Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
therapist
متخصص درمان شناسی درمان شناس
therapists
متخصص درمان شناسی درمان شناس
Other Matches
therapeutist
متخصص درمان شناسی
therapeutist
درمان شناس
chiropodists
متخصص درمان وحفافت پاها
chiropodist
متخصص درمان وحفافت پاها
aceology
درمان شناسی
therapeutics
درمان شناسی
therapeusis
درمان شناسی
iamatology
درمان شناسی
therapeutic
وابسته به درمان شناسی
therapeutically
از لحاظ درمان شناسی
heparinize
باهپارین درمان کردن تحت درمان باهپارین قراردادن
client centered therapy
درمان متمرکز بر درمان جو
virologist
متخصص ویروس شناس ویژه گرعلم ویروس شناسی ویروس شناس
remedying
درمان
medicaments
درمان
cures
درمان
water cure
اب درمان
treatments
درمان
natural philosophy
درمان
remedied
درمان
irremediable
بی درمان
cure
درمان
remedies
درمان
medicament
درمان
medicative
درمان کن
cured
درمان
remedy
درمان
treatment
درمان
immedicable
بی درمان
remediless
بی درمان
clients
درمان جو
client
درمان جو
therapy
درمان
electrotherapeutics
درمان برقی
curative
درمان بخش
hydropathist
اب درمان دان
treat
درمان کردن
physiotherapy
درمان فیزیکی
analytic therapy
درمان تحلیلی
cures
درمان بخشیدن
treats
درمان شدن
cured
درمان بخشیدن
treated
درمان شدن
treated
درمان کردن
treat
درمان شدن
treats
درمان کردن
psychotherapy
درمان روانی
healable
درمان پذیر
incurable
بی درمان بیچاره
incurable
درمان ناپذیر
inpatient
تحت درمان
aversion therapy
درمان اجتنابی
adjuvent therapy
درمان تکمیلی
adjunctive therapy
درمان جنبی
active therapy
درمان فعال
interpretive therapy
درمان تفسیری
social therapy
درمان اجتماعی
existential therapy
درمان وجودی
kinesalgia
جنبش درمان
marriage therapy
درمان زناشویی
an active remedy
درمان کاری
chemotherapy
درمان دارویی
cure
درمان بخشیدن
pithiatism
درمان تلقینی
corrective therapy
درمان اصلاحی
treatable
قابل درمان
multiple therapy
درمان تعاونی
operable
قابل درمان
conjoint therapy
درمان زوجی
cure all
درمان هر درد
cooperative therapy
درمان تعاونی
faith healing
درمان اعتقادی
supportive therapy
درمان حمایتی
post treatment follow up
پیگیری پس از درمان
psychotherapy ortherapeutics
روح درمان
quadrangular therapy
درمان دو زوجی
relationship therapy
درمان ارتباطی
remediable
درمان پذیر
It'll be OK.
<idiom>
درمان میشود!
remediless
درمان ناپذیر
faith cure
درمان اعتقادی
remedy
درمان کردن
remedy
درمان میزان
direct therapy
درمان رهنمودی
remedies
درمان کردن
remedying
درمان میزان
remedies
درمان میزان
remedying
درمان کردن
remedied
درمان کردن
placebo therapy
درمان با دارونما
dual sex therapy
درمان دو جنسیتی
remedied
درمان میزان
depth therapy
درمان عمقی
homeopaths
جور درمان خواه
mud bath
گل مالی تن برای درمان
sex therapy
درمان اختلالات جنسی
Patience is a plaster for all sores .
<proverb>
صبر,درمان هر دردیست .
activity group therapy
درمان با فعالیت گروهی
homeopath
جور درمان خواه
insulin shock therapy
درمان با ضربه انسولین
homoeopaths
جور درمان خواه
insulin coma therapy
درمان با اغماء انسولینی
x ray therapy
درمان با اشعه مجهول
indoklon therapy
درمان با استنشاق اندوکلون
chemotherapy
درمان بواسطه موادشیمیایی
neuropsychiatric
درمان روانی عصبی
directive group therapy
درمان رهنمودی گروهی
shock therapy
درمان با ضربه برقی
ect
درمان با تشنج برقی
encounter group therapy
درمان با گروه رویارویی
electroconvulsive therapy
درمان با تشنج برقی
electroshock therapy
درمان با ضربه برقی
electric convulsive therapy
درمان با تشنج برقی
carbon dioxide therapy
درمان با انیدرید کربنیک
physiatrics
درمان امراض باوسایل طبیعی
they are cured by nature
طبیعت انها را درمان میکند
hydropathic
وابسته به درمان کردن ناخوشی با اب
physical medicine
درمان بدنی و توان بخشی
Jealousy is a remediless disease.
