English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
dysgenics مبحث مطالعه فساد نسل وتباهی نژادی
Other Matches
harmonics مبحث مطالعه خواص ومختصات اصوات موسیقی مبحث الحان موزون همسازها
immunogenetics مبحث مصونیت نژادی
cacogenesis فساد نژادی دراثر حفظ وابقاء صفات بد
subjects مبحث موضوع مطالعه
subjecting مبحث موضوع مطالعه
subjected مبحث موضوع مطالعه
subject مبحث موضوع مطالعه
symbology مبحث مطالعه علائم ونشانههای رمزی
glottochronology مبحث مطالعه سیر تکامل زبانهای مختلف
morphophonemics مبحث مطالعه صور مختلف یاتصاریف مختلفه یک لغت یاریشه
feasability study مطالعه امکان اجرای چیزی مطالعه اقتصادی بودن امری
karyosystematice بخشی از رده بندی موجودات که روابط طبیعی انهارابوسیله مطالعه خصوصیات سلولی موجودات مورد مطالعه قرارمیدهد
corrsion فساد تدریجی فساد
ethnicity نژادی
phyletic نژادی
ethnic نژادی
ethnical نژادی
racially نژادی
eugenics به نژادی
racial نژادی
color line مانع نژادی
phylogeny تکامل نژادی
racial discrimination تبعیض نژادی
racial prejudice پیشداوری نژادی
segregation تبعیض نژادی
racialism خصوصیات نژادی
multiracial چند نژادی
racial unconscious ناهشیار نژادی
racial segregation تفکیک نژادی
racial memory حافظه نژادی
racialism تبعیضات نژادی
racism تبعیض نژادی
interrace بین نژادی
eugenic وابسته به به نژادی
ethnocentric طرفداربرتری نژادی
racial prejudice تعصب نژادی
gerontomorphosis پیر نژادی
abyssinian نژادی از گربه
interracial بین نژادی
phylogenetic وابسته به تکامل نژادی
phylogenic وابسته به تکامل نژادی
linebreed اصلاح نژادی کردن
miscegenation زناشویی میان نژادی
segregating تبعیض نژادی قائل شدن
teutonism عقیده برتری نژادی المان
desegregating تفکیک نژادی را فسخ کردن
racy دارای صفات اصلی و نژادی
segregates تبعیض نژادی قائل شدن
segregate تبعیض نژادی قائل شدن
shropshire نژادی از گوسفند بی شاخ انگلیسی
strain صفت موروثی خصوصیت نژادی
strains صفت موروثی خصوصیت نژادی
phylogeny تاریخ نژادی جانور یا گیاه
white supremacist طرفدار تفوق نژادی سفیدپوستان
desegregate تفکیک نژادی را فسخ کردن
desegregated تفکیک نژادی را فسخ کردن
desegregates تفکیک نژادی را فسخ کردن
sclav ect عضو نژادی که شامل مردم خاوراروپاباشد
manifest destiny لوازم قهری بسط وتوسعه نژادی
africander اروپایی نژادی که درافریقای جنوبی زاده شد
eugenic از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
Racial prejudice prevails in some countries. دربرخی کشورها تعصبات نژادی وجود دارد
inviable عاجز از ادامه بقا در اثرساختمان نژادی و ارثی
corruptness فساد
putrefaction فساد
cottuptness فساد
vises فساد
putridness فساد
pyosis فساد
degeneration فساد
vice- فساد
vices فساد
necrosis فساد
immorality فساد
decadency فساد
depravation فساد
morbidness فساد
depravement فساد
turpitude فساد
morbidity فساد
pravity فساد
vice فساد
festers فساد
decadence فساد
decaying فساد
decays فساد
vitiation فساد
guilty pleasure فساد
vileness فساد
vice [immorality] فساد
degeneracy فساد
decayed فساد
decay فساد
mortification فساد
depravity فساد
pus فساد
invalidity فساد
debauchment فساد
