Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
primer
مبادی اولیه بتونه
primers
مبادی اولیه بتونه
Other Matches
primitivism
اتکا به مبادی اولیه
Ideal City
[شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
basic communication
گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
alphabet
مبادی
alphabets
مبادی
prudent
[discreet]
<adj.>
مبادی آداب
introduction to physics
مبادی فیزیک
politer
مبادی اداب
polite
مبادی اداب
discretional
<adj.>
مبادی آداب
tactfully
مبادی اداب
tactful
مبادی اداب
politest
مبادی اداب
discreet
<adj.>
مبادی آداب
discrete
<adj.>
مبادی آداب
polygenesis
تعدد مبادی
functional
اصول مبادی
basic data
دادههای اولیه عناصر اولیه
tactless
بدون مبادی اداب
tirocinium
دوره نواموزی مبادی
polishes
ارایش مبادی ادابی
tactlessly
بدون مبادی اداب
polish
ارایش مبادی ادابی
punctiliously
بسیار مبادی اداب
principle
حقیقت مبادی واصول
punctilious
بسیار مبادی اداب
restoration
احیا و مرمت فرش
[برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
glazing compound
بتونه
painter's putty
بتونه
oakum
بتونه
spackle
بتونه
putty
بتونه
filler
بتونه
gesso
بتونه
fillers
بتونه
sealings
بتونه ها
seal
بتونه
seals
بتونه
cads
پست و بدون مبادی اداب بودن
cad
پست و بدون مبادی اداب بودن
smoothie
ادم مبادی اداب چرب زبان
smoothies
ادم مبادی اداب چرب زبان
smoothy
ادم مبادی اداب چرب زبان
clairecelle
چسب بتونه
putty
بتونه کردن
fillings
بتونه خاکریزی
clearcole
چسب بتونه
filling
بتونه خاکریزی
caulking
بتونه کاری
calk
بتونه کاری
caulker
بتونه کار
priming
بتونه کاری
oakum
خمیر بتونه
came
بتونه سربی
paste wood filler
بتونه چوب
front putty
بتونه جلو
spackle
بتونه نقاشی
sealings
بتونه اب بندی
putty
بتونه اب بندی
basic issue list
اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
puttier
بتونه کار شیشه
caulking gun
تلمبه بتونه زنی
sealant
وسیله بتونه کاری
calker
بتونه کاری کردن
glazier's putty
بتونه شیشه بری
gesso
سطح پوشیده از بتونه
caulk
بتونه گیری کردن
mastic
نوعی بتونه یاچسب
glazing compound
بتونه شیشه بری
sealer
بتونه یااستری رنگ
spackle
بتونه کاری کردن
dogmatic marxism
مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
intuitivist
کسیکه مبادی اخلاقی را حسی میداندو عقیده داردکه درک ....استدلال نیست
scrim
پارچه استری مبل وغیره کرباس نازکی که بعنوان بتونه قاب چوبی وامثال ان بکارمیبرند
ethnogeny
گفتار در پیدایش نژادها مبحث مبادی نژادها
primming
بتونه کاری کردن راه انداختن موتور یا گرم کردن ان
tar down
بتونه مالی کردن مسدود کردن سوراخها
primed
تفنگ را پر کردن بتونه کاری کردن
primes
تفنگ را پر کردن بتونه کاری کردن
prime
تفنگ را پر کردن بتونه کاری کردن
intuitivism
اصولی که بموجب ان مبادی اخلاقی را حسی میدانند اصول اخلاقی حسی
calk
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
came
میله سربی بتونه سربی
earliest
اولیه
primal
اولیه
elementary
اولیه
early
اولیه
preliminary
اولیه
primitive
اولیه
initial
اولیه
initialling
اولیه
initialled
اولیه
fundamental
اولیه
initialing
اولیه
initials
اولیه
initialed
اولیه
raw
اولیه
basic
اولیه
primary
اولیه
dispersion
اولیه
rudimentary
اولیه
basics
اولیه
primeval
اولیه
preliminaries
اولیه
first generation
اولیه
input attenuation
میرائی اولیه
feed stock
مواد اولیه
first aids
کمکهای اولیه
input attenuation
دمفونگ اولیه
opening capital
سرمایه اولیه
elementary cell
پیل اولیه
input capacitor
خازن اولیه
input circuit
مدار اولیه
input capacitance
فرفیت اولیه
input coordinate
مختصات اولیه
input coupling
تزویج اولیه
input current
جریان اولیه
drawing key
طرح اولیه
cogging train
مسیر اولیه
input admittance
ادمیتانس اولیه
first cause
علت اولیه
first cost
هزینه اولیه
initial velocity
سرعت اولیه
initial level
سطح اولیه
initial mass
جرم اولیه
initial point
نقطه اولیه
initial reserves
ذخایر اولیه
initial strength
استحکام اولیه
initial cost
هزینه اولیه
initial condition
شرط اولیه
initialize
مقداردهی اولیه
first notions
تصورات اولیه
basic agreement
توافق اولیه
historical costs
هزینه اولیه
i.c.
حالت اولیه
incunabula
مراحل اولیه
initial acceleration
شتاب اولیه
initial capital
سرمایه اولیه
initial condition
شرایط اولیه
initial value
مقدار اولیه
radix
سرچشمه اولیه
proto planets
سیارههای اولیه
proto galaxy
کهکشان اولیه
priority processing
پردازش اولیه
primogenitors
اجداد اولیه
primitive element
عنصر اولیه
primery terminal
ترمینال اولیه
primery obligation
تعهدات اولیه
primery current
جریان اولیه
primery coil
پیچک اولیه
primery citcuit
مدار اولیه
primery battery
باطری اولیه
primeral borth
ابگوشت اولیه
prime costs
هزینههای اولیه
prime cost
ارزش اولیه
primary track
شیار اولیه
primary structure
ساختمان اولیه
raw data
دادههای اولیه
raw products
محصولات اولیه
outline agreement
توافق اولیه
skeleton agreement
توافق اولیه
master agreement
توافق اولیه
frame agreement
توافق اولیه
scheme
طرح اولیه
I'll put in the initial outlay , you do the work .
ما یه اولیه از من کار از تو
self aid
کمکهای اولیه
rudiment
اولیه ابتدایی
roughed slab
برامن اولیه
raw statistics
امارهای اولیه
primary storage
حافظه اولیه
input unit
واحد اولیه
input translator
مترجم اولیه
input transformer
ترانسفورماتور اولیه
input time
زمان اولیه
input terminal
ترمینال اولیه
input tape
نوار اولیه
input stage
طبقه اولیه
input signal
سیگنال اولیه
input reactance
راکتانس اولیه
input noise
پارازیت اولیه
input information
اطلاعات اولیه
input gap
فاصله اولیه
input function
تابع اولیه
input frequency
فرکانس اولیه
input electrode
الکترود اولیه
input drift
رانش اولیه
input voltage
ولتاژ اولیه
primery voltage
ولتاژ اولیه
primary storage
انباره اولیه
primary standard
استاندارد اولیه
primary inputs
نهادههای اولیه
primary inputs
دادههای اولیه
primary industries
صنایع اولیه
primary emission
صدور اولیه
primary electron
الکترون اولیه
primary cognizance
شناختهای اولیه
primary center
مرکز اولیه
primary body
جسم اولیه
prereduction
کاهش اولیه
preliminiary work
کار اولیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com