Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 173 (8 milliseconds)
English
Persian
rationalistic
مبنی براستدلال عقلی
Other Matches
rational
عقلی
mental age
سن عقلی
intelligential
عقلی
mental
عقلی
intellectuals
عقلی
intellectual
عقلی
intellective
عقلی
insipience
بی عقلی
indiscretions
بی عقلی
indiscretion
بی عقلی
injudiciousness
بی عقلی
mental defect
نقص عقلی
rationalization
توجیه عقلی
mental deterioration
تباهی عقلی
intellectualization
توجیه عقلی
amentia
نقص عقلی
unreason
کم عقلی حماقت
intellectual poverty
بینوایی عقلی
borderline mental deficiency
نقص عقلی مرزی
primary mental abilities
تواناییهای عقلی نخستین
irrationlism
فلسفه غیر عقلی
weak intellect
سبک مغزی خبطی کم عقلی
pragmatize
موافق دلائل عقلی تعبیر کردن
rationalism
سیستم فکری که عقل و استدلال عقلی را مقدم بر هر چیز جهت کشف حقیقت می داند
based
مبنی
denoting
مبنی بر
expressive of
مبنی بر
reposing upon
مبنی بر
nonary
مبنی بر عد د نه
bassedon or basedupon
مبنی بر
based on
مبنی بر
octonal
مبنی برهشت
empiric
مبنی بر تجربه
mediatorial
مبنی بر میانجیگری
impostrous
مبنی بر شیادی
condolatory
مبنی برهمدردی
geomantic
مبنی بر رمل
fratricidal
مبنی بربرادرکشی
deprecative
مبنی بربیمیلی
dualistic
مبنی برخداشناس
euphuistic
مبنی برتصنع
equivocatory
مبنی برایهام
visitorial
مبنی بر سرکشی
purposive
مبنی برمنظور
polytheeistic
مبنی بر شرک
polytheistic
مبنی بر شرک
sophistic
مبنی بر مغالطه
paraphrastic
مبنی برتفسیر
octonary
مبنی برهشت
suppositional
مبنی بر فرض
monometallic
مبنی بر یک فلز
misogynic
مبنی بربیزاری از زن
theorematic
مبنی بر قاعده
to the effect that
مبنی براینکه
matricidal
مبنی بر مادرکشی
irreverential
مبنی بر بی حرمتی
inversive
مبنی بر قلب
usurious
مبنی بررباخواری
revocatory
مبنی بر فسخ
licentious
مبنی بر هرزگی
ill-advised
مبنی بر بی اطلاعی
selective
مبنی بر انتخاب
abstentious
مبنی برپرهیزکاری
prophetic
مبنی بر پیشگویی
ill advised
مبنی بر بی اطلاعی
causal
مبنی بر سبب
egotistic
مبنی بر خودپسندی
heretical
مبنی برفساد
castigatory
مبنی برتنبیه
investigative
مبنی بر رسیدگی
selectively
مبنی بر انتخاب
observational
مبنی بر مشاهده
papistic
مبنی برپاپ پرستی
orthoepic
مبنی بر درست خوانی
soritical
مبنی برقیام مسلسل
oblatory
مبنی بر نذر یا هدیه
naturalistic
مبنی بر طبیعت بازی
negotiatory
مبنی بر معامله یا گفتگو
negatory
مبنی بر نفی یا انکار
individualistic
مبنی بر استقلال تکی
investigatory
تحقیقی مبنی بر رسیدگی
censorial
مبنی بر بازرسی مطبوعات و
sentimental
مبنی بر احساسات یا عقیده
appreciatively
مبنی بر قدردانی قدرشناس
retrocessive
مبنی برواگذاری ثانوی
resumptive
مبنی برادامه یاتجدید
rationalistic
مبنی براصالت عقل
procrastinatory
مبنی برمسامحه یاتعلل
rose coloured
مبنی برخوش بینی
royalistic
مبنی برسلطنت خواهی
precrastinative
مبنی بر مسامحه یا تعلل
cavilling
مبنی برخرده گیری
appreciative
مبنی بر قدردانی قدرشناس
polygamic
مبنی بر تعدد ازواج
scepsis
فلسفه مبنی برتردید
skepsisŠskepticŠetc
فلسفه مبنی برتردید
phonologic
مبنی بر صدا شناسی
documentary
مبنی بر مدرک یا سند
sensuous
مبنی بر لذات جسمانی
irrepentant
مبنی بر عدم پشیمانی
deliberative
مبنی بر تامل و مشاوره
compatriotic
مبنی برهم میهنی
a posteriori
مبنی بر تجربه و مشاهده
illusional
مبنی باشتباه بینائی
egoistic
مبنی بر اثصول خودپرستی
in perspective
مبنی براصول منافرومرایا
inquisitorial
مبنی بربازجویی زیاد
documental
مبنی برمدرک یاسند
acclamatory
مبنی برهلهله و تحسین
elenctic
مبنی برتکذیب منطقی
well intentioned
مبنی بر نیت خوب
historic
معروف مبنی بر تاریخ
pantheistic
مبنی بر وحدت وجود
sensuously
مبنی بر لذات جسمانی
documentaries
مبنی بر مدرک یا سند
insinuative