spoils فساد
spoiling فساد
spoiled فساد
spoil فساد
festering فساد
corruption فساد
festered فساد
rottenness فساد
fester فساد
dissolution فساد
Anti – corruption campaign . مبارزه با فساد
incorruption فساد ناپذیری
inherent vice فساد ذاتی
indecomposable فساد ناپذیر
phthisis فساد بافتها
corruptible فساد پذیر
corruptibility قابلیت فساد
invalidity بطلان فساد
perverseness هرزگی فساد
perishableness فساد پذیری
passible فساد پذیر
scorbutus فساد خون
Moral decadence . فساد اخلاق
the origin of evil منشا فساد
decadently در حال فساد
putrescencty گندیدگی فساد
putrescence گندیدگی فساد
factionist اهل فساد
spoilable فساد پذیر
sodom مرکز فساد
corruptive فساد امیز
corrosion فساد تدریجی
corruption on the earth فساد فی الارض
pelasgic نام نخستین نژادی که دریونان و جزیرههای خاورمدیترانه ساکن شدند
preservatives جلوگیری کننده از فساد
suppurate فساد جمع شدن
preservative جلوگیری کننده از فساد
bacteriolysis فساد و تحلیل میکرب
decadence فساد اغاز ویرانی
dry rot فساد اجتماعی واخلاقی
The corruption in government offices . فساد دردستگاههای دولتی
antimateriel agent عامل فساد اماد
gas degeneration فساد تدریجی گازی
corruptibly بطور فساد پذیر
lore فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
incorruptible فساد نا پذیر منحرف نشدنی
To wallow in vice . درمنجلاب فساد غوطه ور بودن
adulterant مایه تقلب و فساد متقلب
lacquer preservative لاک جلوگیری کننده از فساد
topic مبحث
topics مبحث
karakul کاراکول [نژادی از گوسفند آسیائی با رنگ طبیعی سیاه، خاکستری و گاهی قهوه ای]
atmospheric corrosion فساد تدریجی در اثر مجاورت با هوا
abiotrophy تحلیل و فساد عضوبدون علت مشهود
gangrene فساد عضو براثر نرسیدن خون
atomics مبحث اتم
goniometry مبحث زوایا
immunology مبحث مصونیت
hysterology مبحث رحم
dysgenics مبحث فسادنسل
hydrology مبحث اب شناسی
sarcology مبحث لحوم
anatomies مبحث تشریح
pharmacognosy مبحث داروشناسی
pharyngology مبحث حلق
potamology مبحث رودخانه ها
anatomy مبحث تشریح
prosthodontics مبحث دندانسازی
tratology مبحث عجایب
therapeusis مبحث تداوی
selenology مبحث ماه
ophiology مبحث مارشناسی
anesthesiology مبحث بی هوشی
head عنوان مبحث
odontology مبحث دندان
areology مبحث مریخ
angeology مبحث فرشتگان
ombrology مبحث باران
nasology مبحث بینی
acidosis فساد خون در اشخاص مبتلا به بیماری قند
tribophysics مبحث اصطکاک در فیزیک
pharmaceutics مبحث داروها داروگری
stereo chemistry مبحث شیمی فضایی
statics مبحث اجسام ایستا
exodontia مبحث دندان کشی
sexology مبحث مطالعات جنسی
scatology مبحث مدفوعات ونجاسات
rhythmics مبحث وزن شعر
hyetology علم یا مبحث بارندگی
prosthetics مبحث اعضای مضنوعی
mineralogy مبحث معدن شناسی
ionics مبحث علمی یونها
histopathology مبحث امراض بافتی
orography مبحث کوه شناسی
otology مبحث ناخوشیهای گوش
pathogenesis مبحث پیدایش ناخوشی
pedogenesis مبحث پیدایش جلگه
pedology مبحث بهداشت کودکان
pneumatology مبحث موجودات روحانی
soteriology مبحث نجات رستگاری
palynology مبحث گرده افشانی
gyrostatics مبحث چرخش اجسام
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com