English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
bib محافظ گلوی شمشیرباز
bibs محافظ گلوی شمشیرباز
Other Matches
coquille محافظ دست شمشیرباز
plastron محافظ سینه کمر و پهلوهای شمشیرباز
crash protected دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
escort محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorted محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorting محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
surge protector محافظ تغییر ناگهانی ولتاژ محافظ نوسان برق
escorts محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
shields بدنه محافظ دیواره محافظ
guards صفحه محافظ روکش محافظ
guard صفحه محافظ روکش محافظ
guarding صفحه محافظ روکش محافظ
shield بدنه محافظ دیواره محافظ
chimney-throat گلوی دودکش
skew throat گلوی اریب
skew throat گلوی مورب
throatiest دارای گلوی بزرگ
throaty دارای گلوی بزرگ
throatier دارای گلوی بزرگ
strangle گلوی کسی را فشردن
To grip someone by the throat . گلوی کسی را گرفتن
collar گلوی چوب لاکراس
collars گلوی چوب لاکراس
hog dress بریدن گلوی شکار
inverted siphon شتر گلوی وارونه
scrag گلوی کسی یا چیزی راگرفتن
To clear ones throat. سینه ( گلوی ) خود را صاف کردن
To try to strangle someone . گلوی کسی را فشار دادن ( بقصد خفه کردن )
throatlatch تسمه زیر گلوی اسب که افسار رانگاه میدارد
fencer شمشیرباز
backsword man شمشیرباز
line of attack سینه شمشیرباز
sabreur شمشیرباز سابر
foilsman شمشیرباز فویل
foilist شمشیرباز فویل
fencing position گارد شمشیرباز
assault یورش شمشیرباز
epeeist شمشیرباز اپه
assaulted یورش شمشیرباز
assaults یورش شمشیرباز
fencing measure فاصله معمولی دو شمشیرباز
guards حالت دفاعی شمشیرباز
off target hit ضربه بی ارزش شمشیرباز
time hit ضربه شمشیرباز در ضد حمله
hit not valid ضربه بی ارزش شمشیرباز
guarding حالت دفاعی شمشیرباز
attack on the blade حمله شمشیرباز به تیغه
compound attack حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
composite attack حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
offensive movement حرکت تهاجمی شمشیرباز
lanista شمشیرباز اموزگار شمشیربازی
fleche نقل مکان شمشیرباز
sword arm دست مسلح شمشیرباز
preparation of attack شمشیرباز اماده حمله
guard حالت دفاعی شمشیرباز
out of distance دور بودن شمشیرباز از حریف
attack on preparation شمشیرباز اماده برای حمله
attentions شمشیرباز اماده برای مبارزه
jumped حمله شمشیرباز با پرش به هوا
attention شمشیرباز اماده برای مبارزه
trompement گریز شمشیرباز از ضربه حریف
jumps حمله شمشیرباز با پرش به هوا
jump حمله شمشیرباز با پرش به هوا
close in نزدیک شدن شمشیرباز به بدن حریف
stance طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
stances طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
progressive attack پیشروی شمشیرباز با حرکات تهاجمی گوناگون
hitting به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
hits به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
in distance نزدیک بودن شمشیرباز برای ضربه زدن
hit به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
lunges حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunge حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
opposition حرکت شمشیرباز ضمن تماس با شمشیر حریف تقابل
lunging حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunged حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
balestra پرش کوتاه و سریع شمشیرباز بجلو برای حمله
appel پاکوب 2 بار پا کوبیدن شمشیرباز به نشانه متوقف کردن مبارزه
