Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 141 (9 milliseconds)
English
Persian
well intentioned
مبنی بر نیت خوب
Search result with all words
historic
معروف مبنی بر تاریخ
pantheistic
مبنی بر وحدت وجود
investigative
مبنی بر رسیدگی
internationalism
روش فکری مبنی بر لزوم همکاری وهمبستگی نزدیک بین ملتهای جهان به حدی که به تشکیل یک حکومت جهانی منجر شود
autonomy
خودمختاری حاکمیت ملی مبنی براستقلال اقتصادی و سیاسی خودگردانی
heretical
مبنی برفساد
inquisitorial
مبنی بربازجویی زیاد
denoting
مبنی بر
documentaries
مبنی بر مدرک یا سند
documentary
مبنی بر مدرک یا سند
selective
مبنی بر انتخاب
selectively
مبنی بر انتخاب
intuitive
مبنی بردرک یا انتقال مستقیم
egotistic
مبنی بر خودپسندی
doctrinal
عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
cavilling
مبنی برخرده گیری
pre-emptive
عمل مبنی بر اخذ شفعه
appreciative
مبنی بر قدردانی قدرشناس
appreciatively
مبنی بر قدردانی قدرشناس
egoistic
مبنی بر اثصول خودپرستی
traditional
مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
many sided
مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
many-sided
مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
sentimental
مبنی بر احساسات یا عقیده
individualistic
مبنی بر استقلال تکی
investigatory
تحقیقی مبنی بر رسیدگی
causal
مبنی بر سبب
observational
مبنی بر مشاهده
sensuous
مبنی بر لذات جسمانی
sensuously
مبنی بر لذات جسمانی
based
مبنی
iconoclastic
مبنی بر بت شکنی یا شمایل ویران کنی
ritualistic
مبنی بر رعایت ایین ومراسم دینی
naturalistic
مبنی بر طبیعت بازی
radicalism
روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
prophetic
مبنی بر پیشگویی
deliberative
مبنی بر تامل و مشاوره
ill advised
مبنی بر بی اطلاعی
ill-advised
مبنی بر بی اطلاعی
licentious
مبنی بر هرزگی
abjuratory
پیمان شکنی مبنی بر نقض عهد
abstentious
مبنی برپرهیزکاری
acclamatory
مبنی برهلهله و تحسین
associational
مبنی بر شرکت یا معاشرت متداعی
atheistical
مبنی برانکار هستی خدا
augural
تفالی مبنی بر پیشگویی حاکی از خیر یا شر در اینده
based on
مبنی بر
bassedon or basedupon
مبنی بر
castigatory
مبنی برتنبیه
catechetical
مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
censorial
مبنی بر بازرسی مطبوعات و
communalistic
مبنی برحکومت بوسیله استقلال داخلی بخش ها
commutative
مبنی بر تبدیل یامبادله
compatriotic
مبنی برهم میهنی
condolatory
مبنی برهمدردی
consensual
مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
deistic
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
deistical
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
deprecative
مبنی بربیمیلی
documental
مبنی برمدرک یاسند
dualistic
مبنی برخداشناس
economic nationalism
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
elenctic
مبنی برتکذیب منطقی
empircism
روش و فرضیهای که مبنی برتجربه و ازمایش باشد
empiric
مبنی بر تجربه
equivocatory
مبنی برایهام
euphonical
مبنی برخوش صدایی یاسهولت ادا
euphuistic
مبنی برتصنع
evidentiary
مبنی برمدرک مدرک دار
expressive of
مبنی بر
federative
مبنی بر سازمان کشورهای متحد
fratricidal
مبنی بربرادرکشی
geomantic
مبنی بر رمل
humoristic
مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
illusional
مبنی باشتباه بینائی
imperialistic
مبنی برطرفداری از حکومت امپریالیستی
impostrous
مبنی بر شیادی
in perspective
مبنی براصول منافرومرایا
insinuative
مبنی بر خود شیرینی
inversive
مبنی بر قلب
irrepentant
مبنی بر عدم پشیمانی
irreverential
مبنی بر بی حرمتی
laryngological
وابسته به حنجره شناسی مبنی بر علم حنجره شناسی
machiavelian
مبنی براین عقیده سیاسی که برای برپاکردن یک حکومت نیرومند تقلب را نباید
matricidal
مبنی بر مادرکشی
mediatorial
مبنی بر میانجیگری
mercantilism
روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
misogynic
مبنی بربیزاری از زن
monometallic
مبنی بر یک فلز
monroe doctrine
سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
negatory
مبنی بر نفی یا انکار
negotiatory
مبنی بر معامله یا گفتگو
nonary
مبنی بر عد د نه
oblatory
مبنی بر نذر یا هدیه
octonal
مبنی برهشت
octonary
مبنی برهشت
orthoepic
مبنی بر درست خوانی
papistic
مبنی برپاپ پرستی
paraphrastic
مبنی برتفسیر
petitory
مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
Other Matches
reposing upon
مبنی بر
polytheeistic
مبنی بر شرک
polytheistic
مبنی بر شرک
sophistic
مبنی بر مغالطه
suppositional
مبنی بر فرض
theorematic
مبنی بر قاعده
to the effect that
مبنی براینکه
usurious
مبنی بررباخواری
revocatory
مبنی بر فسخ
visitorial
مبنی بر سرکشی
purposive
مبنی برمنظور
soritical
مبنی برقیام مسلسل
precrastinative
مبنی بر مسامحه یا تعلل
skepsisŠskepticŠetc
فلسفه مبنی برتردید
scepsis
فلسفه مبنی برتردید
polygamic
مبنی بر تعدد ازواج
phonologic
مبنی بر صدا شناسی
procrastinatory
مبنی برمسامحه یاتعلل
rationalistic
مبنی براصالت عقل
rationalistic
مبنی براستدلال عقلی
resumptive
مبنی برادامه یاتجدید
retrocessive
مبنی برواگذاری ثانوی
a posteriori
مبنی بر تجربه و مشاهده
rose coloured
مبنی برخوش بینی
royalistic
مبنی برسلطنت خواهی
slaughterous
مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
pluviometric
مبنی بر سنجش مقدار بارندگی
renunciatory
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
renunciative
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
revisional
مبنی برتجدید نظر یا تجدید چاپ تازه
traditinal
مبنی بر حدیث یاخبر روایت شده نقلی
prefectorial
مبنی براموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یا مبصران
plebiscitary
وابسته به اراعموم اهالی مبنی بر یا افهارعقیده عامه
prefectoral
مبنی براداره اموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یامبصران
plene administrative preter
دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
piratic
درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
petrographic
وابسته به شرح سنگ ها مبنی بر شرح احجاز
presentment
اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
say's law
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
retour sans protet
اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com