Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 164 (8 milliseconds)
English
Persian
irreverential
مبنی بر بی حرمتی
Other Matches
an outrage upon decency
بی حرمتی
profanity
بی حرمتی
reverential
حرمتی
out rage
بی حرمتی
contumely
بی حرمتی
affront
بی حرمتی
profanation
بی حرمتی
desecration
بی حرمتی
violence
بی حرمتی
self esteem
خود حرمتی
disrespect
بی حرمتی اهانت
profanity
بی حرمتی به مقدسات
affronts
بی حرمتی هتاکی
affronting
بی حرمتی هتاکی
profanity
بی حرمتی بمقدسات
irreverently
ازروی بی حرمتی
profane
بی حرمتی کردن
profanely
بابی حرمتی
blaspheme
به مقدسات بی حرمتی کردن
blasphemed
به مقدسات بی حرمتی کردن
blasphemes
به مقدسات بی حرمتی کردن
blaspheming
به مقدسات بی حرمتی کردن
contumeliously
ازروی اهانت یابی حرمتی مغرورانه
reposing upon
مبنی بر
bassedon or basedupon
مبنی بر
nonary
مبنی بر عد د نه
based
مبنی
expressive of
مبنی بر
based on
مبنی بر
denoting
مبنی بر
condolatory
مبنی برهمدردی
inversive
مبنی بر قلب
castigatory
مبنی برتنبیه
polytheistic
مبنی بر شرک
polytheeistic
مبنی بر شرک
deprecative
مبنی بربیمیلی
misogynic
مبنی بربیزاری از زن
monometallic
مبنی بر یک فلز
impostrous
مبنی بر شیادی
geomantic
مبنی بر رمل
fratricidal
مبنی بربرادرکشی
octonal
مبنی برهشت
octonary
مبنی برهشت
euphuistic
مبنی برتصنع
equivocatory
مبنی برایهام
empiric
مبنی بر تجربه
paraphrastic
مبنی برتفسیر
dualistic
مبنی برخداشناس
matricidal
مبنی بر مادرکشی
mediatorial
مبنی بر میانجیگری
purposive
مبنی برمنظور
causal
مبنی بر سبب
sophistic
مبنی بر مغالطه
suppositional
مبنی بر فرض
theorematic
مبنی بر قاعده
to the effect that
مبنی براینکه
usurious
مبنی بررباخواری
visitorial
مبنی بر سرکشی
egotistic
مبنی بر خودپسندی
selectively
مبنی بر انتخاب
selective
مبنی بر انتخاب
heretical
مبنی برفساد
investigative
مبنی بر رسیدگی
revocatory
مبنی بر فسخ
ill-advised
مبنی بر بی اطلاعی
ill advised
مبنی بر بی اطلاعی
observational
مبنی بر مشاهده
prophetic
مبنی بر پیشگویی
abstentious
مبنی برپرهیزکاری
licentious
مبنی بر هرزگی
procrastinatory
مبنی برمسامحه یاتعلل
a posteriori
مبنی بر تجربه و مشاهده
rationalistic
مبنی براستدلال عقلی
well intentioned
مبنی بر نیت خوب
negatory
مبنی بر نفی یا انکار
rationalistic
مبنی براصالت عقل
resumptive
مبنی برادامه یاتجدید
negotiatory
مبنی بر معامله یا گفتگو
precrastinative
مبنی بر مسامحه یا تعلل
polygamic
مبنی بر تعدد ازواج
rose coloured
مبنی برخوش بینی
royalistic
مبنی برسلطنت خواهی
scepsis
فلسفه مبنی برتردید
papistic
مبنی برپاپ پرستی
skepsisŠskepticŠetc
فلسفه مبنی برتردید
retrocessive
مبنی برواگذاری ثانوی
orthoepic
مبنی بر درست خوانی
soritical
مبنی برقیام مسلسل
oblatory
مبنی بر نذر یا هدیه
phonologic
مبنی بر صدا شناسی
pantheistic
مبنی بر وحدت وجود
compatriotic
مبنی برهم میهنی
commutative
مبنی بر تبدیل یامبادله
acclamatory
مبنی برهلهله و تحسین
deliberative
مبنی بر تامل و مشاوره
naturalistic
مبنی بر طبیعت بازی
historic
معروف مبنی بر تاریخ
sensuously
مبنی بر لذات جسمانی
sensuous
مبنی بر لذات جسمانی
investigatory
تحقیقی مبنی بر رسیدگی
individualistic
مبنی بر استقلال تکی
sentimental
مبنی بر احساسات یا عقیده
egoistic
مبنی بر اثصول خودپرستی
appreciatively
مبنی بر قدردانی قدرشناس
appreciative
مبنی بر قدردانی قدرشناس
documentary
مبنی بر مدرک یا سند
documentaries
مبنی بر مدرک یا سند
inquisitorial
مبنی بربازجویی زیاد
documental
مبنی برمدرک یاسند
illusional
مبنی باشتباه بینائی
in perspective
مبنی براصول منافرومرایا
insinuative
مبنی بر خود شیرینی
elenctic
مبنی برتکذیب منطقی
cavilling
مبنی برخرده گیری
censorial
مبنی بر بازرسی مطبوعات و
irrepentant
مبنی بر عدم پشیمانی
slaughterous
مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
federative
مبنی بر سازمان کشورهای متحد
associational
مبنی بر شرکت یا معاشرت متداعی
atheistical
مبنی برانکار هستی خدا
evidentiary
مبنی برمدرک مدرک دار
imperialistic
مبنی برطرفداری از حکومت امپریالیستی
pre-emptive
عمل مبنی بر اخذ شفعه
traditional
مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
petitory
مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
consensual
مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
intuitive
مبنی بردرک یا انتقال مستقیم
doctrinal
عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
pluviometric
مبنی بر سنجش مقدار بارندگی
ritualistic
مبنی بر رعایت ایین ومراسم دینی
euphonical
مبنی برخوش صدایی یاسهولت ادا
humoristic
مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
abjuratory
پیمان شکنی مبنی بر نقض عهد
renunciatory
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
renunciative
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
iconoclastic
مبنی بر بت شکنی یا شمایل ویران کنی
empircism
روش و فرضیهای که مبنی برتجربه و ازمایش باشد
traditinal
مبنی بر حدیث یاخبر روایت شده نقلی
prefectorial
مبنی براموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یا مبصران
deistical
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
plebiscitary
وابسته به اراعموم اهالی مبنی بر یا افهارعقیده عامه
catechetical
مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
augural
تفالی مبنی بر پیشگویی حاکی از خیر یا شر در اینده
communalistic
مبنی برحکومت بوسیله استقلال داخلی بخش ها
revisional
مبنی برتجدید نظر یا تجدید چاپ تازه
deistic
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
radicalism
روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
prefectoral
مبنی براداره اموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یامبصران
autonomy
خودمختاری حاکمیت ملی مبنی براستقلال اقتصادی و سیاسی خودگردانی
plene administrative preter
دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
monroe doctrine
سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
machiavelian
مبنی براین عقیده سیاسی که برای برپاکردن یک حکومت نیرومند تقلب را نباید
internationalism
روش فکری مبنی بر لزوم همکاری وهمبستگی نزدیک بین ملتهای جهان به حدی که به تشکیل یک حکومت جهانی منجر شود
piratic
درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
petrographic
وابسته به شرح سنگ ها مبنی بر شرح احجاز
presentment
اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
mercantilism
روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
many sided
مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
many-sided
مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
say's law
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
laryngological
وابسته به حنجره شناسی مبنی بر علم حنجره شناسی
economic nationalism
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
retour sans protet
اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com