Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (8 milliseconds)
English
Persian
my
متعلق بمن
Search result with all words
pertain
مربوط بودن متعلق بودن
pertained
مربوط بودن متعلق بودن
pertains
مربوط بودن متعلق بودن
domain
اطلاع یا برنامه که متعلق به عموم است
domains
اطلاع یا برنامه که متعلق به عموم است
our
متعلق بما
your
مربوط به شما متعلق به شما
private
متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
privates
متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
appertain
مربوط بودن متعلق بودن
appertained
مربوط بودن متعلق بودن
appertaining
مربوط بودن متعلق بودن
appertains
مربوط بودن متعلق بودن
common
متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
commoners
متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
commonest
متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
hostile
متعلق به دشمن خصومت امیز
bridal
متعلق بعروس
individual
منحصر بفرد متعلق بفرد
individuals
منحصر بفرد متعلق بفرد
chain store
فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
chain stores
فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
waterside
متعلق به کناردریا ساحل
libraries
مجموعهای از برنامه یا بلاکها که متعلق به کسی هستند
library
مجموعهای از برنامه یا بلاکها که متعلق به کسی هستند
non human
غیر متعلق به نژاد انسان
non-human
غیر متعلق به نژاد انسان
then
متعلق بان زمان
thereof
متعلق به ان
heraldic
متعلق به منادی
proprietary
متعلق به ملاک وابسته به مالک
attached
مربوط متعلق
dependent
متعلق
accipitrine
متعلق به مرغان شکاری بازمانند
acromial
متعلق بنوک شانه
adamic
متعلق به ادم
alar
متعلق به پیوندگاه درخت یابرگ
alary
متعلق به بال
anaclitic
متعلق به
appurtenant
متعلق
arcadian
متعلق به ارکاد
archiepiscopal
متعلق به اسقف بزرگ
associated company
شرکتی که 05درصد سرمایه ان متعلق به دیگری است
chromic
متعلق به کرومیوم
ci devant
متعلق بدوره سابق
conventual
متعلق بخانقاه
encipher
تبدیل متعلق به کد محافظت شده توسط سیستم رمز گذار
eolithic
متعلق به اغاز عصرسنگ
epigraphic
سرلوحهای متعلق به کتیبه یاسرلوحه
epigraphical
سرلوحهای متعلق به کتیبه یاسرلوحه
extra atmospheric
متعلق بفضای بیرون ازجو خارج الجوی
government owned industries
صنایع متعلق بدولت
hempen
متعلق به شاهدانه
hereof
متعلق باین
hypnic
متعلق بخواب
kame
تپه کوچک متشکله ازسنگ وخاک اب اورد متعلق بدوره یخبندان
neotropical
متعلق به امریکای جنوبی ونواحی گرمسیری امریکای شمالی
no man's land
سرزمین میان دو کشور که متعلق به هیچ یک از ان دو نباشد
oversea
متعلق بماوراء دریاها
piscary
ازادی ماهیگیری در ابهای متعلق به غیر
portfolio entry
قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
praetorial
متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
preatorian
وابسته به متعلق گارد ویژه سربازی که جزگاردویژه است
quicquid plantatur solo , solo cedit
منضمات و نمائات زمین متعلق به ان است
stablemate
اسب مسابقه متعلق به یک گروه
subscriber's line
خط متعلق به مشترک
subscriber's loop
حلقه متعلق به مشترک
thereof=of that
متعلق به ان
therof
متعلق بان
this house belong tome
این خانه متعلق بمن است
transmarine
واقع در انسوی دریا متعلق به ماوراء بحار
zoon
هر یک از حیوانات منفرد متعلق به حیوان مرکب
It belongs to him personally.
متعلق بشخص اوست
Medici Mamluk rug
قالی مدیسه مملوک
[این فرش متعلق به قرن شانزدم میلادی می باشد که به تازگی کشف و در موزه پالازو ایتالیا نگهداری می شود و دارای سه ترنج هشت وجهی است.]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com