English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
clinician متخصص بالینی
clinicians متخصص بالینی
Other Matches
fireworker متخصص اتش بازی متخصص مرمیات وموشکهای جنگی متخصص مواد منفجره و اتش زنه
tactician متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
tacticians متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
he was nothing of an expert هیچ متخصص نبود متخصص کجا بود
clinical بالینی
clinically بالینی
clinical approach روش بالینی
preclinical پیش بالینی
clinical record پرونده بالینی
clinical psychology روانشناسی بالینی
clinical method روش بالینی
subclinical غیر قابل تشخیص در معاینات بالینی
preclinical وابسته به زمانی که بیماری از نظر بالینی قابل تشخیص نشده باشد
radiologists متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologist متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
au fait متخصص
specialists متخصص
rhinologist متخصص
geriatrist متخصص
skilled متخصص
geriatrician متخصص
osteopathist متخصص
stylists متخصص مد
stylist متخصص مد
adhoc متخصص
expert متخصص
experts متخصص
specialist متخصص
climatologist متخصص اب وهوا
ceramist متخصص سفالگری
cambist متخصص ارز
hydropathist متخصص اب درمانی
hydrologist متخصص اب شناسی
electrician متخصص برق
hygeist متخصص بهداشت
hygienist متخصص بهداشت
ceramicist متخصص سفالگری
electricians متخصص برق
media specialist متخصص رسانه ها
actuary متخصص بیمه
computer specialist متخصص کامپیوتر
ophlhalmologist متخصص چشم
computer professional متخصص کامپیوتر
actuaries متخصص بیمه
toxicologist متخصص زهرشناسی
technician متخصص فنی
financiers متخصص مالی
gas man متخصص گاز
financial e. متخصص مالی
algebraist متخصص جبرومقابله
an expert accountant حسابدار متخصص
e. advice نظر متخصص
artillerist متخصص توپخانه
financier متخصص مالی
skilled متخصص تخصصی
aurist متخصص گوش
technicians متخصص تکنیسین
technicians متخصص فنی
cost accountant متخصص ارزیابی
outrebound متخصص ریباند
theologians متخصص الهیات
skilled workers کارگران متخصص
specialist engineering مهندس متخصص
geophysicists متخصص ژئوفیزیک
geophysicist متخصص ژئوفیزیک
journeymen کارگر متخصص
journeyman کارگر متخصص
theolog متخصص الهیات
anaesthetist متخصص بیهوشی
experts متخصص کارشناس
expert متخصص کارشناس
theologian متخصص الهیات
skilled witness شاهد متخصص
neurologist متخصص اعصاب
technician متخصص تکنیسین
economist متخصص اقتصاد
economists متخصص اقتصاد
proficient حاذق متخصص
pomologist متخصص میوه
data base specialist متخصص پایگاه داده
cutman متخصص در جلوگیری ازخونریزی
cosmographer متخصص کیهان شناسی
pisciculturist متخصص ماهی پروری
cosmetologist متخصص ارایش وزیبایی
dermatologist متخصص امراض پوست
exodontist متخصص دندان کشی
etymologist متخصص علم صرف
etymologer متخصص علم اشتقاق
data entry specialist متخصص داده دهی
diagnostician متخصص تشخیص مرض
horticulturist متخصص عمل باغبانی
scientific manpower نیروی انسانی متخصص
pyrotechnist متخصص اتش بازی
psychopathist متخصص ناخوشیهای دماغی
ideologist متخصص علم تصور
internist متخصص داروهای درونی
metllurgist متخصص ذوب فلزات
municipalist متخصص درامور شهرداری
political economist متخصص علم ثروت
neuropathist متخصص ناخوشیهای عصبانی
notionalist متخصص علوم نظری
pediatrician پزشک متخصص اطفال
histologist متخصص بافت شناسی
herpetologist متخصص خزنده شناسی
hellenist متخصص فرهنگ یونان
gastronomist متخصص غذای لذیذ
geodesist متخصص علم مساحی
gynecologist متخصص بیماریهای زنان
unskilled worker کارگر غیر متخصص
tp perfect oneself in an art در فنی متخصص شدن
therapeutist متخصص درمان شناسی