مبنی بر خود شیرینی
commutative
مبنی بر تبدیل یامبادله
rationalises
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalising
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalised
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalizing
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalizes
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalized
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalize
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
injudiciously
بیخردانه ازروی بیخردی یا بی عقلی ازروی بی احتیاطی
doctrinal
عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
atheistical
مبنی برانکار هستی خدا
associational
مبنی بر شرکت یا معاشرت متداعی
consensual
مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
intuitive
مبنی بردرک یا انتقال مستقیم
pluviometric
مبنی بر سنجش مقدار بارندگی
pre-emptive
عمل مبنی بر اخذ شفعه
traditional
مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
imperialistic
مبنی برطرفداری از حکومت امپریالیستی
federative
مبنی بر سازمان کشورهای متحد
petitory
مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
slaughterous
مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
evidentiary
مبنی برمدرک مدرک دار
abjuratory
پیمان شکنی مبنی بر نقض عهد
renunciative
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
euphonical
مبنی برخوش صدایی یاسهولت ادا
humoristic
مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
ritualistic
مبنی بر رعایت ایین ومراسم دینی
iconoclastic
مبنی بر بت شکنی یا شمایل ویران کنی
renunciatory
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
traditinal
مبنی بر حدیث یاخبر روایت شده نقلی
revisional
مبنی برتجدید نظر یا تجدید چاپ تازه
catechetical
مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
deistic
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
augural
تفالی مبنی بر پیشگویی حاکی از خیر یا شر در اینده
communalistic
مبنی برحکومت بوسیله استقلال داخلی بخش ها
empircism
روش و فرضیهای که مبنی برتجربه و ازمایش باشد
deistical
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
plebiscitary
وابسته به اراعموم اهالی مبنی بر یا افهارعقیده عامه
prefectorial
مبنی براموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یا مبصران
radicalism
روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
prefectoral
مبنی براداره اموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یامبصران
autonomy
خودمختاری حاکمیت ملی مبنی براستقلال اقتصادی و سیاسی خودگردانی
plene administrative preter
دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
monroe doctrine
سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
machiavelian
مبنی براین عقیده سیاسی که برای برپاکردن یک حکومت نیرومند تقلب را نباید
internationalism
روش فکری مبنی بر لزوم همکاری وهمبستگی نزدیک بین ملتهای جهان به حدی که به تشکیل یک حکومت جهانی منجر شود
piratic
درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
petrographic
وابسته به شرح سنگ ها مبنی بر شرح احجاز
presentment
اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
mercantilism
روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
many-sided
مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
many sided
مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
say's law
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
laryngological
وابسته به حنجره شناسی مبنی بر علم حنجره شناسی
economic nationalism
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
retour sans protet
اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com