English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (7 milliseconds)
English Persian
documental مبنی برمدرک یاسند
Other Matches
evidentiary مبنی برمدرک مدرک دار
hereinbefore درمقدمه این نوشته یاسند درمقدمه این موضوع
bassedon or basedupon مبنی بر
reposing upon مبنی بر
nonary مبنی بر عد د نه
denoting مبنی بر
based on مبنی بر
based مبنی
expressive of مبنی بر
abstentious مبنی برپرهیزکاری
ill-advised مبنی بر بی اطلاعی
octonary مبنی برهشت
licentious مبنی بر هرزگی
octonal مبنی برهشت
purposive مبنی برمنظور
ill advised مبنی بر بی اطلاعی
castigatory مبنی برتنبیه
paraphrastic مبنی برتفسیر
monometallic مبنی بر یک فلز
geomantic مبنی بر رمل
impostrous مبنی بر شیادی
euphuistic مبنی برتصنع
empiric مبنی بر تجربه
inversive مبنی بر قلب
irreverential مبنی بر بی حرمتی
dualistic مبنی برخداشناس
deprecative مبنی بربیمیلی
matricidal مبنی بر مادرکشی
mediatorial مبنی بر میانجیگری
misogynic مبنی بربیزاری از زن
condolatory مبنی برهمدردی
prophetic مبنی بر پیشگویی
polytheeistic مبنی بر شرک
observational مبنی بر مشاهده
sophistic مبنی بر مغالطه
revocatory مبنی بر فسخ
selectively مبنی بر انتخاب
theorematic مبنی بر قاعده
suppositional مبنی بر فرض
fratricidal مبنی بربرادرکشی
equivocatory مبنی برایهام
selective مبنی بر انتخاب
egotistic مبنی بر خودپسندی
heretical مبنی برفساد
to the effect that مبنی براینکه
polytheistic مبنی بر شرک
investigative مبنی بر رسیدگی
causal مبنی بر سبب
usurious مبنی بررباخواری
visitorial مبنی بر سرکشی
oblatory مبنی بر نذر یا هدیه
illusional مبنی باشتباه بینائی
well intentioned مبنی بر نیت خوب
irrepentant مبنی بر عدم پشیمانی
in perspective مبنی براصول منافرومرایا
soritical مبنی برقیام مسلسل
polygamic مبنی بر تعدد ازواج
insinuative مبنی بر خود شیرینی
skepsisŠskepticŠetc فلسفه مبنی برتردید
precrastinative مبنی بر مسامحه یا تعلل
procrastinatory مبنی برمسامحه یاتعلل
rationalistic مبنی براصالت عقل
papistic مبنی برپاپ پرستی
orthoepic مبنی بر درست خوانی
rationalistic مبنی براستدلال عقلی
resumptive مبنی برادامه یاتجدید
retrocessive مبنی برواگذاری ثانوی
a posteriori مبنی بر تجربه و مشاهده
rose coloured مبنی برخوش بینی
negotiatory مبنی بر معامله یا گفتگو
negatory مبنی بر نفی یا انکار
royalistic مبنی برسلطنت خواهی
scepsis فلسفه مبنی برتردید
phonologic مبنی بر صدا شناسی
historic معروف مبنی بر تاریخ
acclamatory مبنی برهلهله و تحسین
investigatory تحقیقی مبنی بر رسیدگی
deliberative مبنی بر تامل و مشاوره
naturalistic مبنی بر طبیعت بازی
sensuously مبنی بر لذات جسمانی
sensuous مبنی بر لذات جسمانی
individualistic مبنی بر استقلال تکی
sentimental مبنی بر احساسات یا عقیده
egoistic مبنی بر اثصول خودپرستی
appreciatively مبنی بر قدردانی قدرشناس
cavilling مبنی برخرده گیری
documentaries مبنی بر مدرک یا سند
inquisitorial مبنی بربازجویی زیاد
pantheistic مبنی بر وحدت وجود
censorial مبنی بر بازرسی مطبوعات و
appreciative مبنی بر قدردانی قدرشناس
commutative مبنی بر تبدیل یامبادله
documentary مبنی بر مدرک یا سند
compatriotic مبنی برهم میهنی
elenctic مبنی برتکذیب منطقی
pre-emptive عمل مبنی بر اخذ شفعه
traditional مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
pluviometric مبنی بر سنجش مقدار بارندگی
petitory مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
associational مبنی بر شرکت یا معاشرت متداعی
doctrinal عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
consensual مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
slaughterous مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
intuitive مبنی بردرک یا انتقال مستقیم
atheistical مبنی برانکار هستی خدا
imperialistic مبنی برطرفداری از حکومت امپریالیستی
federative مبنی بر سازمان کشورهای متحد
renunciative مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
renunciatory مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
humoristic مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
iconoclastic مبنی بر بت شکنی یا شمایل ویران کنی
ritualistic مبنی بر رعایت ایین ومراسم دینی
abjuratory پیمان شکنی مبنی بر نقض عهد
euphonical مبنی برخوش صدایی یاسهولت ادا
empircism روش و فرضیهای که مبنی برتجربه و ازمایش باشد
revisional مبنی برتجدید نظر یا تجدید چاپ تازه
prefectorial مبنی براموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یا مبصران
augural تفالی مبنی بر پیشگویی حاکی از خیر یا شر در اینده
catechetical مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
traditinal مبنی بر حدیث یاخبر روایت شده نقلی
communalistic مبنی برحکومت بوسیله استقلال داخلی بخش ها
plebiscitary وابسته به اراعموم اهالی مبنی بر یا افهارعقیده عامه
deistic مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
deistical مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
prefectoral مبنی براداره اموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یامبصران
radicalism روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
autonomy خودمختاری حاکمیت ملی مبنی براستقلال اقتصادی و سیاسی خودگردانی
plene administrative preter دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
monroe doctrine سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
machiavelian مبنی براین عقیده سیاسی که برای برپاکردن یک حکومت نیرومند تقلب را نباید
internationalism روش فکری مبنی بر لزوم همکاری وهمبستگی نزدیک بین ملتهای جهان به حدی که به تشکیل یک حکومت جهانی منجر شود
piratic درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
petrographic وابسته به شرح سنگ ها مبنی بر شرح احجاز
presentment اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
mercantilism روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
many sided مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
many-sided مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
say's law از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
laryngological وابسته به حنجره شناسی مبنی بر علم حنجره شناسی
economic nationalism ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
retour sans protet اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com