس کارگاه
sales manager مدیر فروش
sale manager مدیر فروش
program manager بخش اصلی ویندوز که کابر می بیند
project manager مدیر طرحها
project manager مدیر پروژه ها
program manager مدیر برنامه ها
project manager مدیر پروژه
record manager مدیر رکورد
data base manager مدیر پایگاه داده
computer operations manager مدیر عملیات کامپیوتر
data processing manager مدیر پردازش داده
computer center manager مدیر مرکز کامپیوتر
personal information manager برنامه مدیریت اطلاعات شخصی
Being a junior clerk is a far cry from being a manager . کارمند عادی بودن کجا و رئیس بودن کجا
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
he is not of that type ازان قبیل اشخاص نیست
he is not of that type جنم انراندارد
type نوع خون
type of use نمونه کاربرد
type فرمان TYPE
type سنخ تیپ
type با ماشین تحریر نوشتن
type نمونه
type ساختمان
type مدل
type کلیشه
type تیره
type باسمه ماشین تحریر
type ماشین کردن طبقه بندی کردن
type نوع خون را معلوم کردن
type متغیری که فقط حروف الفبا عددی را می پذیرد
type متغیری که هر نوع داده مثل عددی , متن و... را می پذیرد
type تعریف پردازنده یا انواع داده که یک متغیر در کامپیوتر دارد
type سنخ
type نوع
type قسم
type رقم
type گونه الگو
type قبیل
type حروف چاپی حروف چاپ
type وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
Type cable میکرون
Type cable چهار سیم جدا به صورت دو جفت , کابل مستقیم بدون چرخش
Type cable چهار سیم به صورت دو جفت که با یک لایه بافته شده پوشیده شده است تا تصادف را کاهش دهد
type bar میله ماشین تحریر
type ahead ویژگی ای که باعث از بین رفتن کلمه میشود
theoretical type سنخ نظری
to page up type حروف چیده را صفخه بندی کردن
to type in quadruplicate چهارنسخه ماشین کردن
Type cable دوازده سیم ه صورت شش جفت برای ارسال صوت
Type cable دو سیم پیچیده شده برای سیم تلفن
type bar تمام کاراکترها در یک مجموعه کاراکتر معین
t type aerial آنتن
blood type گروه خون
blood type تعیین کردن
blood type گروه خونی
acoustic type سنخ شنیداری
thinking type سنخ اندیشه ورز
raised type حروف برجسته برای
reactive type سنخ واکنشی
schizophrenic type سنخ اسکیزوفرنیایی
social type سنخ اجتماعی
soil type تیپ خاک
soil type نوع خاک
pyknic type سنخ فربه تن
type setting حروف چینی
view type نوع نما
type two error خطای نوع دوم
type tests ازمایشهای نوعی
type table نوع جدول تیر
type table نوع جدول سازمان
type style سبک فونت
type size اندازه فونت
type size اندازه حروف
type setter حروف چین
type write ماشین کردن
type write با ماشین تحریر نوشتن
type write ماشین نویسی کردن
type of fuel نوعسوخت
touch-type نگارش با روش پرماسی
we have a seedless type too یک رقم بی هسته هم داریم
visual type سنخ دیداری
viscous type سنخ ستبرتن
type writer ماشین تحریر
type writer حرف نگار
type writer ماشین تحرر
type s conditioning شرطی شدن نوع اس
type r conditioning شرطی شدن نوع ار
type one error خطای نوع اول در ازمون فرضها
type font خانواده حروف
type face طرح حروف
type face نوع ارایش یکان
type face نوع چرخش یکان
type command نوع یکان ناو گروه
type command فرماندهی ناو گروه
Type cable مشخصات کابل معرفی شده توسط IBM
type front نوعی روش تایپ کردن نامه ها
type front ماشین تایپ به جلو
type genus جنس یاگونه
type of duty نوع کار
type metal فلز چاپ
type metal فلز حروف ریزی
type load نوع مهمات هواپیما
type load نوع بار مهمات
type ii error خطای نوع دوم
type i error خطای نوع اول
type genus نوع مشخص
Type cable چهار سیم جدا به صورت دو جفت , که هر یک از سیم محکمی تشکیل شده است
personality type سنخ شخصیت
dead type حروف پخش کردن
elite type یک اندازه تحریر که دوازده کاراکتر را در هر اینچ تحریرقرار میدهد
enumerated type فضای ذخیره سازی داده یا رده بندی با استفاده از اعداد برای نمایش برچسبهای مناسب انتخاب شدنی
expanded type نوع گسترده
feeling type سنخ احساسی
field type از نوع جنگی
field type نوع رزمی
dead type حروف پخشی
installation type نوع یکان
installation type نوع قسمت
introversive type سنخ درون گرا
intuitive type سنخ شهودی
kinesthetic type سنخ جنبشی
ectomorphic type سنخ کشیده تن
dysplastic type سنخ بی قواره
books of this type این نوع کتابها
channel type کانال تایپ
body type فونت متن
body type سنخ بدنی
condensed type نوع فشرده
condensed type چاپ فشرده
criminal type سنخ بزهکار
D type connector اتصالی که شبیه حرف D است . که مانع از نصب برعکس میشود
data type نوع داده ها
wrap around type گونه نوشتار محیطی
display type نوع نمایش
drop out type دخشههای متضاد
athletic type سنخ پهلوانی
objective type سنخ عینی
n type semiconductor نیمه هادی نوع N
n type material ماده نوع "ان "N
ordinal type نوع معمولی
oscillating type مین از نوع ارتعاشی یالرزشی
p type semiconductor نیمه هادی نوع "پی "
mission type متضمن ماموریت
mission type حاوی ماموریت
auditory type سنخ شنیداری
continous type furnace کوره نوع بدون وقفه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com