English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
uplifter متعال کننده
Other Matches
exalted متعال
sublimates متعال
excelsior متعال
high-pitched متعال
sublimating متعال
sublimate متعال
eminent متعال
sublimated متعال
sublimating متعال کردن
high متعال رشید
sublimates متعال کردن
sublimated متعال کردن
highs متعال رشید
omnipotent قادر متعال
sublimate متعال کردن
exalt متعال کردن
exalting متعال کردن
exalts متعال کردن
highest متعال رشید
subtilize متعال ساختن
uplift متعال ساختن روبتعالی نهادن
uplifts متعال ساختن روبتعالی نهادن
the supreme خداوند متعال باری تعالی
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
refuser رد کننده
fillet پر کننده
attacking تک کننده
noncommittal رد کننده
solvents اب کننده
commulator یک سو کننده
whisperer پچ پچ کننده
doers کننده
solvent اب کننده
rebutter رد کننده
doer کننده
attenuant اب کننده
jaberer پچ پچ کننده
filleted پر کننده
bandwidth یچ کننده
renunciant رد کننده
benders خم کننده
renunciant کننده
bender خم کننده
tracker پی کننده
trackers پی کننده
fillets پر کننده
ear-splitting کر کننده
puffer پف کننده
refutatory رد کننده
prattfall پچ پچ کننده
filleting پر کننده
refutative رد کننده
fluxing oil اب کننده
catterer پچ پچ کننده
prater پچ پچ کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
filler پر کننده
crusher له کننده
mumbler من من کننده
fizzy کف کننده
bidder کننده
mitigatory کم کننده
mitigative کم کننده
fillers پر کننده
squelcher له کننده
squasher له کننده
bidders کننده
spurner رد کننده
abjurer or abjuror کننده
solver حل کننده
mauler له کننده
deletive حک کننده
skittish رم کننده
swooner غش کننده
deflective کج کننده
hopper لی لی کننده
syncopator غش کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
sensor حس کننده
crepitant خش خش کننده
surfy کف کننده
hoppers لی لی کننده
thinner کم کننده
repudiationist رد کننده
percutient دق کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com