Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (12 milliseconds)
English
Persian
spherical triagle
مثلث کروی
spherical triangle
مثلث کروی
Other Matches
orbiculate
کروی
globular
کروی
spheroid
کروی
globate
کروی
globe like
کروی
globy
کروی
globoid
کروی
orbicular
کروی
globulous
کروی
spheric
کروی
perispheric
کروی
nodular
کروی
spherical
کروی
global
کروی
globally
کروی
spheral
کروی
trigonous
مثلث
triangle
مثلث
triangular
مثلث
trianguli
مثلث
triangulum
مثلث
triangles
مثلث
spherical lens
عدسی کروی
globular cluster
خوشه کروی
globe valve
سوپاپ کروی
spherical mirror
اینه کروی
spherical sector
قطاع کروی
globular protein
پروتئین کروی
spherical geometry
هندسه کروی
spherical coordinates
مختصات کروی
orbed
گرد کروی
globe
کروی کردن
globes
کروی کردن
roudelay
کروی شکل
sector of a sphere
اکلیل کروی
kitchen rudder
سکان کروی
orbs
جسم کروی
spherical aberration
خطای کروی
spherical candlepower
شمع کروی
spherical top
فرفره کروی
sphery
کروی مستدیر
orb
کروی شدن
orb
جسم کروی
sphere
جسم کروی
spheres
جسم کروی
aspheric
غیر کروی
spherics
هندسه کروی
sphericity
حالت کروی
orbs
کروی شدن
spherical wedge
قاچ کروی
spherical trigonometry
مثلثات کروی
trigon
مثلث سه گوش
v connection
اتصال مثلث
voltage triangle
مثلث ولتاژها
triangulation
مثلث بندی
triangulum australe
مثلث جنوبی
wedge formation
ارایش مثلث
triangularization
مثلث بندی
leg of mutton
مثلث شکل
triangular brass bead
مثلث برنج
triangle of forces
مثلث نیروها
three square
بشکل مثلث
area of a triangle
مساحت مثلث
thin boards for inlaid work
لای مثلث
delta wing
بال مثلث
impedance triangle
مثلث مقاومت ها
impedance triangle
مثلث ناگذرایی
astronomical triangle
مثلث نجومی
delta connection
اتصال مثلث
triangular
بشکل مثلث
maxwell triangle
مثلث ماکسول
globular cluster
خوشه ستارهای کروی
ensphere
بصورت کروی در اوردن
spherical polygon
کثیر الاضلاع کروی
orbicularly
بطور گرد یا کروی
globules
جسم کوچک کروی
concave spherical mirror
اینه کروی مقعر
concave spherical mirror
اینه کروی کاو
star globe
ستاره یاب کروی
hemispherical engine
موتور نیم کروی
spherical coordinates
دستگاه مختصات کروی
spherical coordinates
مختصات کروی
[ریاضی]
quadrant
ربع جسم کروی
spherule
جسم کروی کوچک
mean spherical candlepower
شمع کروی متوسط
globule
جسم کوچک کروی
sphere gap
دهانه جرقه کروی
staphyloma
تحدب مثلث قرنیه
trigonal pyramid
هرم مثلث القاعده
aiming group
دستگاه مثلث گیری
triangulation web
شبکه مثلث بندی
aiming group
عوامل مثلث گیری
trigonal bipyramid
دو هرمی مثلث القاعده
triangulation
مثلث بندی کردن
v ring
مثلث شکاف درجه
triangulation station
ایستگاه مثلث بندی
trig point
نقاط مثلث بندی
star delta switch
کلید ستاره مثلث
delta winding
سیم پیچ مثلث
double delta connection
اتصال مثلث دوبل
impedance triangle
مثلث اتصال کوتاه
delta connection
سیم پیچ مثلث
cross bracing
مهاربندی بشکل مثلث
maxwell triangle
مثلث رنگ ماکسول
right triangle
مثلث راست گوشه
right angled triangle
مثلث قائم الزاویه
trig point
ایستگاه مثلث بندی
color triangle
مثلث رنگ نما
open delta connection
اتصال مثلث باز
roundel
صفحه کوچک و کروی شکل
roundle
صفحه کوچک و کروی شکل
acinarious
پوشیده شده از حفرههای کروی
ball peen hammer
چکشی که یک طرف ان کروی است
spherical coordinate system
دستگاه مختصات کروی
[ریاضی]
incircle
دایره
[محاطی مثلث]
[ریاضی]
equilateral triangle
مثلث متساوی الاضلاع
[ریاضی]
hypotenuse
وتر مثلث قائم الزاویه
hypotenuses
وتر مثلث قائم الزاویه
right triangle
مثلث راست گوشه
[ریاضی]
equiangular triangle
مثلث متساوی الاضلاع
[ریاضی]
right triangle
مثلث قایم الزاویه
[ریاضی]
triangulation
مثلث روی شاه شطرنج
triangle exercise
کار با مثلث قلق گیری
leg
ساق مثلث قائم الزاویه
legs
ساق مثلث قائم الزاویه
inscribed circle
[of a triangle]
دایره
[محاطی مثلث]
[ریاضی]
triangle exercise
تمرین مثلث گیری درتیراندازی
trigonal bipyramidal molecule
مولکول دو هرمی مثلث القاعده
spherical coordinate system
[with constant radius]
دستگاه مختصات کروی
[با شعاع ثابت]
yurta
خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
yurt
خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
triangulate
سه گوش کردن بصورت مثلث دراوردن
triangulation
روش مثلث بندی در نقشه برداری
delta voltage
ولتاژ فازی یا خطی اتصال مثلث
hexagram
شکل مرکب از دو مثلث متساوی الاضلاع
wedge
اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedged
اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedges
اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedging
اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
triangulation survey
نقشه برداری به روش مثلث بندی
isosceles triangles
مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
isosceles triangle
مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
three square
سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
tessellate
کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
tirm oval
پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی
cirro cumulus
لایهای از ابرهای کروی یاگوی مانند در ارتفاع تقریبی 0006 متری از سطح زمین
spherization
جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
radiation scattering
انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
huygen's principle
قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
saw tooth
دندانه اره ای
[گاه لبه های حاشیه و یا لبه انتهایی فرس را بصورت مثلث های تکراری می بافند که حالتی از دندانه های اره را نشان میدهد.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com