English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 196 (9 milliseconds)
English Persian
exchange of flags مبادله پرچمها
Other Matches
double coincidence of wants زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
The demonstrators were waving the flags. تظاهر کنندگان پرچمها راتکان می دادند
interchanging مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanged مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchange مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
talk مبادله
exchanging مبادله
interchanging مبادله
interchanges مبادله
interchanged مبادله
interchange مبادله
talked مبادله
talks مبادله
barter مبادله
bartered مبادله
bartering مبادله
barters مبادله
trade in مبادله
trade-ins مبادله
bater مبادله
swapping مبادله
truck مبادله
trucked مبادله
trucking مبادله
trucks مبادله
trade-in مبادله
reciprocation مبادله
exchanges مبادله
exchanged مبادله
exchange مبادله
exchange rates نرخ مبادله
trade in مبادله کردن
exchange rate نرخ مبادله
trade-in مبادله کردن
trade-ins مبادله کردن
barter مبادله پایاپای
exchange مرکز مبادله
bartering مبادله پایاپای
bartered مبادله پایاپای
bartered مبادله تهاتری
barter مبادله تهاتری
bartering مبادله تهاتری
barters مبادله پایاپای
barters مبادله تهاتری
foreign exchange مبادله خارجی
reciprocal trading مبادله متقابل
exchange of notes مبادله یادداشتها
swop مبادله کردن
terms of trade رابطه مبادله
terms of trade شرایط مبادله
to barter for مبادله کردن
truckage مبادله جنسی
truckage مبادله معامله
value in exchange ارزش مبادله
tit for tat <idiom> مبادله منصفانه
rate of exchange نرخ مبادله
exchange مبادله کردن
bourse مبادله بورس
cambium محل مبادله
chaffer مبادله کردن
commodity exchange مبادله کالا
contract curve منحنی مبادله
exchange مبادله پول
exchange value ارزش مبادله
exchangeable قابل مبادله
exchanger مبادله کننده
fire fight مبادله اتش
futures exchange مبادله سلف
inconvertible مبادله ناپذیر
intercommunicate مبادله کردن
medium of exchange وسیله مبادله
interchange با هم مبادله کردن
interchanged با هم مبادله کردن
swapped مبادله کردن
interchanges مبادله کالا
interchanges با هم مبادله کردن
interchanging مبادله کردن
interchanging مبادله کالا
exchanging مرکز مبادله
exchanged مرکز مبادله
interchanging با هم مبادله کردن
change تعویض مبادله
exchanges مبادله پول
exchanges مبادله کردن
swaps مبادله کردن
changes تعویض مبادله
interchange مبادله کالا
changed تعویض مبادله
changing تعویض مبادله
interchange مبادله کردن
swap مبادله کردن
interchanged مبادله کردن
interchanged مبادله کالا
exchanges مرکز مبادله
traffics مبادله کالا
traded مبادله کردن
exchanging مبادله کردن
interchanges مبادله کردن
traffic مبادله کالا
trafficked مبادله کالا
exchanging مبادله پول
swops مبادله کردن
exchanged مبادله پول
swopped مبادله کردن
trade مبادله کردن
interchangeable قابل مبادله
exchanged مبادله کردن
swopping مبادله کردن
trafficking مبادله کالا
purchasing power parity نرخ نسبی مبادله
trade مزاحمت مبادله کالا
exchange restriction کنترل مبادله ارز
exchangee چیز مبادله شده
lay to مبادله ضربات کردن
inside pass مبادله چوب در امدادی
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
olefin metathesis reaction واکنش مبادله اولفینی
rate of exchange نرخ مبادله ارز
exchanges معاوضه و مبادله پول
barter تهاتر مبادله کالاباکالا
exchange صرافی مبادله کردن
exchanging معاوضه و مبادله پول
unvisual exchange مبادله نامرئی چوب
to spar at each other مبادله کلام کردن
change پول خرد مبادله
exchanging مبادله کردن تعویض
changed پول خرد مبادله
swap out مبادله کردن به خارج
swap in مبادله کردن به داخل
changes پول خرد مبادله
changing پول خرد مبادله
exchanging صرافی مبادله کردن
exchanges صرافی مبادله کردن
exchanged مبادله کردن تعویض
bartered تهاتر مبادله کالاباکالا
data interchange format file فایل با فرمت مبادله
exchanged معاوضه و مبادله پول
bartering تهاتر مبادله کالاباکالا
barters تهاتر مبادله کالاباکالا
at the current rate of exchange به نرخ مبادله جاری
automatic data handling سیستم مبادله خودکاراطلاعات
exchange معاوضه و مبادله پول
exchanged صرافی مبادله کردن
exchange rate نرخ مبادله ارز
cartels مبادله اسیران جنگی
exchange rates نرخ مبادله ارز
takeover مبادله چوب امدادی
exchanges مبادله کردن تعویض
takeovers مبادله چوب امدادی
traded مزاحمت مبادله کالا
exchange مبادله کردن تعویض
cartel مبادله اسیران جنگی
sprint pass مبادله نامرئی چوب امدادی
american standard کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
covenants که بین طرفین مبادله می گردد
cartel موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
covenant که بین طرفین مبادله می گردد
automatic data handling سیستم کامپیوتری مبادله اطلاعات
automatic digital network شبکه مبادله اطلاعات کامپیوتری
redemption مبادله اوراق بهادار با پول
commmute تغییر دادن مبادله کردن
fixed exchange rate نرخ مبادله ثابت ارز
dif فایل قالب مبادله داده ها
cartels موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
to exchange something [for something] مبادله کردن [چیزی را با چیز دیگری]
privacy جداسازی مبادله پیام برای تامین
manchester school مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
boot اختلاف موجودبین قیمتها در مبادله دودارایی
dicker مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
clearinghouse سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
passing action عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
double coincidence of wants نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
parlementaire کسی که بین طرفین متحاربین مبادله پیام را به عهده دارد
consular convention عهد نامهای که جهت مبادله کنسول بین دو کشور منعقد میشود
navigation head بارانداز کنار اسکله دریایی محل مبادله بار کشتیها دراسکله
exchange of instruments of ratification مبادله اسناد دال بر تصدیق وتصویب موضوع مورد توافق یا تصویب معاهده
clearing and switch buying توافق تجاری دوجانبهای که براساس ان دو کشور متعهدبه مبادله مقدار معینی کالامی گردند
exchange of full powers رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
protocol ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
protocols ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
relateral tell مبادله پیام بین دو ایستگاه بااستفاده از ایستگاه واسطه
trade داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
traded داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
exchange of notes نوعی ازموافقتهای سیاسی است که به وسیله مبادله اسنادی بامضمون واحد و حاوی مواردو مطالب مورد توافق طرفین متبادلین انجام میشود
track telling ارتباط و مخابرات بین هواپیمای شناسایی و سیستم کنترل و ردگیری زمینی مبادله اخبار و اطلاعات ردگیری و تعقیب هدف
data link ارتباط مبادله اطلاعات ارتباط کامپیوتری
direct exchange تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
cartel ship کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
exchange of property for property مبادله مال به مال
quantity equation of exchange یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com