English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
coolant مایع داخل رادیاتور
coolants مایع داخل رادیاتور
Other Matches
cavitation ایجاد حبابهای داخل یک مایع
chemisorption پیوند یک مایع یا یک گاز باسطح و یا داخل یک جسم جامد توسط پیوندها یانیروهای شیمیایی
honeycomb rediator رادیاتور با بافت کندوئی رادیاتور کندوئی
pascal's law هرگاه فشاری بریک نقطه از مایع وارد شود ان فشار عینا" به تمام نقاط مایع منتقل میشود
l.l.c liquid-liquidchromatography کروماتوگرافی مایع- مایع
ratline عملیات عبور دادن مواد وپرسنل بطور پنهانی از مرزیا داخل داخل منطقه دشمن
radiators رادیاتور
radiator رادیاتور
radiator رادیاتور اتومبیل
radiator cover روکش رادیاتور
electrode radiator رادیاتور الکترد
radiator cowl درپوش رادیاتور
radiators رادیاتور اتومبیل
tubular radiator رادیاتور لولهای
radiator fan پروانه رادیاتور
gilled radiator رادیاتور پره دار
radiator دما تاب رادیاتور
radiator grille شبکه محافظ رادیاتور
ideal energy radiator رادیاتور بدنه سیاه
radiator coil لوله لاستیکی رادیاتور
radiator union پیچ و مهره رادیاتور
radiators دما تاب رادیاتور
radiator shutter پنجره فلزی محافظ رادیاتور
intercommand داخل قسمت داخل یکان
liquid liquid chromatography کروماتوگرافی مایع- مایع
nuclide کلیه مواد داخل هسته اتم اجزای شیمیایی داخل هسته
island bases پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
mortise dead lock قفل داخل کار قفل داخل درب
liquids مایع
anti icing fluid مایع ضد یخ
aneroid بی مایع
liquid مایع
steep مایع
waters مایع
fluidal مایع
watered مایع
liquid/gas separator مایع
fulidal مایع
water مایع
watering مایع
steepest مایع
liquid hydrates مایع هیدراتها
liquid glass شیشه مایع
gluing چسب مایع
liquid ammonia امونیاک مایع
liquid fuel سوخت مایع
liquid exygen اکسیژن مایع
liquid crystal کریستال مایع
liquid crystals کریستال مایع
glues چسب مایع
liquid hydrogen هیدروژن مایع
subaqueous زیر مایع
pool rectifier لامپ مایع
pool cathode کاتد مایع
condensation مایع کردن
liquidity index اندیس مایع
paraffin oil پارافین مایع
out back چسب مایع
liquid oxygen اکسیژن مایع
pool tube لامپ مایع
pool cathode tube لامپ مایع
mercury pool tube لامپ مایع
lox اکسیژن مایع
liquified petroleum gas گاز مایع
liquid soap صابون مایع
resolvent <adj.> مایع محلل
liquid propellant سوخت مایع
spinal fluid مایع نخاعی
soluble glass شیشه مایع
sodium silicate شیشه مایع
liquid nitrogen نیتروژن مایع
liquid propellant خرج مایع
sodium metasilicate شیشه مایع
silicate of soda شیشه مایع
semiliquid مایع چسبنده
semiliquid مایع غلیظ
semiliquid نیمه مایع
semifluid نیم مایع
sealing liquid مایع اب بندی
liquidly بشکل مایع
glueing چسب مایع
dissolving <adj.> مایع محلل
furfuraldehyde مایع الدئیدی
antidim مایع ضد تشکیل مه
developer liquid مایع فهور
anti detonant مایع ضد بدسوزی
absorption liquid مایع جذب
fluid مایع متحرک
fluids مایع متحرک
battery liquid مایع باتری
sops غذای مایع
grume مایع چسبناک
deicer مایع ضدیخ
liquid state حالت مایع
cutback bitumen قیر مایع
cryogenic liquid مایع سرمازا
sop غذای مایع
solvent <adj.> مایع محلل
liquid foundation کرم مایع
liquefaction مایع شدن
vitrous humor مایع زجاجیه
liquefaction تبدیل به مایع
water glass شیشه مایع
liquid gas گاز مایع
liquescence مایع شدگی
liquescent مایع شونده
liquid air هوای مایع
solvents مایع محلل
liquefied gas گاز مایع
glue چسب مایع
