English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English Persian
d.c. converter مبدل جریان دائم
Search result with all words
d.c. arc welding converter مبدل جوشکاری جریان دائم
d.c. transformer ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
Other Matches
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
d.c. جریان دائم
constant current جریان دائم
direct current جریان دائم
steady flow جریان دائم
d.c. drive ماشین جریان دائم
d.c. resistance مقاومت جریان دائم
d.c. commponent بخش جریان دائم
d.c. cable کابل جریان دائم
d.c. ammeter امپرمتر جریان دائم
d.c. drive محرکه جریان دائم
d.c. heating گرمایش جریان دائم
dynamo مولد جریان دائم
dynamos مولد جریان دائم
d.c. reciever گیرنده جریان دائم
d.c. brake ترمز جریان دائم
grid d.c. جریان دائم شبکه
d.c. arc welding generator مولد جوشکاری جریان دائم
grid d.c. modulation مدولاسیون جریان دائم شبکه
high direct voltage فشار قوی جریان دائم
d.c. winding سیم پیچی جریان دائم
d.c. instrument دستگاه اندازه گیری جریان دائم
variable speed d.c. motor موتور جریان دائم با سرعت متغیر
d.c. series wound motor موتور با سیم پیچی جریان دائم
inductive d.c. voltage drop افت ولتاژ جریان دائم القائی
current converter مبدل جریان
current transformer مبدل جریان
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
digital to analog converter مبدل دیجیتال به انالوگ مبدل رقمی به قیاسی
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
flows سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
continued دائم
permanent دائم
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
amps واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
fee simple حق تملک دائم
life imprisonment حبس دائم
steady load بار دائم
steady state حالات دائم
malt worm دائم الخمر
tosspot دائم الخمر
toper دائم الخمر
tippler دائم الخمر
intermission غیر دائم
intermissions غیر دائم
eye splice حلقه دائم
alcoholic دائم الخمر
alcoholics دائم الخمر
d.c c. motor موتورجریان دائم
rectification دائم سازی
perpetual motion حرکت دائم
permanent marriage نکاح دائم
permanent magnet اهنربای دائم
dead load بار دائم
permanent insanity جنون دائم
sottish دائم الخمر
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
tipple دائم الخمر بودن
d.c. motor موتورجریان دائم موتور C.D
loyalty rebate تخفیف مشتریان دائم
maintain watch به گوش بودن دائم
tipples دائم الخمر بودن
tippled دائم الخمر بودن
tippling دائم الخمر بودن
loyalty discount تخفیف مشتریان دائم
perpetual motion machine ماشین با حرکت دائم
obsession فکر دائم وسواس
obsessions فکر دائم وسواس
induction current جریان القاء شده جریان تحریک
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
bowler مشروب خوارافراطی دائم الخمر
tetanize بحالت انقباض دائم دراوردن
have one's nose in a book <idiom> دائم سر توی کتاب داشتن
habitual شخص دائم الخمر عادی
bowlers مشروب خوارافراطی دائم الخمر
fuddle دائم الخمر بودن گیج کردن
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
current compensation کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
parasitic current جریان نشتی جریان خارجی
current flow سیلان جریان فلوی جریان
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
paramagnetic اجسامی با قابلیت گذردهی یانفوذپذیری بیشتر از یک وخاصیت مغناطیسی دائم
gresham's law پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
peers of iveland بزرگانی که از میان انها 82تن بطور دائم برای نمایندگی برگزیده می شوند
unstart انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
idle current meter دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
circuitry شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
achalasia عدم انبساط عضلات مجاری بدن و باقی ماندن انها در حال انقباض دائم
decoder مبدل کد
blowing nozzle مبدل
line transformer مبدل خط
derivative مبدل
transformator مبدل
transducer مبدل
interchange مبدل
converter مبدل
adapter مبدل
derivatives مبدل
interchanged مبدل
interchanges مبدل
motor generator مبدل
toggle key مبدل
inverter مبدل
interchanging مبدل
transformer مبدل
transformers مبدل
changer مبدل
crystal transducer مبدل
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
frequency convertor مبدل فرکانس
disguising لباس مبدل
heat exchanger مبدل حرارتی
single phase transformer مبدل تک فاز
oil transformer مبدل روغنی
converter circuit مدار مبدل
static transformer مبدل ثابت
motor transformer مبدل موتور
output transformer مبدل خروجی
side blown converter مبدل پهلو دم
frequency changer مبدل فرکانس
step up transformer مبدل فزاینده
single armature converter مبدل یک ارمیچری
frequency transformer مبدل یا ترانسفورماتورفرکانس
step down transformer مبدل کاهنده
series transformer مبدل شدتی
disguises لباس مبدل
energy converter مبدل انرژی
ratio of transformer نسبت مبدل
transformer ratio نسبت مبدل
impedance transformer مبدل امپدانس
disguisedly با لباس مبدل
reducer لوله مبدل
masquerade لباس مبدل
masqueraded لباس مبدل
repeating coil مبدل تلفن
masquerades لباس مبدل
resonance transformer مبدل همنوایی
masquerading لباس مبدل
transformer مبدل ترانسفورماتور
pulse transformer مبدل ضربه
pulse converter مبدل پالس
pressure transducer مبدل فشار
disguised لباس مبدل
disguise لباس مبدل
converter stage طبقه مبدل
data transducer مبدل داده ها
rotary converter مبدل دوار
rotary converter مبدل گردان
polyphase transformer مبدل چندفاز
potential transformer مبدل ولت
power supply مبدل برق
power transformer مبدل تغذیه
air cooled transformer مبدل هوایی
transformers مبدل ترانسفورماتور
character template مبدل کاراکتری
transformer coupling جفتگری با مبدل
jigger مبدل انتن
thomas converter مبدل توماس
lighting transformer مبدل روشنایی
arc welding converter مبدل جوش
testing transformer مبدل تعمیرکار
tesla transformer مبدل تسلا
tesla coil مبدل تسلا
teletractor مبدل دیداری
telephone transformer مبدل تلفن
welding converter مبدل جوش
impluse converter مبدل ایمپولز
induction motor generator مبدل اسنکرون
transformer efficiency بازده مبدل
transformer coil پیچک مبدل
transducer مبدل انرژی
air blast transformer مبدل بادی
transformer loss اتلاف مبدل
transformer oil روغن مبدل
booster transformer مبدل بوستر
transformer substation پست مبدل
instrument transformer مبدل سنجه ها
impedance converter مبدل امپدانس
impluse transformer مبدل ایمپولز
bank of trancformer دسته مبدل
barrel converter مبدل طبلکی
incognita با جامه مبدل
bottom blown converter مبدل دم مقدماتی
adaptors مبدل برق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com