English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (9 milliseconds)
English Persian
barter مبادله تهاتری
bartered مبادله تهاتری
bartering مبادله تهاتری
barters مبادله تهاتری
Other Matches
double coincidence of wants زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
au pair خدمت تهاتری
au pairs خدمت تهاتری
barter system نظام تهاتری
camial وابسته بمبادله تجارتی تهاتری
clearinghouse موسسه تهاتری لندن انبار
interchanged مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanging مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchange مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
interchanged مبادله
interchanging مبادله
interchanges مبادله
interchange مبادله
talk مبادله
barter مبادله
bartered مبادله
trade-ins مبادله
bartering مبادله
barters مبادله
trade in مبادله
trade-in مبادله
bater مبادله
swapping مبادله
reciprocation مبادله
talked مبادله
talks مبادله
truck مبادله
trucked مبادله
trucking مبادله
trucks مبادله
exchanges مبادله
exchanged مبادله
exchanging مبادله
exchange مبادله
bartered مبادله پایاپای
terms of trade رابطه مبادله
trade-in مبادله کردن
rate of exchange نرخ مبادله
exchange rates نرخ مبادله
exchanged مبادله پول
reciprocal trading مبادله متقابل
barter مبادله پایاپای
exchange rate نرخ مبادله
traffics مبادله کالا
swop مبادله کردن
medium of exchange وسیله مبادله
exchange مرکز مبادله
fire fight مبادله اتش
exchanger مبادله کننده
exchangeable قابل مبادله
exchange value ارزش مبادله
bourse مبادله بورس
cambium محل مبادله
exchange مبادله پول
chaffer مبادله کردن
exchange of notes مبادله یادداشتها
exchange of flags مبادله پرچمها
commodity exchange مبادله کالا
futures exchange مبادله سلف
inconvertible مبادله ناپذیر
foreign exchange مبادله خارجی
bartering مبادله پایاپای
barters مبادله پایاپای
intercommunicate مبادله کردن
trade in مبادله کردن
exchange مبادله کردن
trade-ins مبادله کردن
contract curve منحنی مبادله
trafficking مبادله کالا
exchanging مبادله پول
swapped مبادله کردن
swaps مبادله کردن
swopped مبادله کردن
swops مبادله کردن
trade مبادله کردن
truckage مبادله معامله
truckage مبادله جنسی
traded مبادله کردن
to barter for مبادله کردن
interchange مبادله کردن
interchange مبادله کالا
changing تعویض مبادله
changes تعویض مبادله
exchanging مبادله کردن
tit for tat <idiom> مبادله منصفانه
exchanging مرکز مبادله
exchanged مبادله کردن
exchanges مرکز مبادله
change تعویض مبادله
changed تعویض مبادله
value in exchange ارزش مبادله
interchange با هم مبادله کردن
interchanged مبادله کردن
terms of trade شرایط مبادله
traffic مبادله کالا
interchanging با هم مبادله کردن
swap مبادله کردن
exchanged مرکز مبادله
interchangeable قابل مبادله
interchanging مبادله کالا
interchanging مبادله کردن
interchanged با هم مبادله کردن
interchanged مبادله کالا
interchanges مبادله کردن
exchanges مبادله کردن
trafficked مبادله کالا
interchanges مبادله کالا
exchanges مبادله پول
interchanges با هم مبادله کردن
swopping مبادله کردن
exchange restriction کنترل مبادله ارز
swap in مبادله کردن به داخل
swap out مبادله کردن به خارج
lay to مبادله ضربات کردن
to spar at each other مبادله کلام کردن
inside pass مبادله چوب در امدادی
olefin metathesis reaction واکنش مبادله اولفینی
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
unvisual exchange مبادله نامرئی چوب
purchasing power parity نرخ نسبی مبادله
rate of exchange نرخ مبادله ارز
exchangee چیز مبادله شده
exchange صرافی مبادله کردن
trade مزاحمت مبادله کالا
traded مزاحمت مبادله کالا
exchange rate نرخ مبادله ارز
exchange rates نرخ مبادله ارز
exchanges صرافی مبادله کردن
takeover مبادله چوب امدادی
takeovers مبادله چوب امدادی
cartel مبادله اسیران جنگی
cartels مبادله اسیران جنگی
barter تهاتر مبادله کالاباکالا
bartered تهاتر مبادله کالاباکالا
changing پول خرد مبادله
changes پول خرد مبادله
exchange مبادله کردن تعویض
exchange معاوضه و مبادله پول
exchanged مبادله کردن تعویض
exchanged معاوضه و مبادله پول
exchanges مبادله کردن تعویض
exchanges معاوضه و مبادله پول
exchanging صرافی مبادله کردن
exchanging مبادله کردن تعویض
exchanging معاوضه و مبادله پول
change پول خرد مبادله
changed پول خرد مبادله
bartering تهاتر مبادله کالاباکالا
barters تهاتر مبادله کالاباکالا
automatic data handling سیستم مبادله خودکاراطلاعات
at the current rate of exchange به نرخ مبادله جاری
data interchange format file فایل با فرمت مبادله
exchanged صرافی مبادله کردن
sprint pass مبادله نامرئی چوب امدادی
automatic data handling سیستم کامپیوتری مبادله اطلاعات
covenants که بین طرفین مبادله می گردد
covenant که بین طرفین مبادله می گردد
automatic digital network شبکه مبادله اطلاعات کامپیوتری
commmute تغییر دادن مبادله کردن
dif فایل قالب مبادله داده ها
american standard کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
cartel موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
cartels موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
fixed exchange rate نرخ مبادله ثابت ارز
redemption مبادله اوراق بهادار با پول
manchester school مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
privacy جداسازی مبادله پیام برای تامین
to exchange something [for something] مبادله کردن [چیزی را با چیز دیگری]
boot اختلاف موجودبین قیمتها در مبادله دودارایی
dicker مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
clearinghouse سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
passing action عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
double coincidence of wants نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
parlementaire کسی که بین طرفین متحاربین مبادله پیام را به عهده دارد
consular convention عهد نامهای که جهت مبادله کنسول بین دو کشور منعقد میشود
navigation head بارانداز کنار اسکله دریایی محل مبادله بار کشتیها دراسکله
exchange of instruments of ratification مبادله اسناد دال بر تصدیق وتصویب موضوع مورد توافق یا تصویب معاهده
clearing and switch buying توافق تجاری دوجانبهای که براساس ان دو کشور متعهدبه مبادله مقدار معینی کالامی گردند
exchange of full powers رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
protocols ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
protocol ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
trade داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
relateral tell مبادله پیام بین دو ایستگاه بااستفاده از ایستگاه واسطه
traded داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
exchange of notes نوعی ازموافقتهای سیاسی است که به وسیله مبادله اسنادی بامضمون واحد و حاوی مواردو مطالب مورد توافق طرفین متبادلین انجام میشود
track telling ارتباط و مخابرات بین هواپیمای شناسایی و سیستم کنترل و ردگیری زمینی مبادله اخبار و اطلاعات ردگیری و تعقیب هدف
data link ارتباط مبادله اطلاعات ارتباط کامپیوتری
direct exchange تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
cartel ship کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
exchange of property for property مبادله مال به مال
quantity equation of exchange یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com