Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
technician
متخصص تکنیسین
technicians
متخصص تکنیسین
Other Matches
fireworker
متخصص اتش بازی متخصص مرمیات وموشکهای جنگی متخصص مواد منفجره و اتش زنه
technician
تکنیسین
technicians
تکنیسین
electricians mate
تکنیسین برق
radiotrician
تکنیسین رادیو
communication technician
تکنیسین مخابرات
tactician
متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
tacticians
متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
construction electrician mate
تکنیسین برق ساختمان
he was nothing of an expert
هیچ متخصص نبود متخصص کجا بود
radiologists
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologist
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
osteopathist
متخصص
adhoc
متخصص
geriatrist
متخصص
specialists
متخصص
experts
متخصص
rhinologist
متخصص
stylist
متخصص مد
stylists
متخصص مد
skilled
متخصص
geriatrician
متخصص
au fait
متخصص
specialist
متخصص
expert
متخصص
ceramist
متخصص سفالگری
climatologist
متخصص اب وهوا
ceramicist
متخصص سفالگری
computer professional
متخصص کامپیوتر
cambist
متخصص ارز
clinician
متخصص بالینی
skilled
متخصص تخصصی
financier
متخصص مالی
financiers
متخصص مالی
clinicians
متخصص بالینی
technicians
متخصص فنی
algebraist
متخصص جبرومقابله
an expert accountant
حسابدار متخصص
artillerist
متخصص توپخانه
aurist
متخصص گوش
toxicologist
متخصص زهرشناسی
computer specialist
متخصص کامپیوتر
specialist engineering
مهندس متخصص
theolog
متخصص الهیات
skilled workers
کارگران متخصص
skilled witness
شاهد متخصص
cost accountant
متخصص ارزیابی
e. advice
نظر متخصص
financial e.
متخصص مالی
gas man
متخصص گاز
technician
متخصص فنی
hydrologist
متخصص اب شناسی
media specialist
متخصص رسانه ها
hydropathist
متخصص اب درمانی
hygeist
متخصص بهداشت
hygienist
متخصص بهداشت
ophlhalmologist
متخصص چشم
outrebound
متخصص ریباند
pomologist
متخصص میوه
actuaries
متخصص بیمه
actuary
متخصص بیمه
theologian
متخصص الهیات
neurologist
متخصص اعصاب
economist
متخصص اقتصاد
expert
متخصص کارشناس
electricians
متخصص برق
electrician
متخصص برق
theologians
متخصص الهیات
economists
متخصص اقتصاد
journeyman
کارگر متخصص
journeymen
کارگر متخصص
geophysicists
متخصص ژئوفیزیک
proficient
حاذق متخصص
experts
متخصص کارشناس
anaesthetist
متخصص بیهوشی
geophysicist
متخصص ژئوفیزیک
municipalist
متخصص درامور شهرداری
metllurgist
متخصص ذوب فلزات
diagnostician
متخصص تشخیص مرض
otologist
متخصص امراض گوش
histologist
متخصص بافت شناسی
statistician
امارگر متخصص فن احصائیه
internist
متخصص داروهای درونی
ideologist
متخصص علم تصور
horticulturist
متخصص عمل باغبانی
herpetologist
متخصص خزنده شناسی
hellenist
متخصص فرهنگ یونان
dermatologist
متخصص امراض پوست
etymologer
متخصص علم اشتقاق
etymologist
متخصص علم صرف
exodontist
متخصص دندان کشی
osteopaths
متخصص بیماریهای استخوان
osteopath
متخصص بیماریهای استخوان
geodesist
متخصص علم مساحی
gerontologist
متخصص امراض پیری
gynecologist
متخصص بیماریهای زنان
gastronomist
متخصص غذای لذیذ
hardware specialist
متخصص سخت افزار
data entry specialist
متخصص داده دهی
neuropathist
متخصص ناخوشیهای عصبانی
major
مهاد متخصص شدن
therapeutist
متخصص درمان شناسی
tp perfect oneself in an art
در فنی متخصص شدن
unskilled worker
کارگر غیر متخصص
linguists
متخصص زبان شناسی
statisticians
امارگر متخصص فن احصائیه
linguist
متخصص زبان شناسی
majoring
مهاد متخصص شدن
majored
مهاد متخصص شدن
criminologist
متخصص جرم شناسی
taxonomist
متخصص طبقه بندی
notionalist
متخصص علوم نظری
competent
فنی متخصص کاردان
