Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (12 milliseconds)
English
Persian
interchange
مبادله کالا
interchanged
مبادله کالا
interchanges
مبادله کالا
interchanging
مبادله کالا
traffic
مبادله کالا
trafficked
مبادله کالا
trafficking
مبادله کالا
traffics
مبادله کالا
commodity exchange
مبادله کالا
Search result with all words
trade
مزاحمت مبادله کالا
traded
مزاحمت مبادله کالا
interchange
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanged
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanging
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
passing action
عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
Other Matches
double coincidence of wants
زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
law of demand
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
cob web theorem
ه کالا در هر زمان تابع قیمت ان کالا در دوره زمانی قبلی است .
supporting goods
موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد
transire
برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا
department store
فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department stores
فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
barter with someone
با کسی دادوستد کالا با کالا کردن
shelf life
مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
to barter
[to trade by barter]
دادوستد کالا با کالا کردن
say's law
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
cash on delivery
فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
freightliner
شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
demand elasticity
درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
throughput capacity
فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
exchange control
نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
consignee
گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
c & f
قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
interchange
مبادله
swapping
مبادله
interchanging
مبادله
truck
مبادله
talk
مبادله
talked
مبادله
reciprocation
مبادله
interchanges
مبادله
interchanged
مبادله
talks
مبادله
trucked
مبادله
trucks
مبادله
trade-ins
مبادله
exchanged
مبادله
barter
مبادله
trucking
مبادله
exchanges
مبادله
trade-in
مبادله
trade in
مبادله
barters
مبادله
exchange
مبادله
bartering
مبادله
bartered
مبادله
exchanging
مبادله
bater
مبادله
foreign exchange
مبادله خارجی
barters
مبادله تهاتری
exchange of notes
مبادله یادداشتها
barters
مبادله پایاپای
exchange value
ارزش مبادله
exchange rate
نرخ مبادله
terms of trade
رابطه مبادله
trade in
مبادله کردن
trade-ins
مبادله کردن
contract curve
منحنی مبادله
trade-in
مبادله کردن
interchangeable
قابل مبادله
exchange of flags
مبادله پرچمها
fire fight
مبادله اتش
to barter for
مبادله کردن
bartering
مبادله تهاتری
bartering
مبادله پایاپای
exchangeable
قابل مبادله
exchange rates
نرخ مبادله
reciprocal trading
مبادله متقابل
medium of exchange
وسیله مبادله
rate of exchange
نرخ مبادله
barter
مبادله تهاتری
barter
مبادله پایاپای
bartered
مبادله پایاپای
intercommunicate
مبادله کردن
swop
مبادله کردن
exchanged
مرکز مبادله
chaffer
مبادله کردن
exchanger
مبادله کننده
cambium
محل مبادله
futures exchange
مبادله سلف
bartered
مبادله تهاتری
inconvertible
مبادله ناپذیر
bourse
مبادله بورس
change
تعویض مبادله
exchange
مبادله پول
changed
تعویض مبادله
changes
تعویض مبادله
changing
تعویض مبادله
terms of trade
شرایط مبادله
swapped
مبادله کردن
swaps
مبادله کردن
swopping
مبادله کردن
exchanging
مرکز مبادله
exchanged
مبادله کردن
exchanged
مبادله پول
exchange
مرکز مبادله
exchanges
مبادله پول
exchanges
مبادله کردن
exchanging
مبادله پول
exchanging
مبادله کردن
exchange
مبادله کردن
swops
مبادله کردن
value in exchange
ارزش مبادله
interchanging
مبادله کردن
exchanges
مرکز مبادله
interchanges
با هم مبادله کردن
swap
مبادله کردن
interchanges
مبادله کردن
interchange
مبادله کردن
interchanged
مبادله کردن
traded
مبادله کردن
interchange
با هم مبادله کردن
interchanged
با هم مبادله کردن
truckage
مبادله معامله
swopped
مبادله کردن
trade
مبادله کردن
interchanging
با هم مبادله کردن
truckage
مبادله جنسی
tit for tat
<idiom>
مبادله منصفانه
exchanging
مبادله کردن تعویض
exchanging
صرافی مبادله کردن
exchanges
معاوضه و مبادله پول
data interchange format file
فایل با فرمت مبادله
rate of exchange
نرخ مبادله ارز
bartering
تهاتر مبادله کالاباکالا
takeover
مبادله چوب امدادی
exchanged
معاوضه و مبادله پول
exchanges
صرافی مبادله کردن
barter
تهاتر مبادله کالاباکالا
exchanged
مبادله کردن تعویض
to spar at each other
مبادله کلام کردن
exchanged
صرافی مبادله کردن
bartered
تهاتر مبادله کالاباکالا
cartels
مبادله اسیران جنگی
cartel
مبادله اسیران جنگی
exchange
معاوضه و مبادله پول
at the current rate of exchange
به نرخ مبادله جاری
automatic data handling
سیستم مبادله خودکاراطلاعات
takeovers
مبادله چوب امدادی
exchanges
مبادله کردن تعویض
unvisual exchange
مبادله نامرئی چوب
changing
پول خرد مبادله
inside pass
مبادله چوب در امدادی
private branch exchange
مبادله انشعاب خصوصی
lay to
مبادله ضربات کردن
exchange rates
نرخ مبادله ارز
exchange rate
نرخ مبادله ارز
exchange
صرافی مبادله کردن
purchasing power parity
نرخ نسبی مبادله
barters
تهاتر مبادله کالاباکالا
olefin metathesis reaction
واکنش مبادله اولفینی
changes
پول خرد مبادله
exchange
مبادله کردن تعویض
swap in
مبادله کردن به داخل
change
پول خرد مبادله
exchangee
چیز مبادله شده
swap out
مبادله کردن به خارج
changed
پول خرد مبادله
exchanging
معاوضه و مبادله پول
exchange restriction
کنترل مبادله ارز
covenant
که بین طرفین مبادله می گردد
redemption
مبادله اوراق بهادار با پول
covenants
که بین طرفین مبادله می گردد
commmute
تغییر دادن مبادله کردن
cartels
موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
fixed exchange rate
نرخ مبادله ثابت ارز
automatic data handling
سیستم کامپیوتری مبادله اطلاعات
american standard
کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
cartel
موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
dif
فایل قالب مبادله داده ها
sprint pass
مبادله نامرئی چوب امدادی
automatic digital network
شبکه مبادله اطلاعات کامپیوتری
to exchange something
[for something]
مبادله کردن
[چیزی را با چیز دیگری]
privacy
جداسازی مبادله پیام برای تامین
manchester school
مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
boot
اختلاف موجودبین قیمتها در مبادله دودارایی
dicker
مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
clearinghouse
سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
parlementaire
کسی که بین طرفین متحاربین مبادله پیام را به عهده دارد
double coincidence of wants
نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
traffick
کالا
stuffed
کالا
commodity
کالا
stuff
کالا
object of sale
کالا
good
کالا
chattel
کالا
product
کالا
products
کالا
matter
کالا
mattered
کالا
mattering
کالا
matters
کالا
stuffs
کالا
mercery
کالا
commodities
کالا
produces
کالا
traffic
کالا
article
کالا
material
کالا
trafficked
کالا
trafficking
کالا
produce
کالا
traffics
کالا
materials
کالا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com