Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (7 milliseconds)
English
Persian
equilateral triangle
مثلث متساوی الاضلاع
[ریاضی]
equiangular triangle
مثلث متساوی الاضلاع
[ریاضی]
Search result with all words
hexagram
شکل مرکب از دو مثلث متساوی الاضلاع
Other Matches
equilateral
متساوی الاضلاع
equilateral figure
شکل متساوی الاضلاع
equilateral
[طاق های متساوی الاضلاع]
equilateral quadrilateral
چهار ضلعی متساوی الاضلاع
[ریاضی]
rhombus
چهار ضلعی متساوی الاضلاع
[ریاضی]
isosceles triangles
مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
isosceles triangle
مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
equitable
متساوی
isosceles
متساوی الساقین
isoperimetrical
متساوی المحیط
form line
خط متساوی البعد
adequate
متساوی بودن
equiangular
متساوی الزوایا
equiangular
متساوی الزاویه
equidistance
متساوی المسافت
euqal
متساوی یک نواخت
coequal
متساوی از هرنظر
parallelogram
متوازی الاضلاع
parallelograms
متوازی الاضلاع
rhombus
متوازی الاضلاع
rhombuses
متوازی الاضلاع
parallelogram of forces
متوازی الاضلاع نیروها
parallelogram of velocities
متوازی الاضلاع سرعتها
spherical polygon
کثیر الاضلاع کروی
trisoctahedron
کثیر الاضلاع 42 وجهی
isometric
دارای ذرات ریز متساوی
isometrics
دارای ذرات ریز متساوی
isomagnetic
دارای نیروی مغناطیسی متساوی
isochromatioc
متساوی اللون منحنی همرنگ
polygon
چند گوشه کثیر الاضلاع
polygons
چند گوشه کثیر الاضلاع
parallelogram law of vectors
قاعده متوازی الاضلاع بردارها
rhomboid
متوازی الاضلاع شبیه لوزی
homogonous
دارای پرچم ومادگی متساوی الطول
inequilateral
دارای پهلوهای نابربر مختلف الاضلاع
rhomb
منشور شش وجهی دارای وجوه متوازی الاضلاع
expansion path
مسیر افزایش حجم عملیات بنگاه گر یک نقشه منحنیهای متساوی التولید
trigonous
مثلث
triangular
مثلث
triangle
مثلث
triangles
مثلث
trianguli
مثلث
triangulum
مثلث
triangular brass bead
مثلث برنج
triangle of forces
مثلث نیروها
three square
بشکل مثلث
thin boards for inlaid work
لای مثلث
triangularization
مثلث بندی
triangulation
مثلث بندی
triangulum australe
مثلث جنوبی
trigon
مثلث سه گوش
area of a triangle
مساحت مثلث
v connection
اتصال مثلث
voltage triangle
مثلث ولتاژها
wedge formation
ارایش مثلث
triangular
بشکل مثلث
leg of mutton
مثلث شکل
maxwell triangle
مثلث ماکسول
impedance triangle
مثلث مقاومت ها
delta wing
بال مثلث
impedance triangle
مثلث ناگذرایی
delta connection
اتصال مثلث
astronomical triangle
مثلث نجومی
spherical triagle
مثلث کروی
spherical triangle
مثلث کروی
cross bracing
مهاربندی بشکل مثلث
aiming group
عوامل مثلث گیری
aiming group
دستگاه مثلث گیری
trig point
نقاط مثلث بندی
impedance triangle
مثلث اتصال کوتاه
trigonal bipyramid
دو هرمی مثلث القاعده
trigonal pyramid
هرم مثلث القاعده
double delta connection
اتصال مثلث دوبل
trig point
ایستگاه مثلث بندی
delta winding
سیم پیچ مثلث
color triangle
مثلث رنگ نما
delta connection
سیم پیچ مثلث
v ring
مثلث شکاف درجه
maxwell triangle
مثلث رنگ ماکسول
star delta switch
کلید ستاره مثلث
staphyloma
تحدب مثلث قرنیه
triangulation
مثلث بندی کردن
right triangle
مثلث راست گوشه
right angled triangle
مثلث قائم الزاویه
triangulation web
شبکه مثلث بندی
open delta connection
اتصال مثلث باز
triangulation station
ایستگاه مثلث بندی
leg
ساق مثلث قائم الزاویه
legs
ساق مثلث قائم الزاویه
inscribed circle
[of a triangle]
دایره
[محاطی مثلث]
[ریاضی]
trigonal bipyramidal molecule
مولکول دو هرمی مثلث القاعده
triangle exercise
کار با مثلث قلق گیری
triangulation
مثلث روی شاه شطرنج
hypotenuses
وتر مثلث قائم الزاویه
right triangle
مثلث راست گوشه
[ریاضی]
incircle
دایره
[محاطی مثلث]
[ریاضی]
hypotenuse
وتر مثلث قائم الزاویه
triangle exercise
تمرین مثلث گیری درتیراندازی
right triangle
مثلث قایم الزاویه
[ریاضی]
wedge
اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedging
اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedged
اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
triangulation survey
نقشه برداری به روش مثلث بندی
wedges
اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
delta voltage
ولتاژ فازی یا خطی اتصال مثلث
triangulate
سه گوش کردن بصورت مثلث دراوردن
triangulation
روش مثلث بندی در نقشه برداری
three square
سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
tessellate
کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
tirm oval
پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی
saw tooth
دندانه اره ای
[گاه لبه های حاشیه و یا لبه انتهایی فرس را بصورت مثلث های تکراری می بافند که حالتی از دندانه های اره را نشان میدهد.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com