English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
marlinespike ماهی باله نرم اعماق دریا
marlinspike ماهی باله نرم اعماق دریا
Other Matches
hydroscope التی برای دیدن اعماق دریا اب بین
tail fin باله دم ماهی
pinule بالچه باله فرعی ماهی
pinnule بالچه باله فرعی ماهی
whiting ماهی نرم باله خوراکی اروپایی
groundling ماهی ته دریا خواننده یاتماشاچی بی ذوق عامی
continental shelf مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
from the bottom of one's heart <idiom> از اعماق وجود
benthal وابسته به اعماق اقیانوس
benthic وابسته به اعماق اقیانوس
permafrost لایه منجمد دائمی اعماق زمین
eurybathic قادر به زندگی کردن در اعماق مختلف اب
frustule صدف اهکی دوکپهای که درجلبکهای اعماق دریازیست میکند
neap tide کشندکمینه اب دریا حداقل جذر ومد نهایی اب دریا
isovelocity نقاط هم سرعت اب دریا خطوط متحدالسرعت اب دریا
pomfret یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
sea horse موجود افسانهای که نصف بدنش اسب ونصف دیگرش ماهی بوده گراز ماهی
heck ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
escolar نوعی ماهی فلس دارخشن بنام لاتین ruvettuspretiosus که شبیه ماهی خال مخالی است
mean sea level سطح متوسط ابهای دریا تراز میانگین ابهای دریا
fins باله
monoplane یک باله
fin باله
guppies ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
mackerel ماهی خال مخالی ماهی اسقومری
fished ماهی صید کردن ماهی گرفتن
fishes ماهی صید کردن ماهی گرفتن
guppy ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
fish ماهی صید کردن ماهی گرفتن
haddock ماهی روغن کوچک قسمی ماهی
fins با باله مجهزکردن
triplane هواپیمای سه باله
monoplane هواپیمای یک باله
finny باله دار
multiplane چند باله
fin با باله مجهزکردن
biplanes هواپیمای دو باله
flippers باله شنا
flipper باله شنا
flap باله هواپیما
flapped باله هواپیما
flaps باله هواپیما
swim fin باله شنا
baleen بال باله
forward lap باله جلو
biplane هواپیمای دو باله
forelimb باله جلو
triplane هواپیمای سه طبقه یا سه باله
vertical stabilizer تیغه یا باله عمودی
rudders باله عقب هواپیما
rudder باله عقب هواپیما
paddled با باله شنا حرکت کردن
finny پره دار مثل باله
paddles با باله شنا حرکت کردن
paddling با باله شنا حرکت کردن
scalariform شبیه ماهیان باله تیز
parasols چتر افتابی هواپیمای یک باله
skid fin باله موازنه در هواپیمای دوباله
paddle با باله شنا حرکت کردن
parasol چتر افتابی هواپیمای یک باله
grayfish نوعی ماهی روغن سگ ماهی
incidence wires وایرهای موربی در صفحه پایههای بین بال درهواپیماهای دو باله
holding anchorage لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
cantilever wing بال یک هواپیمای یک باله که بدون پایه یا وایرهای خارجی به بدنه هواپیمامتصل شده
sea calf گوساله ماهی سگ ماهی
hydrofoil سطح صاف یا موربی که دراثر حرکت اب از خلال ان بحرکت وعکس العمل دراید وغالبابشکل پرده یا باله ای ست
hydrofoils سطح صاف یا موربی که دراثر حرکت اب از خلال ان بحرکت وعکس العمل دراید وغالبابشکل پرده یا باله ای ست
pickerel اردک ماهی کوچک گوشت اردک ماهی
monoplance هواپیمایی یک باله هواپیمایی که یک جفت بال دارد
mean sea level ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
teleost ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
holm دریا
asea در دریا
acajou دریا
channeled دریا
overboard در دریا
high water line خط مد دریا
channelled دریا
channels دریا
channel دریا
seabed کف دریا
channeling دریا
asea به دریا
sepiolite کف دریا
sea foam کف دریا
main دریا
sea froth کف دریا
d.j.'s locker ته دریا
merest دریا
mere دریا
cuttlebone کف دریا
cuttle bone کف دریا
the wave دریا
the blue دریا
the deep دریا
at sea در دریا
benthos ته دریا
floods رو د دریا
flooded رو د دریا
flood رو د دریا
bree دریا
waterscape اب دریا
high tide مد دریا
ocean foam کف آب دریا
beach foam کف آب دریا
spume کف آب دریا
meerschaum کف دریا
on the sea دریا
sea دریا
high water مد دریا
high tides مد دریا
seas دریا
lough اب دریا
sea bed کف دریا
ground کف دریا
saltwater اب دریا
sea foam کف آب دریا
meerscham کف دریا
on shore winds دریا باد
shore ساحل دریا
shores کنار دریا
passages دریا کرایه
shores ساحل دریا
high water دریا درحال مد
shore کنار دریا
waterside کنار دریا
sea cock شیر دریا
two star دریا دار
upcountry دور از دریا
sea duty خدمت دریا
sea board کناره دریا
naval aviation هوا دریا
seasickness دریا زدگی
sea girt دریا بست
seabirds مرغ دریا
passage دریا کرایه
davy jones جنی دریا
foreshore کنار دریا
ocean bound رهشپار دریا
datum level سطح اب دریا
dead in the water متوقف در دریا
foreshores کنار دریا
waterscape منظره اب دریا
bay salt نمک دریا
sea-going باب دریا
sea breezes نسیم دریا
seabird مرغ دریا
sea breeze نسیم دریا
seashores ساحل دریا
seashore ساحل دریا
anchor ice یخهای کف دریا
sea going باب دریا
seahorse اسب دریا
cog in the machine <idiom> قطرهای از دریا
seahorses اسب دریا
surface-to-air دریا به هوا
outbound رهسپار دریا
voyages سفر دریا
seascape دورنمای دریا
sea level سطح دریا
out bound رهسپار دریا
sea born زاده دریا
oversea انطرف دریا
sea coast ساحل دریا
chlorinity غلظت اب دریا
deep-sea ژرف دریا
low water پس رفت اب دریا
by sea ازراه دریا
pelagic ساکن دریا
risk دل به دریا زدن
adventure دل به دریا زدن
sea coast کرانه دریا
seaboards کرانه دریا
seaboard کرانه دریا
bottom bounce انعکاس از کف دریا
seascapes دورنمای دریا
voyage سفر دریا
sea water damage خسارت اب دریا
by water از راه دریا
seacraft دریا نوردی
holding ground گیرایی کف دریا
seaport بندرساحلی دریا
seaport دریا بندر
seaports بندرساحلی دریا
seaports دریا بندر
seacoast دریا کنار
seacoast ساحل دریا
briny مثل اب دریا
poseidon خدای دریا
sea anchor لنگر دریا
heave of the sea زورخیزاب دریا
sailer دریا نورد
shipper دریا نورد
marooner دریا زن غارتگر
seastrand دریا کنار
seagoing دریا نورد
seapuss گرداب دریا
seaward بسوی دریا
seagoing دریا پیما
shipman دریا نورد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com