Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
petitory
مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
Other Matches
beneficial ownership
مالکیت به نسبت منافع
estate in fee
مالکیت مطلق و غیر شرطی نسبت به زمین
chose in action
حق مالکیت نسبت به اموالی که در تصرف فرد نیست
prior possession
تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر انکه خلاف ان ثابت شود
denationalization
تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
joint ownership
اشتراک در مالکیت مالکیت مشاع
his right of ownership lapsed
حق مالکیت از او سلب شد حق مالکیت او ساقط شد
separation of ownership and control
جدائی مالکیت از کنترل جدائی مالکیت از مدیریت
leverage
نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
ohm's law
جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
lift fan
توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
liftjet
توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
attributable
قابل نسبت دادن نسبت دادنی
prorata
برحسب نسبت معین بهمان نسبت
nationallism
مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
based
مبنی
based on
مبنی بر
bassedon or basedupon
مبنی بر
expressive of
مبنی بر
reposing upon
مبنی بر
denoting
مبنی بر
nonary
مبنی بر عد د نه
condolatory
مبنی برهمدردی
revocatory
مبنی بر فسخ
fratricidal
مبنی بربرادرکشی
observational
مبنی بر مشاهده
visitorial
مبنی بر سرکشی
dualistic
مبنی برخداشناس
castigatory
مبنی برتنبیه
egotistic
مبنی بر خودپسندی
usurious
مبنی بررباخواری
heretical
مبنی برفساد
euphuistic
مبنی برتصنع
to the effect that
مبنی براینکه
inversive
مبنی بر قلب
polytheeistic
مبنی بر شرک
equivocatory
مبنی برایهام
empiric
مبنی بر تجربه
impostrous
مبنی بر شیادی
purposive
مبنی برمنظور
selectively
مبنی بر انتخاب
polytheistic
مبنی بر شرک
deprecative
مبنی بربیمیلی
selective
مبنی بر انتخاب
irreverential
مبنی بر بی حرمتی
abstentious
مبنی برپرهیزکاری
ill advised
مبنی بر بی اطلاعی
paraphrastic
مبنی برتفسیر
suppositional
مبنی بر فرض
causal
مبنی بر سبب
geomantic
مبنی بر رمل
monometallic
مبنی بر یک فلز
prophetic
مبنی بر پیشگویی
investigative
مبنی بر رسیدگی
misogynic
مبنی بربیزاری از زن
octonary
مبنی برهشت
mediatorial
مبنی بر میانجیگری
octonal
مبنی برهشت
matricidal
مبنی بر مادرکشی
sophistic
مبنی بر مغالطه
licentious
مبنی بر هرزگی
theorematic
مبنی بر قاعده
ill-advised
مبنی بر بی اطلاعی
support
حق مالکیت
propritorship
مالکیت
possession
مالکیت
acquisition
مالکیت
dominium
مالکیت
proprietorial right
حق مالکیت
proprietorship
مالکیت
acquisitions
مالکیت
ownership
حق مالکیت
right of ownership
حق مالکیت
ownership
مالکیت
ownership right
حق مالکیت
dominion
حق مالکیت
sensuous
مبنی بر لذات جسمانی
in perspective
مبنی براصول منافرومرایا
rose coloured
مبنی برخوش بینی
illusional
مبنی باشتباه بینائی
soritical
مبنی برقیام مسلسل
egoistic
مبنی بر اثصول خودپرستی
scepsis
فلسفه مبنی برتردید
skepsisŠskepticŠetc
فلسفه مبنی برتردید
royalistic
مبنی برسلطنت خواهی
appreciative
مبنی بر قدردانی قدرشناس
procrastinatory
مبنی برمسامحه یاتعلل
appreciatively
مبنی بر قدردانی قدرشناس
acclamatory
مبنی برهلهله و تحسین
sentimental
مبنی بر احساسات یا عقیده
rationalistic
مبنی براصالت عقل
investigatory
تحقیقی مبنی بر رسیدگی
compatriotic
مبنی برهم میهنی
commutative
مبنی بر تبدیل یامبادله
documental
مبنی برمدرک یاسند
individualistic
مبنی بر استقلال تکی
documentary
مبنی بر مدرک یا سند
sensuously
مبنی بر لذات جسمانی
elenctic
مبنی برتکذیب منطقی
naturalistic
مبنی بر طبیعت بازی
resumptive