pediatrician
پزشک متخصص اطفال
pisciculturist
متخصص ماهی پروری
political economist
متخصص علم ثروت
psychopathist
متخصص ناخوشیهای دماغی
pyrotechnist
متخصص اتش بازی
educationists
متخصص اموزش و پرورش
scientific manpower
نیروی انسانی متخصص
educationist
متخصص اموزش و پرورش
syphilologist
طبیب متخصص کوفت
data base specialist
متخصص پایگاه داده
anatomist
متخصص علم تشریح
beautician
متخصص ارایش وزیبایی
grammarian
متخصص دستور زبان
botanists
متخصص گیاه شناسی
branch qualified officer
افسر متخصص رستهای
obstetricians
متخصص زایمان قابله
grammarians
متخصص دستور زبان
astrophysicist
متخصص فیزیک نجومی
metallurgist
متخصص ذوب اهن
obstetrician
متخصص زایمان قابله
metallurgists
متخصص ذوب اهن
botanist
متخصص گیاه شناسی
jurists
متخصص حقوق خصوصی
cutman
متخصص در جلوگیری ازخونریزی
cosmographer
متخصص کیهان شناسی
cosmetologist
متخصص ارایش وزیبایی
jurist
متخصص حقوق خصوصی
obstetricians
پزشک متخصص زایمان
beauticians
متخصص ارایش وزیبایی
gynaecologist
متخصص امراض زنانه
acoustician
متخصص علم شنوایی
obstetrician
پزشک متخصص زایمان
tactician
با تدبیر متخصص فنون جنگی
torpedoman's mate
درجه دار متخصص اژدر
airmanship
متخصص در خلبانی و هدایت هواپیما
telecommunications specialist
متخصص ارتباطات راه دور
technician
شخص متخصص در امور صفتی
tacticians
با تدبیر متخصص فنون جنگی
special pleader
متخصص تهیه لوایح دفاعی
technicians
شخص متخصص در امور صفتی
phonographer
متخصص تندنویسی ازروی صدا
rebounder
متخصص در گرفتن توپهای حلقه
metallurgists
متخصص قال کردن فلزات
chiropodist
متخصص درمان وحفافت پاها
decorator
متخصص ارایش داخلی ساختمانها
decorators
متخصص ارایش داخلی ساختمانها
lay
: غیر متخصص ناویژه کار
lays
: غیر متخصص ناویژه کار
theorist
متخصص علوم نظری نگرشگر
metallurgist
متخصص قال کردن فلزات
chiropodists
متخصص درمان وحفافت پاها
theorists
متخصص علوم نظری نگرشگر
telescopist
متخصص استعمال دوربینهای نجومی
americanist
متخصص زبان یا فرهنگ امریکایی
juicer
متخصص نور در تلویزیون وتاتر
anesthetist
پزشک متخصص بیهوشی و بی حسی
gynecologist
متخصص علم ناخوشیهای زنانه
bacteriologist
متخصص شناسایی انواع باکتریها
image interpreter
متخصص خواندن عکس هوایی
anglicist
متخصص اصطلاحات و قواعدزبان انگلیسی
apocalyptist
متخصص درتفسیر مکاشفات یوحنا
hydraulician
متخصص علم استفاده از فشاراب
aviation ordnance , man
متخصص جنگ افزار هواپیما
gastroenterologist
متخصص بیماریهای معده وروده
demographer
متخصص امار گیری مردم
exegetist
متخصص تفسیرو شرح متون
mesmerist
متخصص علم هیپنوتیزم خواب کن
an economist of time
متخصص در صرفه جویی وقت
cognoscente
متخصص در اثار هنری عتیقه شناس
specialises
ویژه کاری کردن متخصص شدن
ear, nose and throat specialist
متخصص گوش و حلق و بینی
[پزشکی]
theologue
متخصص الهیات دانشمند علم دین
volcanologist
متخصص در علم علل طبیعی اتشفشان
harmonist
موسیقی دان متخصص تطبیق روایات
specialising
ویژه کاری کردن متخصص شدن
specialize
ویژه کاری کردن متخصص شدن
specializes
ویژه کاری کردن متخصص شدن
strategist
متخصص فن لشکر کشی وتدابیر جنگی
bureaus
ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است
assyriologist
متخصص در زبان و تاریخ وهنر اشور
stevedores
متخصص چیدن بسته ها وصندوقها در کشتی
stevedore
متخصص چیدن بسته ها وصندوقها در کشتی
specializing
ویژه کاری کردن متخصص شدن
bureau
ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است
unskilled labor
نیروی کارغیر ماهر غیر متخصص
financiers
کارشناس علم مالیه متخصص مالی
strategists
متخصص فن لشکر کشی وتدابیر جنگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com