English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (7 milliseconds)
English Persian
interpreter مترجم شفاهی
interpreters مترجم شفاهی
Other Matches
compiler مترجم برنامه مترجم
translator مترجم
interpreters مترجم
translators مترجم
dragoman مترجم
interpreter مترجم
latimeria مترجم
technical translator مترجم فنی
input translator مترجم اولیه
language translator مترجم زبان
input translator مترجم ورودی
mechanical translator مترجم ماشینی
input data translator مترجم دادههای اولیه
languages برنامهای که به عنوان مترجم
to act as interpreter for somebody مترجم کسی بودن
dynamic address translate مترجم ادرس پویا
dynamic address translate مترجم نشانی پویا
language برنامهای که به عنوان مترجم
I acted as interpreter for the Prime Minister at yesterday's meeting. من در جلسه دیروز مترجم نخست وزیر بودم.
oral شفاهی
orals شفاهی
verbal شفاهی
by word of mouth شفاهی
nuncupative شفاهی
parol شفاهی
nuncupatory شفاهی
viva voce شفاهی
vivas voce شفاهی
voicing شفاهی صوتی
parol arrest توقیف شفاهی
gentlemen's agreement قرارداد شفاهی
interlocutory decree حکم شفاهی
unwritten بطور شفاهی
voices شفاهی صوتی
voice شفاهی صوتی
nonverbal غیر شفاهی
nuncupative will وصیت شفاهی
oral evidence شهادت شفاهی
oral test ازمون شفاهی
vocabular زبانی شفاهی
unwritten غیرکتبی شفاهی
viva report گزارش شفاهی
simple contract قرارداد شفاهی
verbal agreement موافقت شفاهی
verbalization بیان شفاهی
viva voting گزارش شفاهی
parol promise قرارداد شفاهی
oral evidence دلیل شفاهی
parol evidence شهادت شفاهی
viva voting رای شفاهی
vivas voce امتحان شفاهی
parol arrest جلب شفاهی
cbasic یک کامپایلر مشهور زبان برنامه نویسی که بسیارسریعتر از مترجم BASIC میباشد
viva voce شفاها امتحان شفاهی
oral information اطلاعات گفتاری [شفاهی]
reply جواب شفاهی دفاعیه
replied جواب شفاهی دفاعیه
replies جواب شفاهی دفاعیه
replying جواب شفاهی دفاعیه
catechesis تعالیم مذهبی شفاهی
word of mouth صدای کلمه شفاهی
verbalised بصورت شفاهی بیان کردن
verbalises بصورت شفاهی بیان کردن
verbalizing بصورت شفاهی بیان کردن
verbalizes بصورت شفاهی بیان کردن
verbalized بصورت شفاهی بیان کردن
verbalize بصورت شفاهی بیان کردن
verbalising بصورت شفاهی بیان کردن
cabbala حدیث یا روایت شفاهی وزبانی
cabala حدیث یا روایت شفاهی وزبانی
cabbalah حدیث یا روایت شفاهی وزبانی
simple content debt دین ناشی از قرارداد شفاهی
directive دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
directives دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
binding time زمان انقیاد مرحلهای که در ان مترجم شکل زبان ماشین نام ها وادرس ها را جایگزین انهامیکند
oral trade test ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
talk out بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
to act as interpreter [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
to provide interpretation [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
to interpret [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
barrister وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
barristers وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
slandered درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
slander درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
slanders درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
slandering درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
verbal note شود مورد استفاده قرار می گیرد و گاهی نیز برای ان که خلاصهای از مذاکرات شفاهی در دست باشد تنظیم می گردد
languages مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
language مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
parol contract قرارداد کتبی امضا نشده قرارداد شفاهی
interprets ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interpret ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interpreting ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interpreted ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
interpreted ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interpreting ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interpret ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interprets ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com