<proverb>
یسد درد بى درمان است .
Tears remedy every irremediable ailment.
<proverb>
گریه بر هر درد بى درمان دواست .
implosive therapy
درمان با غرقه سازی تجسمی
root canal treatment
[RCT]
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
root canal procedure
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
endodontic therapy
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
root canal therapy
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
nephritic
درمان کننده ناخوشی گرده
occupational therapy
درمان بوسیله اشتغال بکار کاردرمانی
osteopathy
درمان بوسیله مالش استخوان و مفاصل
to seek a remedy for something
چاره یا درمان برای چیزی جستجو کردن
radiotherapy
رادیو تراپی درمان بوسیله نیروی تشعشعی
hydrotherapeutic
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
hydropath establishment
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
psychosurgery
جراحی مغز جهت درمان بیماری روانی
acupressure
روش تسکین درد و درمان بیماری از طریق فشار نقاط خاصی از بدن
follow up
تعقیب کردن دنباله داستان را شرح دادن تماس با بیمارپس ازتشخیص یا درمان
mythologer
متخصص علم الاساطیر افسانه شناس
cognoscente
متخصص در اثار هنری عتیقه شناس
antihistamine
موادی که برای درمان حساسیت بکار رفته و باعث خنثی کردن اثر هیستامین دربافت ها می شوند
phonetician
متخصص استعمال علائم وحروف خاصی برای نشان دادن طرزتلفظ کلمات صوت شناس
cryotherapy
درمان بوسیله سرما سرما درمانی
crymotherapy
درمان بوسیله سرما سرما درمانی
hydrologist
متخصص اب شناسی
herpetologist
متخصص خزنده شناسی
botanist
متخصص گیاه شناسی
linguist
متخصص زبان شناسی
linguists
متخصص زبان شناسی
botanists
متخصص گیاه شناسی
histologist
متخصص بافت شناسی
cosmographer
متخصص کیهان شناسی
criminologist
متخصص جرم شناسی
physiognomic
وابسته به قیافه شناسی سیما شناس
immedicable
درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
fireworker
متخصص اتش بازی متخصص مرمیات وموشکهای جنگی متخصص مواد منفجره و اتش زنه
pathologist
پزشک ویژه گیر اسیب شناسی اسیب شناس
pathologists
پزشک ویژه گیر اسیب شناسی اسیب شناس
tactician
متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
tacticians
متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
he was nothing of an expert
هیچ متخصص نبود متخصص کجا بود
lapidarian
سنگ شناس گوهر شناس
lapidary
سنگ شناس گوهر شناس
penny wise and pound foolish
دینار شناس و ریال شناس
radiologist
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologists
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
entomology
حشره شناسی
[حشره شناسی]
[جانور شناسی]
[رشته دانشگاهی]
psychbiology
علم مطالعه ارتباط میان روانشناسی وزیست شناسی زیست شناسی روانی
bionomics
زیوه شناسی شاخهای از علم زیست شناسی که از رابطه موجودات زنده بامحیطبحث میکند
philological
وابسته به واژه شناسی یازبان شناسی تاریخی وتطبیقی
philology
زبان شناسی تاریخی وتطبیقی واژه شناسی
lateral meniscus
منیسک خارجی
[کالبد شناسی]
[زیست شناسی]
bacteriologic
مربوط به میکرب شناسی وابسته به باکتری شناسی
immunogenetics
رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
zoo ecology
قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
karyology
هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
neurologic
وابسته به عصب شناسی یا پی شناسی
typology
گونه شناسی نوع شناسی
kinematics
حرکت شناسی جنبش شناسی
graphologist
خط شناس
paleographer
خط شناس
technologist
فن شناس
phenomenologist
پدیده شناس
petrologist
سنگ شناس
parasitologist
انگل شناس
lexicologist
لغت شناس
feal
وفیفه شناس
acoustician
صدا شناس
botanists
گیاه شناس
actinolagy
پرتو شناس
osteologist
استخوان شناس
craniologist
جمجمه شناس
paleontologist
دیرین شناس
bibliographer
کتاب شناس
philologer
زبان شناس
physiognomist
قیافه شناس
ideologist
ارمان شناس
heliologist
افتاب شناس
herborist
گیاه شناس
anatomist
کالبد شناس
iconologist
شمایل شناس
cosmologist
کیهان شناس
ichthyologist
ماهی شناس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com