Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
feudist
متخصص حقوق وقوانین دوره ملوک الطوایفی
Other Matches
chateau
کاخ دوره ملوک الطوایفی دژ
seigniory
قلمرو امرای دوره ملوک الطوایفی
sergeanty
انجام خدمات مختلف در دوره ملوک الطوایفی برای تملک تیول
feudalism
ملوک الطوایفی
feddality
ملوک الطوایفی
feudalistic
ملوک الطوایفی
feudal
ملوک الطوایفی
feudalize
ملوک الطوایفی کردن
subinfeudate
ملوک الطوایفی فرعی
feudalism
سیستم اقطاعداری اصول ملوک الطوایفی
feudalization
عمل ملوک الطوایفی کردن تبدیل به تیول
bailey
دیوار با حیاط خارجی قلعه ملوک الطوایفی
feudality
تصرف بشرط خدمت اصول ملوک الطوایفی
jurists
متخصص حقوق خصوصی
jurist
متخصص حقوق خصوصی
study for bar
دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
fireworker
متخصص اتش بازی متخصص مرمیات وموشکهای جنگی متخصص مواد منفجره و اتش زنه
heteronomy
انقیادوپیروی از فرامین وقوانین شخص دیگری
common low
سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
tacticians
متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
tactician
متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
he was nothing of an expert
هیچ متخصص نبود متخصص کجا بود
monk's hood
گل تاج ملوک
feudalist
طرفدار اصول ملوک الطوایف
feudally
به ترتیب ملوک الطوایف بطور تیول
public international law
حقوق بین الملل عمومی حقوق عام ملل
postliminum
قسمت پشت در قانون بازگشت حقوق یاقانون استعاده حقوق یا اعاده وضع حقوقی سابق
detention of pay
ممانعت ازپرداخت حقوق توقیف حقوق
cooling off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
radiologist
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologists
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
protective duty
حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
harbour dues
حقوق اسکله حقوق لنگراندازی
attainder
سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
allotment advice
پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
advalorem duty
حقوق گمرکی براساس ارزش کالا حقوق گمرکی از روی قیمت
colporteur
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
authorized stoppage
برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
specialist
متخصص
au fait
متخصص
osteopathist
متخصص
skilled
متخصص
expert
متخصص
geriatrician
متخصص
geriatrist
متخصص
experts
متخصص
rhinologist
متخصص
adhoc
متخصص
stylists
متخصص مد
stylist
متخصص مد
specialists
متخصص
experts
متخصص کارشناس
ophlhalmologist
متخصص چشم
cost accountant
متخصص ارزیابی
expert
متخصص کارشناس
pomologist
متخصص میوه
theologians
متخصص الهیات
theologian
متخصص الهیات
journeymen
کارگر متخصص
geophysicist
متخصص ژئوفیزیک
geophysicists
متخصص ژئوفیزیک
financial e.
متخصص مالی
hydrologist
متخصص اب شناسی
outrebound
متخصص ریباند
hydropathist
متخصص اب درمانی
hygeist
متخصص بهداشت
hygienist
متخصص بهداشت
e. advice
نظر متخصص
journeyman
کارگر متخصص
computer specialist
متخصص کامپیوتر
specialist engineering
مهندس متخصص
actuary
متخصص بیمه
actuaries
متخصص بیمه
neurologist
متخصص اعصاب
algebraist
متخصص جبرومقابله
an expert accountant
حسابدار متخصص
artillerist
متخصص توپخانه
aurist
متخصص گوش
anaesthetist
متخصص بیهوشی
cambist
متخصص ارز
clinicians
متخصص بالینی
media specialist
متخصص رسانه ها
skilled
متخصص تخصصی
technicians
متخصص تکنیسین
technicians
متخصص فنی
technician
متخصص تکنیسین
technician
متخصص فنی
toxicologist
متخصص زهرشناسی
financier
متخصص مالی
financiers
متخصص مالی
skilled workers
کارگران متخصص