clinching نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinch نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
guardian محافظ
preservatives محافظ
preservative محافظ
shelterer محافظ
guardians محافظ
screen محافظ
screened محافظ
screening, screenings محافظ
screens محافظ
herder محافظ
preserver محافظ
guards محافظ
keeper محافظ
keepers محافظ
protective محافظ
guarding محافظ
guard محافظ
vizard نقاب محافظ
cowling روپوش محافظ
fender curbs جدول محافظ
jet blast deflector توری محافظ
thoracopods قفسه محافظ
line choking coil پیچک محافظ خط
line choking coil پیچک محافظ
light shield محافظ نور
mouthguard محافظ دندان
conservator نگهدارنده محافظ
preservative coating روکش محافظ
controlled atmosphere گاز محافظ
protective earthing زمین محافظ
squirrel cage قفسه محافظ
soil saving dam سد محافظ خاک
shielded plate صفحه محافظ
protective switch کلید محافظ
guard plank تخته محافظ
heel cut محافظ پاشنه پا
protective cover روکش محافظ
face guard ماسک محافظ
protective contact کنتاکت محافظ
keeper [protector] [presever] نگاهدار [محافظ ]
escort guard گارد محافظ
exposure suit لباس محافظ
sustentacular نگهدارنده محافظ
surveillant محافظ بپا
protect fuse فیوز محافظ
protective clothing روپوش محافظ
protective reactor راکتانس محافظ
parry محافظ باش
casings لوله محافظ
goggles عینک محافظ
guard محافظ گارد
guarding محافظ گارد
helmet ماسک محافظ
helmets ماسک محافظ
bulwark دیواره محافظ
bulwarks دیواره محافظ
frigates ناو محافظ
parrying محافظ باش
banch wall دیواره محافظ
parried محافظ باش
parries محافظ باش
casing لوله محافظ
pods پوسته محافظ
guards محافظ گارد
backing material مواد محافظ
pod پوسته محافظ
frigate ناو محافظ
loricate دارای پوسته محافظ
leathers لباس چرمی محافظ
bent محافظ قالب بتن
hoods پوشش محافظ چیزی
windshield شیشه محافظ باد
packing ماده محافظ کالاها.
windshields شیشه محافظ باد
shell عامل محافظ حفاظ
wardress نگهبان و محافظ زن در زندان
radiator grille شبکه محافظ رادیاتور
sconce پرده یاپوشش محافظ
protective layer لایه یا روکش محافظ
protective gas welding جوشکاری با گاز محافظ
protective coat لایه یا قشر محافظ
tutelary دارای محافظ وحامی
protection hood کلاهک یا روپوش محافظ
shields حفاظ پوشش محافظ
shield حفاظ پوشش محافظ
on guard بحالت محافظ باش
handshield سپر محافظ جوشکاری
facings روکش محافظ دیوار
facing روکش محافظ دیوار
hood پوشش محافظ چیزی
fire curtain پرده محافظ اتش
shelling عامل محافظ حفاظ
escort of the standard گارد محافظ پرچم
chain case جعبه محافظ زنجیر
bracer محافظ بازوی کمانگیر
glacis حصاریا مانع محافظ
face mask ماسک محافظ صورت
brazing atmosphere گاز محافظ جوش
shells عامل محافظ حفاظ
escort of the color گارد محافظ پرچم
radiator shutter پنجره فلزی محافظ رادیاتور
lifeguards نجات غریق محافظ شخصی
concierge پلیس محافظ درب ورودی
fault tension protective switch کلید محافظ ولتاژ عیب
fault current protective switch کلید محافظ جریان خطا
concierges پلیس محافظ درب ورودی
lifeguard نجات غریق محافظ شخصی
enclosures پوشش محافظ برای وسیلهای
eave [محافظ روی پشت بام]
voltage surge protector محافظ تغییر ولتاژ ناگهانی
cable duct لوله محافظ کابل برق
enclosure پوشش محافظ برای وسیلهای
anti skid chain زنجیر محافظ در برابر لغزش
escort ship ناو محافظ کاروان دریایی
scattershield پوشش محافظ کلاچ و پدال
dustcover پوشش محافظ برای یک ماشین
gain ground ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
case پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com