Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
prefectoral
مبنی براداره اموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یامبصران
Other Matches
prefectorial
مبنی براموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یا مبصران
oligarchical
بدست مشتی مردم اداره میشود
fistic
مشتی
bracket
مشتی
spoke shave
رنده مشتی
handful
تنی چند مشتی
handfuls
تنی چند مشتی
oligarchic
بست مشتی مردم اداره میشود
uppercuts
مشتی که اززیر به چانه حریف زده شود
uppercut
مشتی که اززیر به چانه حریف زده شود
drawing
روشی است که در ان فلز گرم از سوراخهایی به شکل مخصوص کشیده میشود تا شکل نیمرخ مطلوب بدست اید . پروفیلهای مختلف را از این طریق بدست می اورند
drawings
روشی است که در ان فلز گرم از سوراخهایی به شکل مخصوص کشیده میشود تا شکل نیمرخ مطلوب بدست اید . پروفیلهای مختلف را از این طریق بدست می اورند
school
اموزشگاه
education center
اموزشگاه
almamater
اموزشگاه
schools
اموزشگاه
dominie
رئیس اموزشگاه
comprehensive schools
اموزشگاه جامع
dogo
اموزشگاه جودو
foundation school
اموزشگاه موقوف
head master
مدیر اموزشگاه
parochial school
اموزشگاه کلیسایی
nongraded school
اموزشگاه بی دانشپایه
interscholastic competition
مسابقه اموزشگاه ها
truant
از اموزشگاه گریززدن
truants
از اموزشگاه گریززدن
principal of a school
مدیر اموزشگاه
schoolmistress
مدیره اموزشگاه
schoolmistresses
مدیره اموزشگاه
hedge school
اموزشگاه پست
special school
اموزشگاه استثنایی
school report
گزارش اموزشگاه
academies
دانشگاه اموزشگاه
preparatory schools
اموزشگاه امادگی
training school
اموزشگاه حرفهای
technical school
اموزشگاه فنی
comprehensive school
اموزشگاه جامع
preparatory school
اموزشگاه امادگی
private schools
اموزشگاه خصوصی
night school
اموزشگاه شبانه
private school
اموزشگاه خصوصی
vocational school
اموزشگاه حرفهای
night schools
اموزشگاه شبانه
school
پیروان یک مکتب اموزشگاه
schools
پیروان یک مکتب اموزشگاه
manege
اموزشگاه اسب سواری
boarding school
اموزشگاه شبانه روزی
school pence
پول هفتگی اموزشگاه
lockup
تعطیل کردن اموزشگاه
lockups
تعطیل کردن اموزشگاه
boarding schools
اموزشگاه شبانه روزی
conservatoire
اموزشگاه هنرهای زیبا
schoolhouses
ساختمان یاعمارت اموزشگاه
schoolhouse
ساختمان یاعمارت اموزشگاه
school slang
اصطلاح ویژه اموزشگاه
school fee
ماهیانه یا شهریه اموزشگاه
industrial school
اموزشگاه حرفهای مدرسه صنعتی
interscholastic
واقع شونده درمیان اموزشگاه ها
to play the truant
از رفتن به اموزشگاه طفره زدن
ragged school
اموزشگاه مجانی برای بچههای بینوا
school doctor
استاد دانشگاه یا اموزشگاه الهیات در قرنهای میانه
full timer
بچهای که درهمه ساعات اموزشگاه دراموزشگاه میما
brown major
براون مقدم یاانکه زودتر به اموزشگاه امده است
mixed school
اموزشگاه مختلط اموزشگاهی که پسران ودختران با هم درس می خوانند
nonary
مبنی بر عد د نه
based
مبنی
expressive of
مبنی بر
based on
مبنی بر
bassedon or basedupon
مبنی بر
denoting
مبنی بر
reposing upon
مبنی بر
visitorial
مبنی بر سرکشی
condolatory
مبنی برهمدردی
heretical
مبنی برفساد
polytheistic
مبنی بر شرک
castigatory
مبنی برتنبیه
to the effect that
مبنی براینکه
impostrous
مبنی بر شیادی
selectively
مبنی بر انتخاب
polytheeistic
مبنی بر شرک
prophetic
مبنی بر پیشگویی
theorematic
مبنی بر قاعده
ill advised
مبنی بر بی اطلاعی
geomantic
مبنی بر رمل
selective
مبنی بر انتخاب
sophistic
مبنی بر مغالطه
fratricidal
مبنی بربرادرکشی
suppositional
مبنی بر فرض
abstentious
مبنی برپرهیزکاری
licentious
مبنی بر هرزگی
purposive
مبنی برمنظور
ill-advised
مبنی بر بی اطلاعی
deprecative
مبنی بربیمیلی
observational
مبنی بر مشاهده
inversive
مبنی بر قلب
empiric
مبنی بر تجربه
egotistic
مبنی بر خودپسندی
matricidal
مبنی بر مادرکشی
revocatory
مبنی بر فسخ
dualistic
مبنی برخداشناس
octonal
مبنی برهشت
octonary
مبنی برهشت
paraphrastic
مبنی برتفسیر
investigative
مبنی بر رسیدگی
equivocatory
مبنی برایهام
monometallic
مبنی بر یک فلز
usurious
مبنی بررباخواری
misogynic
مبنی بربیزاری از زن
mediatorial
مبنی بر میانجیگری
