English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (8 milliseconds)
English Persian
precrastinative مبنی بر مسامحه یا تعلل
Other Matches
cunctation تعلل
ca'canny تعلل
procrastinatingly تعلل کنان
delay بتاخیرانداختن تعلل
escape clause شرط تعلل
delaying بتاخیرانداختن تعلل
delays بتاخیرانداختن تعلل
loitered :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loiter :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loiters :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitering :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loiterer کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
neglected مسامحه
negligence مسامحه
carelessness مسامحه
neglects مسامحه
cunctation مسامحه
neglect مسامحه
neglecting مسامحه
negligently از روی مسامحه
neghgent مسامحه کار
conniving مسامحه کردن
nonchalantly مسامحه کارانه
precrastinative مسامحه کار
precrastinative مسامحه کننده
conniver مسامحه کار
connived مسامحه کردن
neglectful مسامحه کار
negligent مسامحه کار
connive مسامحه کردن
connives مسامحه کردن
cunctative وابسته به مسامحه وتاخیر
black list فهرست اسامی موسساتی که در پرداخت دیون خود تعلل ویا در اجرای کار خدعه کرده اند
k به هنگام اشاره به فرفیت با مسامحه می توان معادل 4201 دهدهی دانست
bassedon or basedupon مبنی بر
denoting مبنی بر
based on مبنی بر
based مبنی
nonary مبنی بر عد د نه
reposing upon مبنی بر
expressive of مبنی بر
geomantic مبنی بر رمل
inversive مبنی بر قلب
impostrous مبنی بر شیادی
irreverential مبنی بر بی حرمتی
polytheeistic مبنی بر شرک
fratricidal مبنی بربرادرکشی
castigatory مبنی برتنبیه
paraphrastic مبنی برتفسیر
equivocatory مبنی برایهام
matricidal مبنی بر مادرکشی
euphuistic مبنی برتصنع
mediatorial مبنی بر میانجیگری
misogynic مبنی بربیزاری از زن
monometallic مبنی بر یک فلز
deprecative مبنی بربیمیلی
condolatory مبنی برهمدردی
octonal مبنی برهشت
octonary مبنی برهشت
abstentious مبنی برپرهیزکاری
investigative مبنی بر رسیدگی
revocatory مبنی بر فسخ
heretical مبنی برفساد
sophistic مبنی بر مغالطه
egotistic مبنی بر خودپسندی
theorematic مبنی بر قاعده
selectively مبنی بر انتخاب
selective مبنی بر انتخاب
dualistic مبنی برخداشناس
to the effect that مبنی براینکه
usurious مبنی بررباخواری
visitorial مبنی بر سرکشی
suppositional مبنی بر فرض
causal مبنی بر سبب
empiric مبنی بر تجربه
purposive مبنی برمنظور
prophetic مبنی بر پیشگویی
ill advised مبنی بر بی اطلاعی
ill-advised مبنی بر بی اطلاعی
licentious مبنی بر هرزگی
observational مبنی بر مشاهده
polytheistic مبنی بر شرک
well intentioned مبنی بر نیت خوب
scepsis فلسفه مبنی برتردید
polygamic مبنی بر تعدد ازواج
a posteriori مبنی بر تجربه و مشاهده
irrepentant مبنی بر عدم پشیمانی
insinuative مبنی بر خود شیرینی
procrastinatory مبنی برمسامحه یاتعلل
skepsisŠskepticŠetc فلسفه مبنی برتردید
rationalistic مبنی براستدلال عقلی
resumptive مبنی برادامه یاتجدید
orthoepic مبنی بر درست خوانی
oblatory مبنی بر نذر یا هدیه
papistic مبنی برپاپ پرستی
rose coloured مبنی برخوش بینی
royalistic مبنی برسلطنت خواهی
negotiatory مبنی بر معامله یا گفتگو
rationalistic مبنی براصالت عقل
soritical مبنی برقیام مسلسل
negatory مبنی بر نفی یا انکار
retrocessive مبنی برواگذاری ثانوی
phonologic مبنی بر صدا شناسی
in perspective مبنی براصول منافرومرایا
commutative مبنی بر تبدیل یامبادله
historic معروف مبنی بر تاریخ
documental مبنی برمدرک یاسند
appreciative مبنی بر قدردانی قدرشناس
individualistic مبنی بر استقلال تکی
compatriotic مبنی برهم میهنی
sensuous مبنی بر لذات جسمانی
appreciatively مبنی بر قدردانی قدرشناس
censorial مبنی بر بازرسی مطبوعات و
egoistic مبنی بر اثصول خودپرستی
cavilling مبنی برخرده گیری
elenctic مبنی برتکذیب منطقی
acclamatory مبنی برهلهله و تحسین
illusional مبنی باشتباه بینائی
sensuously مبنی بر لذات جسمانی
naturalistic مبنی بر طبیعت بازی
investigatory تحقیقی مبنی بر رسیدگی
inquisitorial مبنی بربازجویی زیاد
deliberative مبنی بر تامل و مشاوره
documentaries مبنی بر مدرک یا سند
pantheistic مبنی بر وحدت وجود
documentary مبنی بر مدرک یا سند
sentimental مبنی بر احساسات یا عقیده
pluviometric مبنی بر سنجش مقدار بارندگی
associational مبنی بر شرکت یا معاشرت متداعی
traditional مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
petitory مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
federative مبنی بر سازمان کشورهای متحد
evidentiary مبنی برمدرک مدرک دار
intuitive مبنی بردرک یا انتقال مستقیم
doctrinal عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
pre-emptive عمل مبنی بر اخذ شفعه
slaughterous مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
consensual مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
imperialistic مبنی برطرفداری از حکومت امپریالیستی
atheistical مبنی برانکار هستی خدا
iconoclastic مبنی بر بت شکنی یا شمایل ویران کنی
renunciative مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
renunciatory مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
ritualistic مبنی بر رعایت ایین ومراسم دینی
humoristic مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
abjuratory پیمان شکنی مبنی بر نقض عهد
euphonical مبنی برخوش صدایی یاسهولت ادا
nonchalant اهمال کار مسامحه کار
deistical مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
traditinal مبنی بر حدیث یاخبر روایت شده نقلی
empircism روش و فرضیهای که مبنی برتجربه و ازمایش باشد
deistic مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
communalistic مبنی برحکومت بوسیله استقلال داخلی بخش ها
catechetical مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
revisional مبنی برتجدید نظر یا تجدید چاپ تازه
prefectorial مبنی براموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یا مبصران
augural تفالی مبنی بر پیشگویی حاکی از خیر یا شر در اینده
plebiscitary وابسته به اراعموم اهالی مبنی بر یا افهارعقیده عامه
radicalism روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
prefectoral مبنی براداره اموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یامبصران
autonomy خودمختاری حاکمیت ملی مبنی براستقلال اقتصادی و سیاسی خودگردانی
monroe doctrine سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
plene administrative preter دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
machiavelian مبنی براین عقیده سیاسی که برای برپاکردن یک حکومت نیرومند تقلب را نباید
internationalism روش فکری مبنی بر لزوم همکاری وهمبستگی نزدیک بین ملتهای جهان به حدی که به تشکیل یک حکومت جهانی منجر شود
piratic درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
petrographic وابسته به شرح سنگ ها مبنی بر شرح احجاز
presentment اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
mercantilism روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
many sided مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
many-sided مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
say's law از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
laryngological وابسته به حنجره شناسی مبنی بر علم حنجره شناسی
economic nationalism ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
retour sans protet اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com