English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
cost accountant متخصص ارزیابی
Other Matches
fireworker متخصص اتش بازی متخصص مرمیات وموشکهای جنگی متخصص مواد منفجره و اتش زنه
tacticians متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
tactician متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
he was nothing of an expert هیچ متخصص نبود متخصص کجا بود
radiologist متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologists متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
pert Technique Review Evaluationand Program فن ارزیابی و بررسی برنامه Technique Review Evaluationand Project روش مرور و ارزیابی پروژه
area assessment ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
civil damage assessment ارزیابی خسارات غیرنظامی ارزیابی کل خسارات وارده به موسسات غیرنظامی
assessments ارزیابی
evalution ارزیابی
cost accounting ارزیابی
attack assessment ارزیابی تک
appraisement ارزیابی
assessment ارزیابی
valuations ارزیابی
evaluations ارزیابی
evaluation ارزیابی
estimating ارزیابی
estimates ارزیابی
estimate ارزیابی
appraisal ارزیابی
valuation ارزیابی
appraisals ارزیابی
estimated ارزیابی
it was valued at rials 000 ارزیابی شد
indiction ارزیابی
bolt [examine] ارزیابی کردن
study ارزیابی کردن
evaluate ارزیابی کردن
dissect [analyse] ارزیابی کردن
assay ارزیابی کردن
analyze [American] ارزیابی کردن
analyse [British] ارزیابی کردن
unverified <adj.> ارزیابی نشده
check ارزیابی کردن
estimated ارزیابی تخمین
estimates ارزیابی تخمین
estimating ارزیابی تخمین
explore ارزیابی کردن
survey ارزیابی کردن
scrutinize ارزیابی کردن
look into ارزیابی کردن
determine ارزیابی کردن
investigate ارزیابی کردن
inspect ارزیابی کردن
examine ارزیابی کردن
enquire into ارزیابی کردن
estimate ارزیابی تخمین
uninspected <adj.> ارزیابی نشده
appraises ارزیابی کردن
appraising ارزیابی کردن
valued ارزیابی شده
reappraisal ارزیابی تازه
reappraisals ارزیابی تازه
untested <adj.> ارزیابی نشده
ratable قابل ارزیابی
attack assessment ارزیابی نتایج تک
project evaluation ارزیابی طرح
personality assessment ارزیابی شخصیت
job evaluation ارزیابی شغل
corporate appraisal ارزیابی شرکت
economic appraisal ارزیابی اقتصادی
evaluation score نمره ارزیابی
holistic evalution ارزیابی کلی
appraised ارزیابی کردن
unexamined <adj.> ارزیابی نشده
unevaluated <adj.> ارزیابی نشده
unchecked <adj.> ارزیابی نشده
unaudited <adj.> ارزیابی نشده
make an evaluation ارزیابی کردن
valuation of stock ارزیابی موجودی
validation تصدیق ارزیابی
job costing ارزیابی هزینه ها
supplier evaluation ارزیابی فروشنده
summative evaluation ارزیابی تلخیصی
stock valuation ارزیابی موجودی
rated ارزیابی شده
appraise ارزیابی کردن
formative evaluation ارزیابی تکوینی
evaluating ارزیابی کردن
assessed ارزیابی کردن
rate ارزیابی کردن
rates ارزیابی کردن
assess ارزیابی کردن
assesses ارزیابی کردن
survey ارزیابی کردن
assessing ارزیابی کردن
surveyed ارزیابی کردن
evaluates ارزیابی کردن
evaluate ارزیابی کردن
surveys ارزیابی کردن
revaluation ارزیابی مجدد
evaluated ارزیابی کردن
au fait متخصص
stylists متخصص مد
skilled متخصص
stylist متخصص مد
specialists متخصص
adhoc متخصص
geriatrist متخصص
rhinologist متخصص
geriatrician متخصص
experts متخصص
osteopathist متخصص
expert متخصص
specialist متخصص
scouted ارزیابی حریف اینده
scouts ارزیابی حریف اینده
scout ارزیابی حریف اینده
inappreciable غیر قابل ارزیابی
appreciably قابل ارزیابی محسوس
appreciable قابل ارزیابی محسوس
terrain evaluation ارزیابی وضع زمین
marketing audit ارزیابی سیاستهای فروش
loss assessment ارزیابی میزان خسارت
aim ارزیابی کردن شمردن
aimed ارزیابی کردن شمردن
taxation of costs ارزیابی هزینههای دعوی
assessable قابل ارزیابی یا تقویم
appraisement تقویم و ارزیابی مال
reappraise دوباره ارزیابی کردن
reappraised دوباره ارزیابی کردن
reappraises دوباره ارزیابی کردن
reappraising دوباره ارزیابی کردن
evaluation report گزارش ارزیابی وضعیت
aims ارزیابی کردن شمردن
revalues دوباره ارزیابی کردن
assess جریمه کردن ارزیابی
appraisal تقویم ارزیابی کردن
assessing جریمه کردن ارزیابی
assesses جریمه کردن ارزیابی
rates سرعت ارزیابی کردن
revaluing دوباره ارزیابی کردن
rate سرعت ارزیابی کردن
evaluation ارزیابی اخبار رسیده
revalued دوباره ارزیابی کردن
revalue دوباره ارزیابی کردن
evaluations ارزیابی اخبار رسیده
appraisals تقویم ارزیابی کردن
assessed جریمه کردن ارزیابی
estimates تخمین زدن ارزیابی کردن
estimated تخمین زدن ارزیابی کردن
estimating تخمین زدن ارزیابی کردن
social audit ارزیابی عملکرد اجتماعی موسسه
evaluation ارزیابی کردن تقویم اخبار
control and assessment team تیم کنترل و ارزیابی نتایج تک ش م ر
evaluations ارزیابی کردن تقویم اخبار
estimate تخمین زدن ارزیابی کردن
fitness report گزارش ارزیابی از نحوه خدمتی
program evaluation review technique (per روش ارزیابی و بررسی برنامه
ceramicist متخصص سفالگری
cambist متخصص ارز
theolog متخصص الهیات
specialist engineering مهندس متخصص
aurist متخصص گوش
ceramist متخصص سفالگری
actuary متخصص بیمه
climatologist متخصص اب وهوا
computer professional متخصص کامپیوتر
computer specialist متخصص کامپیوتر
actuaries متخصص بیمه
gas man متخصص گاز
economist متخصص اقتصاد
outrebound متخصص ریباند
media specialist متخصص رسانه ها
hydrologist متخصص اب شناسی
hydropathist متخصص اب درمانی
hygeist متخصص بهداشت
financial e. متخصص مالی
economists متخصص اقتصاد
electrician متخصص برق
experts متخصص کارشناس
ophlhalmologist متخصص چشم
skilled workers کارگران متخصص
skilled witness شاهد متخصص
e. advice نظر متخصص
neurologist متخصص اعصاب
hygienist متخصص بهداشت
an expert accountant حسابدار متخصص
electricians متخصص برق
pomologist متخصص میوه
clinicians متخصص بالینی
clinician متخصص بالینی
skilled متخصص تخصصی
financiers متخصص مالی
geophysicists متخصص ژئوفیزیک
financier متخصص مالی
geophysicist متخصص ژئوفیزیک
journeymen کارگر متخصص
algebraist متخصص جبرومقابله
anaesthetist متخصص بیهوشی
theologians متخصص الهیات
expert متخصص کارشناس
artillerist متخصص توپخانه
technicians متخصص تکنیسین
technician متخصص فنی
journeyman کارگر متخصص
toxicologist متخصص زهرشناسی
technician متخصص تکنیسین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com