English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
oppositive مایل به ضدیت
Other Matches
opposition ضدیت
paradoxes ضدیت
paradox ضدیت
opponency ضدیت
hostilities ضدیت
hostility ضدیت
adverseness ضدیت
to set ones face against ضدیت کردن با
to set oneself against ضدیت کردن با
He is against [opposed to] me . با من ضد است. [ضدیت دارد]
opposes ضدیت کردن مخالفت کردن
oppose ضدیت کردن مخالفت کردن
lickerish مایل
willing مایل
italic مایل
desirous مایل
nothing loath مایل
propense مایل
interested مایل
miles مایل
inclinable مایل
loxodrome خط مایل
oblique مایل کج
oblique مایل
pitching مایل
bevel مایل
bevel پخ مایل
declivous مایل
f. of books مایل به کت اب
mile مایل
bevelled مایل
rath مایل
studious of doing a thing مایل
skew مایل
slantingly کج یا مایل
studious to do a thing مایل
skewing مایل
skews مایل
inclined مایل
sidling مایل
slanting مایل
sideling مایل
rathe مایل
willful مایل
sloping مایل
gauche مایل
agreeable مایل
cant سطح مایل
the mast has raked مایل کردن
the mast has raked مایل شدن
comatant مایل بجنگ
chamfer مایل شدن
centripetal مایل به مرکز
bitterish مایل به تلخی
three point perspective پرسپکتیو مایل
aslant حرکت مایل
reddish مایل بقرمز
albescent مایل به سفیدی
aslant بطور مایل
xanthic مایل به زردی
recessive مایل ببازگشت
whity مایل به سفید
whitey مایل به سفید
viridescent مایل به سبز
to incline to green یا مایل بودن
statute mile مایل رسمی
sourish مایل به ترشی
mile ohm مایل- اهم
solicitous to go مایل به رفتن
oblique lattice شبکه مایل
oblique perspective پرسپکتیو مایل
slant range برد مایل
oblique projection تصویر مایل
oblique rotation چرخش مایل
oblique section مقطع مایل
obliquely بطور مایل
side flow weir سر ریز مایل
lief مطلوب مایل
oblique system سیستم مایل
flavescent مایل بزردی
geographical mile مایل جغرافیایی
greeny مایل بسبز
he has a good mind مایل است
he is f. her مایل اوست
he was found of her مایل او بود
incline plane سطح مایل
inclined compression فشار مایل
inclined drilling حفاری مایل
inclined face of dam نمای مایل سد
purplish مایل به ارغوانی
yellowish مایل بزردی
liked مایل بودن
solicitously مایل نگران
caramels مایل به قرمز
like مایل بودن
fonder مایل مشتاق
nautical miles مایل دریایی
wilful مشتاق مایل
greyish مایل به خاکستری
caramel مایل به قرمز
nautical mile مایل دریایی
purply مایل به ارغوانی
fond مایل مشتاق
fondest مایل مشتاق
likes مایل بودن
awry بطور مایل
solicitous مایل نگران
bluish مایل به ابی
gaff میله مایل
blueish مایل به ابی
he was not inclined to go مایل برفتن نبود
i am unwilling to go مایل نیستم بروم
inclined coil meter سنجه با پیچک مایل
sloping barrel vault سقف گهوارهای مایل
inclined barrel arch طاق ضربی مایل
inclined barrel arch طاق گهوارهای مایل
incilnable to do something مایل کردن بکاری
sloping barrel vault طاق ضربی مایل
inclined shear plane سطح برش مایل
rubicund رنگ مایل به قرمز
pea green زرد مایل بسبز
oblique shock wave موج ضربهای مایل
purple red قرمز مایل به ارغوانی
scarlet قرمز مایل به زرد
roll piercing process روش نورد مایل
oblimin rotation چرخش مایل کمینه
oblimax rotation چرخش مایل بیشینه
homosexual مایل به جنس خود
homosexuals مایل به جنس خود
luteovirescent زرد مایل بسبز
hoary سفید مایل به خاکستری
low oblique عکس مایل پایین
isabella زرد مایل به خاکستری
isabel زرد مایل به خاکستری
loxodromics کشتی رانی در خط مایل
bayed سرخ مایل به قرمز
he is indisposed to go مایل نیست برود
cuesta جلگه مایل یااریب
bays سرخ مایل به قرمز
auburn قهوهای مایل به قرمز
canescent سفید مایل به تار
buffyy مایل به رنگ نخودی
mph مخفف مایل در ساعت
pinkish مایل به رنگ صورتی
baying سرخ مایل به قرمز
brownish مایل به قهوهای یاخرمایی
blackish مایل به سیاه تیره
suntans قهوه مایل بسرخ
suntan قهوه مایل بسرخ
reddish مایل بسرخی زننده
bay سرخ مایل به قرمز
umber قهوه ای مایل به زرد
swart سبزه مایل به سیاه
tattletale gray سفید مایل بخاکستری
griseous خاکستری مایل به ابی
grege اردهای مایل به خاکستری
green with a blue tint سبز مایل به ابی
they canŠif they so wishŠ..... اگر مایل باشندمیتوانند...........
he is not willing to go مایل برفتن نیست
to be prepared to go مایل به رفتن بودن
he was found of her باو مایل بود
ruffous بور خرمایی مایل بقرمز
teal blue رنگ ابی مایل به خاکستری
lama رنگ زرد مایل بقرمز
slate blue رنگ ابی مایل به خاکستری
peacock blue رنگ ابی مایل بسبز
lamas رنگ زرد مایل بقرمز
oxford blue ابی سیر مایل به ارغوانی
It's about 2 miles from ... آن تقریبا 2 مایل دور از ... است.
What's the charge per mile? اجاره هر مایل چقدر است؟
cedars رنگ قرمز مایل به زرد
taupe رنگ خاکستری مایل به قهوهای
slate black رنگ ارغوانی مایل بسیاه
nautical mile مایل دریایی معادل 0581متر
cedar رنگ قرمز مایل به زرد
auburn رنگ قرمز مایل به زرد
ti turn in سوی پایین مایل بودن
mahogany رنگ قهوهای مایل به قرمز
nautical miles مایل دریایی معادل 0581متر
carbuncle رنگ نارنجی مایل به قرمز
shell pink رنگ قرمز مایل به زرد
sea green رنگ سبز مایل بابی
rufous بور خرمایی مایل بقرمز
carbuncles رنگ نارنجی مایل به قرمز
rust رنگ قرمز مایل به قهوه ای
tan مازویی قهوهای مایل به زرد
tawnier تیره زرد مایل بقهوهای
pansy رنگ قرمز مایل به ابی
hoar سفید مایل به خاکستری موسفید
mikado رنگ زرد مایل به قرمز
declining مایل شدن رو بزوال گذاردن
indian red خاک سرخ مایل بزرد
matelot رنگ ابی مایل بقرمز
declines مایل شدن رو بزوال گذاردن
declined مایل شدن رو بزوال گذاردن
loxodromic وابسته به کشتی رانی در خط مایل
tawniest تیره زرد مایل بقهوهای
decline مایل شدن رو بزوال گذاردن
lurid رنگ زرد مایل به قرمز
luridly رنگ زرد مایل به قرمز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com