English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English Persian
lay to مبادله ضربات کردن
Other Matches
double coincidence of wants زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
odd ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
oddest ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
odder ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
interchange مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanged مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanging مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
drum roll ضربات مداوم
drum rolls ضربات مداوم
to barter for مبادله کردن
swapped مبادله کردن
interchange با هم مبادله کردن
chaffer مبادله کردن
trade مبادله کردن
traded مبادله کردن
swap مبادله کردن
interchange مبادله کردن
exchanges مبادله کردن
swaps مبادله کردن
exchanged مبادله کردن
swopped مبادله کردن
interchanging با هم مبادله کردن
intercommunicate مبادله کردن
interchanging مبادله کردن
exchange مبادله کردن
interchanges با هم مبادله کردن
trade-ins مبادله کردن
interchanges مبادله کردن
exchanging مبادله کردن
interchanged با هم مبادله کردن
swopping مبادله کردن
interchanged مبادله کردن
swop مبادله کردن
swops مبادله کردن
trade in مبادله کردن
trade-in مبادله کردن
traded داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
trade داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
exchanged صرافی مبادله کردن
swap out مبادله کردن به خارج
swap in مبادله کردن به داخل
exchange صرافی مبادله کردن
exchanging مبادله کردن تعویض
to spar at each other مبادله کلام کردن
exchange مبادله کردن تعویض
exchanging صرافی مبادله کردن
exchanges مبادله کردن تعویض
exchanged مبادله کردن تعویض
exchanges صرافی مبادله کردن
KO's با ضربات متوالی از میدان بدرکردن
KO با ضربات متوالی از میدان بدرکردن
rat-a-tat ضربات متوالی و تند زدن
rat a tat tat ضربات متوالی و تند زدن
like as we lie طرفین دارای ضربات مساوی
rat a tat ضربات متوالی و تند زدن
commmute تغییر دادن مبادله کردن
pit a pat با ضربات تند و متوالی درحال ضربان
to exchange something [for something] مبادله کردن [چیزی را با چیز دیگری]
tamp بوسیله ضربات متوالی بالا یا پایین راندن
slugfest مسابقهای که دران ضربات سنگین ردوبدل میشود
dicker مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
beats تعدادضربات پا دریکسری ضربات بازوی شناگر ضربه زدن
beat تعدادضربات پا دریکسری ضربات بازوی شناگر ضربه زدن
passing action عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
halved مساوی بودن تعداد ضربات هر دو حریف در یک بخش ازبازی گلف
halve مساوی بودن تعداد ضربات هر دو حریف در یک بخش ازبازی گلف
even par انجام تعداد ضربات استاندارددر یک بخش یا تمام بخشای گلف
scorecard کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
scorecards کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
tapping ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapped ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tap ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
exchange مبادله
trucks مبادله
trade-ins مبادله
swapping مبادله
interchanging مبادله
interchanges مبادله
interchanged مبادله
barter مبادله
bartered مبادله
bartering مبادله
barters مبادله
interchange مبادله
trade in مبادله
trade-in مبادله
trucking مبادله
bater مبادله
exchanged مبادله
exchanges مبادله
reciprocation مبادله
talk مبادله
truck مبادله
trucked مبادله
talked مبادله
talks مبادله
exchanging مبادله
bartering مبادله تهاتری
truckage مبادله جنسی
tit for tat <idiom> مبادله منصفانه
truckage مبادله معامله
terms of trade شرایط مبادله
foreign exchange مبادله خارجی
exchange rate نرخ مبادله
traffic مبادله کالا
bartering مبادله پایاپای
trafficking مبادله کالا
trafficked مبادله کالا
traffics مبادله کالا
terms of trade رابطه مبادله
commodity exchange مبادله کالا
exchange of notes مبادله یادداشتها
exchanging مرکز مبادله
interchanges مبادله کالا
barter مبادله پایاپای
barter مبادله تهاتری
exchanging مبادله پول
interchanged مبادله کالا
exchange value ارزش مبادله
value in exchange ارزش مبادله
contract curve منحنی مبادله
medium of exchange وسیله مبادله
bartered مبادله پایاپای
bartered مبادله تهاتری
interchanging مبادله کالا
exchanges مرکز مبادله
changing تعویض مبادله
changed تعویض مبادله
futures exchange مبادله سلف
exchange مرکز مبادله
bourse مبادله بورس
exchanged مبادله پول
exchange مبادله پول
changes تعویض مبادله
reciprocal trading مبادله متقابل
rate of exchange نرخ مبادله
exchanger مبادله کننده
exchange of flags مبادله پرچمها
fire fight مبادله اتش
exchanged مرکز مبادله
inconvertible مبادله ناپذیر
exchangeable قابل مبادله
interchange مبادله کالا
exchange rates نرخ مبادله
interchangeable قابل مبادله
cambium محل مبادله
barters مبادله پایاپای
exchanges مبادله پول
change تعویض مبادله
barters مبادله تهاتری
trade مزاحمت مبادله کالا
traded مزاحمت مبادله کالا
exchange rate نرخ مبادله ارز
bartering تهاتر مبادله کالاباکالا
exchanging معاوضه و مبادله پول
exchanged معاوضه و مبادله پول
bartered تهاتر مبادله کالاباکالا
exchange rates نرخ مبادله ارز
barters تهاتر مبادله کالاباکالا
exchange معاوضه و مبادله پول
barter تهاتر مبادله کالاباکالا
exchanges معاوضه و مبادله پول
exchangee چیز مبادله شده
rate of exchange نرخ مبادله ارز
exchange restriction کنترل مبادله ارز
changed پول خرد مبادله
changing پول خرد مبادله
at the current rate of exchange به نرخ مبادله جاری
takeover مبادله چوب امدادی
takeovers مبادله چوب امدادی
automatic data handling سیستم مبادله خودکاراطلاعات
cartels مبادله اسیران جنگی
inside pass مبادله چوب در امدادی
cartel مبادله اسیران جنگی
unvisual exchange مبادله نامرئی چوب
purchasing power parity نرخ نسبی مبادله
change پول خرد مبادله
olefin metathesis reaction واکنش مبادله اولفینی
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
data interchange format file فایل با فرمت مبادله
changes پول خرد مبادله
american standard کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
covenant که بین طرفین مبادله می گردد
dif فایل قالب مبادله داده ها
cartels موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
redemption مبادله اوراق بهادار با پول
covenants که بین طرفین مبادله می گردد
sprint pass مبادله نامرئی چوب امدادی
automatic digital network شبکه مبادله اطلاعات کامپیوتری
fixed exchange rate نرخ مبادله ثابت ارز
automatic data handling سیستم کامپیوتری مبادله اطلاعات
cartel موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
manchester school مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
privacy جداسازی مبادله پیام برای تامین
boot اختلاف موجودبین قیمتها در مبادله دودارایی
clearinghouse سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
double coincidence of wants نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
parlementaire کسی که بین طرفین متحاربین مبادله پیام را به عهده دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com