Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 184 (8 milliseconds)
English
Persian
oblatory
مبنی بر نذر یا هدیه
Other Matches
presents
هدیه
gift
هدیه
gifts
هدیه
endowment
هدیه
endowments
هدیه
donation
هدیه
donations
هدیه
propine
هدیه
handsel
هدیه
presented
هدیه
present
هدیه
presenting
هدیه
offerings
هدیه ها
give
[a present]
هدیه دادن
donor
هدیه کننده
donors
هدیه کننده
gifts
هدیه دادن
meat offering
هدیه اردی
meal offering
هدیه اردی
token
هدیه کوچک
greek gift
هدیه یونانی
gift of nature
هدیه طبیعت
donee
گیرنده هدیه
gift
هدیه دادن
bestow
هدیه کردن
bestow
هدیه دادن
ex voto
هدیه یا پیشکشی
donate
هدیه کردن
endow
هدیه کردن
donate
هدیه دادن
endow
هدیه دادن
donated
هدیه دادن
donates
هدیه دادن
donating
هدیه دادن
give
[a present]
هدیه کردن
keepsake
هدیه یادگاری یادبود
This is a gift.
این یک هدیه است.
keepsakes
هدیه یادگاری یادبود
Wrap it up in gift paper.
آنرا در کاغذ هدیه بپیچید
empty handed
بدون هدیه دست خالی
Please accept this gift as a mark of my friendship.
لطفا"این هدیه رابعلامت ونشانه دوستی من بپذیرید
based on
مبنی بر
expressive of
مبنی بر
bassedon or basedupon
مبنی بر
based
مبنی
denoting
مبنی بر
reposing upon
مبنی بر
nonary
مبنی بر عد د نه
He bought them expensive presents, out of guilt.
او
[مرد]
بخاطر احساس گناهش برای آنها هدیه گران بها خرید.
irreverential
مبنی بر بی حرمتی
impostrous
مبنی بر شیادی
visitorial
مبنی بر سرکشی
octonal
مبنی برهشت
purposive
مبنی برمنظور
geomantic
مبنی بر رمل
fratricidal
مبنی بربرادرکشی
euphuistic
مبنی برتصنع
matricidal
مبنی بر مادرکشی
usurious
مبنی بررباخواری
polytheistic
مبنی بر شرک
polytheeistic
مبنی بر شرک
paraphrastic
مبنی برتفسیر
octonary
مبنی برهشت
revocatory
مبنی بر فسخ
sophistic
مبنی بر مغالطه
monometallic
مبنی بر یک فلز
suppositional
مبنی بر فرض
theorematic
مبنی بر قاعده
misogynic
مبنی بربیزاری از زن
mediatorial
مبنی بر میانجیگری
to the effect that
مبنی براینکه
inversive
مبنی بر قلب
equivocatory
مبنی برایهام
licentious
مبنی بر هرزگی
prophetic
مبنی بر پیشگویی
selectively
مبنی بر انتخاب
condolatory
مبنی برهمدردی
ill advised
مبنی بر بی اطلاعی
causal
مبنی بر سبب
selective
مبنی بر انتخاب
castigatory
مبنی برتنبیه
egotistic
مبنی بر خودپسندی
abstentious
مبنی برپرهیزکاری
ill-advised
مبنی بر بی اطلاعی
observational
مبنی بر مشاهده
dualistic
مبنی برخداشناس
heretical
مبنی برفساد
empiric
مبنی بر تجربه
deprecative
مبنی بربیمیلی
investigative
مبنی بر رسیدگی
Boxing Day
اولین روز کار بعد از عید کریسمس که طی آن به پستچی و کارمند و غیره هدیه میدهند
procrastinatory
مبنی برمسامحه یاتعلل
investigatory
تحقیقی مبنی بر رسیدگی
individualistic
مبنی بر استقلال تکی
sentimental
مبنی بر احساسات یا عقیده
royalistic
مبنی برسلطنت خواهی
deliberative
مبنی بر تامل و مشاوره
polygamic
مبنی بر تعدد ازواج
egoistic
مبنی بر اثصول خودپرستی
appreciatively
مبنی بر قدردانی قدرشناس
sensuously
مبنی بر لذات جسمانی
naturalistic
مبنی بر طبیعت بازی
soritical
مبنی برقیام مسلسل
sensuous
مبنی بر لذات جسمانی
well intentioned
مبنی بر نیت خوب
retrocessive
مبنی برواگذاری ثانوی
resumptive
مبنی برادامه یاتجدید
scepsis
فلسفه مبنی برتردید
skepsisŠskepticŠetc
فلسفه مبنی برتردید
rationalistic
مبنی براستدلال عقلی
rationalistic
مبنی براصالت عقل
a posteriori
مبنی بر تجربه و مشاهده
historic
معروف مبنی بر تاریخ
precrastinative
مبنی بر مسامحه یا تعلل
phonologic
مبنی بر صدا شناسی
appreciative
مبنی بر قدردانی قدرشناس
documental
مبنی برمدرک یاسند
censorial
مبنی بر بازرسی مطبوعات و
compatriotic
مبنی برهم میهنی
documentary
مبنی بر مدرک یا سند