مبنی برادامه یاتجدید
cavilling
مبنی برخرده گیری
censorial
مبنی بر بازرسی مطبوعات و
deliberative
مبنی بر تامل و مشاوره
retrocessive
مبنی برواگذاری ثانوی
rationalistic
مبنی براستدلال عقلی
well intentioned
مبنی بر نیت خوب
historic
معروف مبنی بر تاریخ
oblatory
مبنی بر نذر یا هدیه
a posteriori
مبنی بر تجربه و مشاهده
inquisitorial
مبنی بربازجویی زیاد
irrepentant
مبنی بر عدم پشیمانی
precrastinative
مبنی بر مسامحه یا تعلل
orthoepic
مبنی بر درست خوانی
insinuative
مبنی بر خود شیرینی
papistic
مبنی برپاپ پرستی
negatory
مبنی بر نفی یا انکار
pantheistic
مبنی بر وحدت وجود
negotiatory
مبنی بر معامله یا گفتگو
polygamic
مبنی بر تعدد ازواج
phonologic
مبنی بر صدا شناسی
documentaries
مبنی بر مدرک یا سند
possessory title
عنوان مالکیت
individual ownership
مالکیت فردی
retention of title
ضبط مالکیت
estate in common
مالکیت مشاع
public domain
مالکیت دولتی
title of territory
مالکیت اقلیم
possessory action
دعوی مالکیت
retention of title
حفظ مالکیت
public ownership
مالکیت عمومی
possessory right
حق تصرف یا مالکیت
title deeds
سند مالکیت
joint ownership
مالکیت مشترک
reconversion
اعاده مالکیت
joint ownership
مالکیت اشتراکی
qualified property
مالکیت محدود
condominium
مالکیت مشترک
dispossession
سلب مالکیت
document of title
سند مالکیت
documents of title
سند مالکیت
public ownership
مالکیت دولتی
get hold of (something)
<idiom>
به مالکیت رسیدن
public ownership
مالکیت دولتی
collective ownership
مالکیت مشاع
joint ownership
مالکیت مشاع
collective ownership
مالکیت جمعی
title deed
قباله مالکیت
special property
مالکیت خاص
title
مستند مالکیت
condominiums
مالکیت مشترک
titles
مستند مالکیت
asset ownership
مالکیت دارائی
ascription
تصدیق مالکیت
muniment of title
دلیل مالکیت
slaveholding
مالکیت برده
state ownership
مالکیت دولتی
root of title
منشاء مالکیت
state enterprise
مالکیت دولتی
accession
شرکت در مالکیت
expropriation
سلب مالکیت
alienation
انتقال مالکیت
ownership and management
مالکیت و مدیریت
title deed
سند مالکیت
title deed
اسناد مالکیت
confusion
مالکیت ما فی الذمه
literary property
حق مالکیت ادبی
personal ownership
مالکیت شخصی
gen
حالت مالکیت
property rights
حقوق مالکیت
possessory title
سمت مالکیت
private property
مالکیت خصوصی
seisin
مالکیت اراضی
praivate ownership
مالکیت خصوصی
private ownership
مالکیت خصوصی
villeinage
مالکیت رعیت
intuitive
مبنی بردرک یا انتقال مستقیم
pre-emptive
عمل مبنی بر اخذ شفعه
associational
مبنی بر شرکت یا معاشرت متداعی
doctrinal
عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
pluviometric
مبنی بر سنجش مقدار بارندگی
slaughterous
مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
traditional
مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
atheistical
مبنی برانکار هستی خدا
consensual
مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
federative
مبنی بر سازمان کشورهای متحد
evidentiary
مبنی برمدرک مدرک دار
imperialistic
مبنی برطرفداری از حکومت امپریالیستی
repossessed
مالکیت مجدد یافتن
share certificate
گواهی مالکیت سهام
repossess
مالکیت مجدد یافتن
estate in common
اشتراک در مالکیت زمین
prescriptive right
حق مالکیت از طریق مرورزمان
prescriptive right or title
حق مالکیت از راه مرورزمان
title-holder
صاحب سند مالکیت
possession by title of ownership
تصرف به عنوان مالکیت
title of territory
مالکیت قلمرو کشور
mere right
حق مالکیت بدون تصرف
possessory action
دعوی اعاده مالکیت
passing the ownership
مالکیت مافی الذمه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com