gerontologist متخصص امراض پیری
taxonomist متخصص طبقه بندی
syphilologist طبیب متخصص کوفت
hardware specialist متخصص سخت افزار
otologist متخصص امراض گوش
beautician متخصص ارایش وزیبایی
botanists متخصص گیاه شناسی
osteopaths متخصص بیماریهای استخوان
metallurgist متخصص ذوب اهن
metallurgists متخصص ذوب اهن
statistician امارگر متخصص فن احصائیه
osteopath متخصص بیماریهای استخوان
competent فنی متخصص کاردان
educationists متخصص اموزش و پرورش
botanist متخصص گیاه شناسی
jurists متخصص حقوق خصوصی
beauticians متخصص ارایش وزیبایی
obstetricians پزشک متخصص زایمان
gynaecologist متخصص امراض زنانه
obstetricians متخصص زایمان قابله
obstetrician پزشک متخصص زایمان
grammarians متخصص دستور زبان
grammarian متخصص دستور زبان
jurist متخصص حقوق خصوصی
educationist متخصص اموزش و پرورش
acoustician متخصص علم شنوایی
majoring مهاد متخصص شدن
majored مهاد متخصص شدن
anatomist متخصص علم تشریح
major مهاد متخصص شدن
astrophysicist متخصص فیزیک نجومی
linguists متخصص زبان شناسی
criminologist متخصص جرم شناسی
statisticians امارگر متخصص فن احصائیه
linguist متخصص زبان شناسی
obstetrician متخصص زایمان قابله
branch qualified officer افسر متخصص رستهای
tactician با تدبیر متخصص فنون جنگی
rebounder متخصص در گرفتن توپهای حلقه
decorators متخصص ارایش داخلی ساختمانها
airmanship متخصص در خلبانی و هدایت هواپیما
decorator متخصص ارایش داخلی ساختمانها
phonographer متخصص تندنویسی ازروی صدا
chiropodists متخصص درمان وحفافت پاها
lay : غیر متخصص ناویژه کار
theorist متخصص علوم نظری نگرشگر
lays : غیر متخصص ناویژه کار
torpedoman's mate درجه دار متخصص اژدر
telescopist متخصص استعمال دوربینهای نجومی
chiropodist متخصص درمان وحفافت پاها
telecommunications specialist متخصص ارتباطات راه دور
theorists متخصص علوم نظری نگرشگر
special pleader متخصص تهیه لوایح دفاعی
tacticians با تدبیر متخصص فنون جنگی
gastroenterologist متخصص بیماریهای معده وروده
an economist of time متخصص در صرفه جویی وقت
exegetist متخصص تفسیرو شرح متون
americanist متخصص زبان یا فرهنگ امریکایی
image interpreter متخصص خواندن عکس هوایی
metallurgist متخصص قال کردن فلزات
bacteriologist متخصص شناسایی انواع باکتریها
technicians شخص متخصص در امور صفتی
technician شخص متخصص در امور صفتی
juicer متخصص نور در تلویزیون وتاتر
anesthetist پزشک متخصص بیهوشی و بی حسی
mesmerist متخصص علم هیپنوتیزم خواب کن
metallurgists متخصص قال کردن فلزات
aviation ordnance , man متخصص جنگ افزار هواپیما
gynecologist متخصص علم ناخوشیهای زنانه
apocalyptist متخصص درتفسیر مکاشفات یوحنا
demographer متخصص امار گیری مردم
anglicist متخصص اصطلاحات و قواعدزبان انگلیسی
hydraulician متخصص علم استفاده از فشاراب
volcanologist متخصص در علم علل طبیعی اتشفشان
harmonist موسیقی دان متخصص تطبیق روایات
bureau ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است
unskilled labor نیروی کارغیر ماهر غیر متخصص
financier کارشناس علم مالیه متخصص مالی
financiers کارشناس علم مالیه متخصص مالی
accoucheur پزشک متخصص قابلگی وبیماریهای زنان
ear, nose and throat specialist متخصص گوش و حلق و بینی [پزشکی]
aerodynamicist متخصص در علم حرکت گاز وهوا
anthologist متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی
assyriologist متخصص در زبان و تاریخ وهنر اشور
bureaus ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است
theologue متخصص الهیات دانشمند علم دین
strategists متخصص فن لشکر کشی وتدابیر جنگی
specialising ویژه کاری کردن متخصص شدن
strategist متخصص فن لشکر کشی وتدابیر جنگی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com