irrepentant
مبنی بر عدم پشیمانی
documentaries
مبنی بر مدرک یا سند
illusional
مبنی باشتباه بینائی
insinuative
مبنی بر خود شیرینی
in perspective
مبنی براصول منافرومرایا
negatory
مبنی بر نفی یا انکار
negotiatory
مبنی بر معامله یا گفتگو
pantheistic
مبنی بر وحدت وجود
cavilling
مبنی برخرده گیری
rose coloured
مبنی برخوش بینی
elenctic
مبنی برتکذیب منطقی
papistic
مبنی برپاپ پرستی
orthoepic
مبنی بر درست خوانی
acclamatory
مبنی برهلهله و تحسین
commutative
مبنی بر تبدیل یامبادله
inquisitorial
مبنی بربازجویی زیاد
federative
مبنی بر سازمان کشورهای متحد
pre-emptive
عمل مبنی بر اخذ شفعه
slaughterous
مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
consensual
مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
petitory
مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
pluviometric
مبنی بر سنجش مقدار بارندگی
traditional
مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
associational
مبنی بر شرکت یا معاشرت متداعی
atheistical
مبنی برانکار هستی خدا
intuitive
مبنی بردرک یا انتقال مستقیم
doctrinal
عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
imperialistic
مبنی برطرفداری از حکومت امپریالیستی
evidentiary
مبنی برمدرک مدرک دار
iconoclastic
مبنی بر بت شکنی یا شمایل ویران کنی
abjuratory
پیمان شکنی مبنی بر نقض عهد
euphonical
مبنی برخوش صدایی یاسهولت ادا
renunciative
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
renunciatory
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
humoristic
مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
ritualistic
مبنی بر رعایت ایین ومراسم دینی
deistic
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
plebiscitary
وابسته به اراعموم اهالی مبنی بر یا افهارعقیده عامه
augural
تفالی مبنی بر پیشگویی حاکی از خیر یا شر در اینده
catechetical
مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
deistical
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
communalistic
مبنی برحکومت بوسیله استقلال داخلی بخش ها
traditinal
مبنی بر حدیث یاخبر روایت شده نقلی
empircism
روش و فرضیهای که مبنی برتجربه و ازمایش باشد
prefectorial
مبنی براموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یا مبصران
revisional
مبنی برتجدید نظر یا تجدید چاپ تازه
prefectoral
مبنی براداره اموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یامبصران
radicalism
روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
autonomy
خودمختاری حاکمیت ملی مبنی براستقلال اقتصادی و سیاسی خودگردانی
plene administrative preter
دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
monroe doctrine
سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
machiavelian
مبنی براین عقیده سیاسی که برای برپاکردن یک حکومت نیرومند تقلب را نباید
internationalism
روش فکری مبنی بر لزوم همکاری وهمبستگی نزدیک بین ملتهای جهان به حدی که به تشکیل یک حکومت جهانی منجر شود
piratic
درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
petrographic
وابسته به شرح سنگ ها مبنی بر شرح احجاز
presentment
اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
mercantilism
روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
many sided
مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
many-sided
مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
say's law
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
laryngological
وابسته به حنجره شناسی مبنی بر علم حنجره شناسی
economic nationalism
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
retour sans protet
اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com