skilled witness
شاهد متخصص
theolog
متخصص الهیات
clinician
متخصص بالینی
ceramicist
متخصص سفالگری
economists
متخصص اقتصاد
economist
متخصص اقتصاد
climatologist
متخصص اب وهوا
electrician
متخصص برق
proficient
حاذق متخصص
gas man
متخصص گاز
computer professional
متخصص کامپیوتر
ceramist
متخصص سفالگری
electricians
متخصص برق
gastronomist
متخصص غذای لذیذ
competent
فنی متخصص کاردان
metallurgist
متخصص ذوب اهن
botanists
متخصص گیاه شناسی
hardware specialist
متخصص سخت افزار
data base specialist
متخصص پایگاه داده
data entry specialist
متخصص داده دهی
geodesist
متخصص علم مساحی
metallurgists
متخصص ذوب اهن
syphilologist
طبیب متخصص کوفت
psychopathist
متخصص ناخوشیهای دماغی
cosmetologist
متخصص ارایش وزیبایی
cosmographer
متخصص کیهان شناسی
taxonomist
متخصص طبقه بندی
botanist
متخصص گیاه شناسی
otologist
متخصص امراض گوش
gynecologist
متخصص بیماریهای زنان
cutman
متخصص در جلوگیری ازخونریزی
gerontologist
متخصص امراض پیری
pisciculturist
متخصص ماهی پروری
scientific manpower
نیروی انسانی متخصص
obstetrician
پزشک متخصص زایمان
osteopath
متخصص بیماریهای استخوان
osteopaths
متخصص بیماریهای استخوان
obstetrician
متخصص زایمان قابله
grammarians
متخصص دستور زبان
astrophysicist
متخصص فیزیک نجومی
grammarian
متخصص دستور زبان
pediatrician
پزشک متخصص اطفال
tp perfect oneself in an art
در فنی متخصص شدن
etymologer
متخصص علم اشتقاق
branch qualified officer
افسر متخصص رستهای
etymologist
متخصص علم صرف
pyrotechnist
متخصص اتش بازی
anatomist
متخصص علم تشریح
political economist
متخصص علم ثروت
statistician
امارگر متخصص فن احصائیه
statisticians
امارگر متخصص فن احصائیه
dermatologist
متخصص امراض پوست
diagnostician
متخصص تشخیص مرض
therapeutist
متخصص درمان شناسی
gynaecologist
متخصص امراض زنانه
beauticians
متخصص ارایش وزیبایی
beautician
متخصص ارایش وزیبایی
obstetricians
پزشک متخصص زایمان
acoustician
متخصص علم شنوایی
obstetricians
متخصص زایمان قابله
unskilled worker
کارگر غیر متخصص
exodontist
متخصص دندان کشی
histologist
متخصص بافت شناسی
linguist
متخصص زبان شناسی
metllurgist
متخصص ذوب فلزات
municipalist
متخصص درامور شهرداری
ideologist
متخصص علم تصور
majoring
مهاد متخصص شدن
herpetologist
متخصص خزنده شناسی
neuropathist
متخصص ناخوشیهای عصبانی
notionalist
متخصص علوم نظری
linguists
متخصص زبان شناسی
horticulturist
متخصص عمل باغبانی
majored
مهاد متخصص شدن
major
مهاد متخصص شدن
hellenist
متخصص فرهنگ یونان
internist
متخصص داروهای درونی
educationists
متخصص اموزش و پرورش
educationist
متخصص اموزش و پرورش
criminologist
متخصص جرم شناسی
lay
: غیر متخصص ناویژه کار
hydraulician
متخصص علم استفاده از فشاراب
demographer
متخصص امار گیری مردم
lays
: غیر متخصص ناویژه کار
exegetist
متخصص تفسیرو شرح متون
mesmerist
متخصص علم هیپنوتیزم خواب کن
torpedoman's mate
درجه دار متخصص اژدر
tacticians
با تدبیر متخصص فنون جنگی
tactician
با تدبیر متخصص فنون جنگی
anesthetist
پزشک متخصص بیهوشی و بی حسی
bacteriologist
متخصص شناسایی انواع باکتریها
aviation ordnance , man
متخصص جنگ افزار هواپیما
juicer
متخصص نور در تلویزیون وتاتر
anglicist
متخصص اصطلاحات و قواعدزبان انگلیسی
an economist of time
متخصص در صرفه جویی وقت
americanist
متخصص زبان یا فرهنگ امریکایی
airmanship
متخصص در خلبانی و هدایت هواپیما
image interpreter
متخصص خواندن عکس هوایی
phonographer
متخصص تندنویسی ازروی صدا
apocalyptist
متخصص درتفسیر مکاشفات یوحنا
rebounder
متخصص در گرفتن توپهای حلقه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com