liquefacient مایع کننده
liquid propellant خرج پرتاب مایع
condensation مایع کردن گاز
liquid rocket راکت سوخت مایع
electrolyte مایع کار الکترولیت
cn solution گازاشک اور مایع
electrolytes مایع کار الکترولیت
gas liquid partitions chromatography کروماتوگرافی گاز- مایع
gas liquid chromatography کروماتوگرافی مایع گاز
fluidize تبدیل به مایع کردن
rapid curing cutback قیر مایع زودگیر
liquid air هوای مایع شده
liquified natural gas گاز مایع طبیعی
filtrate مایع تصفیه شده
filtrate مایع زیر صافی
diergolic سوخت مایع ثابت
diergolic خرج مایع پایدار
flammable liquid مایع اشتعال پذیر
dunked در مایع فرو کردن
liquid air container مخزن هوای مایع
out back مایع روان شده
fluidization تبدیل به مایع شدن
to strain a liquid صاف کردن یک مایع
liquid measure مقیاس حجم مایع
soldering fluid مایع لحیم کاری
coolants مایع سرد کننده
liquefacient مایع ترشح کننده
supercooled liquid مایع ابر سرد
liquidizing بصورت مایع دراوردن
superheated liquid مایع ابر گرم
liquidizes بصورت مایع دراوردن
liquidized بصورت مایع دراوردن
liquidize بصورت مایع دراوردن
liquidising بصورت مایع دراوردن
liquidises بصورت مایع دراوردن
slow curing cutback قیر مایع دیرگیر
eyewash مایع چشم شویی
liquid membrance electrode الکترود مایع غشایی
csf مایع مغزی- نخاعی
cerebro spinal fluid مایع مغزی- نخاعی
liquid propellant سوخت مایع موشک
sealing compound مایع درز بند
l.n.g گاز مایع طبیعی
liquidised بصورت مایع دراوردن
hypergol مایع قابل اشتعال
coolant مایع سرد کننده
dunk در مایع فرو کردن
liquefiable قابل تبدیل به مایع
dunking در مایع فرو کردن
dunks در مایع فرو کردن
LCD صفحه نمایش کریستال مایع
eutectic change تبدیل مایع به جسم جامدزودگداز
desorption جدا کردن گاز از مایع
hydrocephaly ازدیاد غیر عادی مایع
ascites جمع شدن مایع در شکم
hydrothorax تجمع مایع در حفره جنب
grid pool tube لامپ مایع شبکه دار
hydrocephalus ازدیاد غیر عادی مایع
liquify گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefies گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefied گداختن تبدیل به مایع کردن
solgel نیمی مایع ونیمی ژلاتینی
thief sample نمونه مایع مخزن ناو
liquidates از بین بردن مایع کردن
spittle مایع مترشحه از غدد بزاقی تف
liquefy گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefying گداختن تبدیل به مایع کردن
liquidate از بین بردن مایع کردن
soaks بوسیله مایع اشباع شدن
liquidated از بین بردن مایع کردن
soak بوسیله مایع اشباع شدن
reflux جریان برگشت مایع برگردان
regenerative cooling استفاده از سرمای مایع ورودی
liquidating از بین بردن مایع کردن
dips فروبردن و دراوردن از مایع غوطه ور شدن
fluidic مایع مانند جسم سیال یامایع
ullage حجم بالای سطح مایع تانک
geraniol الکل اشباع شده مایع و معطر
pyridine قلیای مایع بیرنگ وازت دار
dip فروبردن و دراوردن از مایع غوطه ور شدن
g.l.c. gas-liquidchromatography کروماتوگرافی گاز- مایع
spread [منتشر کردن مایع روی سطح]
oleate نمک الی اسید اولئیک مایع روغنی
consolute ترکیبی از دو یا چند مایع که بر هر نسبتی در یکدیگر حل شوند
ink مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
inks مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
pints پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
octane هیدروکربنهای مایع و پارافینی ایزومریک بفرومول 81H8C
pint پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
within در داخل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com