English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (6 milliseconds)
English Persian
cultural deprivation محرومیت فرهنگی
Other Matches
educational فرهنگی
culturally فرهنگی
cultural فرهنگی
phlistinism بی فرهنگی
cuttural attache وابسته فرهنگی
lettered فرهنگی باسواد
subversives اجتماعی و فرهنگی
subversive اجتماعی و فرهنگی
cross-cultural میان فرهنگی
cross cultural میان فرهنگی
cultural psychiatry روانپزشکی فرهنگی
cultural heritage میراث فرهنگی
cultural lag پس افتادگی فرهنگی
cultural tourism گردشگری فرهنگی
cultural fad هوس فرهنگی
culture shock کوبهی فرهنگی
cultural development توسعه فرهنگی
transcultural بین فرهنگی
sociocultural اجتماعی- فرهنگی
cultural anomie بی هنجاری فرهنگی
cultural anomy بی هنجاری فرهنگی
culture shock ضربهی فرهنگی
cultural parallelism توازی نگری فرهنگی
cultural relativism نسبی نگری فرهنگی
cultural anthropology انسان شناسی فرهنگی
cross cultural psychiatry روانپزشکی میان فرهنگی
cross cultural psychology روانشناسی میان فرهنگی
cultural absolutism مطلق نگری فرهنگی
bereavement محرومیت
vitiosity محرومیت
disqualifying محرومیت
deprivations محرومیت
privation محرومیت
privations محرومیت
forfeiting محرومیت
forfeits محرومیت
forfeited محرومیت
forfeit محرومیت
exclusion محرومیت
disqualify محرومیت
disqualifies محرومیت
disqualified محرومیت
proscription محرومیت
deprivation محرومیت
bereavements محرومیت
intercultural وابسته به فرهنگ دو کشور بین فرهنگی
renaissance دوره تجدد ادبی و فرهنگی رنسانس
deprived توام با محرومیت
principle of exclusion اصل محرومیت
privative ناشی از محرومیت
sensory deprivation محرومیت حسی
stimulus deprivation محرومیت تحریکی
sleep deprivation محرومیت از خواب
deprived محرومیت کشیده
reprobate هرزه محرومیت
deprivation from inheritance محرومیت از ارث
disherison محرومیت ازارث
disinheritance محرومیت از ارث
deprival بی نصیبی محرومیت
deprivable قابل محرومیت
emotional deprivation محرومیت هیجانی
food deprivation محرومیت غذایی
binocular deprivation محرومیت دو چشمی
reprobates هرزه محرومیت
monocular deprivation محرومیت یک چشمی
civil degradation محرومیت از حقوق مدنی
civil death محرومیت از حقوق مدنی
attainder محرومیت از حقوق مدنی
disbarment محرومیت از شغل وکالت
civic d. محرومیت از حقوق کشوری
Deprivation of ones civil rights . محرومیت از حقوق مدنی
outside art [هنری که خارج از چهارچوب رسمی و فرهنگی اجتماع باشد]
enchilada کیک ذرت محتوی گوشت وگوجه فرهنگی وادویه
corruption of blood محرومیت از حقوق اجتماعی و مدنی
salique law محرومیت اولاداناث از توارث تاج وتخت
disfranchisement محروم سازی یا محرومیت ازحق انتخابات
ostracism محرومیت از حقوق اجتماعی و وجهه ملی
outlawry بی بهره گی از حقوق وحمایت قانونی محرومیت ازحقوق
salic law محرومیت اولاد اناث از توارث تاج وتخت
subversion نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
glossarist کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
guinea pepper فلفل قرمز هندی فلفل فرهنگی
behind the times <idiom> از مد افتاده عقب افتاده فرهنگی
ineligibility عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
economic and social council شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
attainder سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
collective goods کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com