causal
مبنی بر سبب
euphuistic
مبنی برتصنع
irreverential
مبنی بر بی حرمتی
elenctic
مبنی برتکذیب منطقی
commutative
مبنی بر تبدیل یامبادله
documentaries
مبنی بر مدرک یا سند
royalistic
مبنی برسلطنت خواهی
documental
مبنی برمدرک یاسند
rose coloured
مبنی برخوش بینی
scepsis
فلسفه مبنی برتردید
compatriotic
مبنی برهم میهنی
censorial
مبنی بر بازرسی مطبوعات و
skepsisŠskepticŠetc
فلسفه مبنی برتردید
cavilling
مبنی برخرده گیری
appreciatively
مبنی بر قدردانی قدرشناس
egoistic
مبنی بر اثصول خودپرستی
sentimental
مبنی بر احساسات یا عقیده
individualistic
مبنی بر استقلال تکی
well intentioned
مبنی بر نیت خوب
a posteriori
مبنی بر تجربه و مشاهده
deliberative
مبنی بر تامل و مشاوره
investigatory
تحقیقی مبنی بر رسیدگی
sensuous
مبنی بر لذات جسمانی
naturalistic
مبنی بر طبیعت بازی
sensuously
مبنی بر لذات جسمانی
acclamatory
مبنی برهلهله و تحسین
soritical
مبنی برقیام مسلسل
appreciative
مبنی بر قدردانی قدرشناس
inquisitorial
مبنی بربازجویی زیاد
negotiatory
مبنی بر معامله یا گفتگو
orthoepic
مبنی بر درست خوانی
irrepentant
مبنی بر عدم پشیمانی
polygamic
مبنی بر تعدد ازواج
insinuative
مبنی بر خود شیرینی
in perspective
مبنی براصول منافرومرایا
procrastinatory
مبنی برمسامحه یاتعلل
rationalistic
مبنی براصالت عقل
precrastinative
مبنی بر مسامحه یا تعلل
pantheistic
مبنی بر وحدت وجود
illusional
مبنی باشتباه بینائی
phonologic
مبنی بر صدا شناسی
documentary
مبنی بر مدرک یا سند
oblatory
مبنی بر نذر یا هدیه
retrocessive
مبنی برواگذاری ثانوی
historic
معروف مبنی بر تاریخ
negatory
مبنی بر نفی یا انکار
papistic
مبنی برپاپ پرستی
rationalistic
مبنی براستدلال عقلی
resumptive
مبنی برادامه یاتجدید
doctrinal
عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
imperialistic
مبنی برطرفداری از حکومت امپریالیستی
atheistical
مبنی برانکار هستی خدا
evidentiary
مبنی برمدرک مدرک دار
associational
مبنی بر شرکت یا معاشرت متداعی
pre-emptive
عمل مبنی بر اخذ شفعه
federative
مبنی بر سازمان کشورهای متحد
slaughterous
مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
consensual
مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
intuitive
مبنی بردرک یا انتقال مستقیم
traditional
مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
pluviometric
مبنی بر سنجش مقدار بارندگی
petitory
مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
euphonical
مبنی برخوش صدایی یاسهولت ادا
renunciatory
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
renunciative
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
abjuratory
پیمان شکنی مبنی بر نقض عهد
humoristic
مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
ritualistic
مبنی بر رعایت ایین ومراسم دینی
iconoclastic
مبنی بر بت شکنی یا شمایل ویران کنی
traditinal
مبنی بر حدیث یاخبر روایت شده نقلی
plebiscitary
وابسته به اراعموم اهالی مبنی بر یا افهارعقیده عامه
catechetical
مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
communalistic
مبنی برحکومت بوسیله استقلال داخلی بخش ها
augural
تفالی مبنی بر پیشگویی حاکی از خیر یا شر در اینده
revisional
مبنی برتجدید نظر یا تجدید چاپ تازه
deistic
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
deistical
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
empircism
روش و فرضیهای که مبنی برتجربه و ازمایش باشد
brown minor
براون کهتر یا ان براون که زودتر به اموزشگاه امده است
radicalism
روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
autonomy
خودمختاری حاکمیت ملی مبنی براستقلال اقتصادی و سیاسی خودگردانی
monroe doctrine
سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
plene administrative preter
دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
machiavelian
مبنی براین عقیده سیاسی که برای برپاکردن یک حکومت نیرومند تقلب را نباید
by
بدست
at the hand of
بدست
procurer
بدست اورنده
come by
بدست اوردن
obtainment
بدست اوری
catcher
بدست اورنده
pick up
بدست اوردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com