Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
acoustical sound enclosure
محفظه عایق صوتی
Other Matches
dewar
محفظه عایق حرارتی با دوجداره
multi chamber
نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
buffer chamber
جان لوله محفظه ضربت گیر محفظه دافع
insulation
عایق کاری یا عایق بندی ایزولاسیون
aliasing
افزودن سیگنالهای صوتی بین الگوهای صوتی برای ایجاد صدای ملایم تر
bumblebees
تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
bumblebee
تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
audio mixer
میکسر صوتی تلویزیونی مخلوط کننده صوتی
polyphone
جعبه موسیقی حرف دو صوتی یا چند صوتی
insulator
عایق کننده روکش عایق
insulators
عایق کننده روکش عایق
insulator
جسم عایق ماده عایق
insulators
جسم عایق ماده عایق
sonic boom
انفجار صوتی شکستن دیوار صوتی
vocal cords
تارهای صوتی رشتههای صوتی یا اوایی
sonic booms
انفجار صوتی شکستن دیوار صوتی
torch pot
[محفظه مشعل سوخت محفظه سوخت پاش توربینی]
insulated instrument transformer
ترانسفورماتور عایق کننده ترانسفورماتور اندازه گیری عایق شده
ullage
فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
voice answer back
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
insulation strength
استحکام ایزولاسیون استحکام عایق بندی استحکام عایق کاری
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
donkey sonar
ردیاب صوتی هلی کوپتر ردیاب صوتی
crankcase upper half
قسمت فوقانی محفظه لنگ محفظه لنگ فوقانی
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
sofar
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
cavities
محفظه
chamber
محفظه
enclosure
محفظه
incasement
محفظه
guard assembly
محفظه
envelope
محفظه
chambers
محفظه
housing
محفظه
container
محفظه
lacuna
محفظه
containers
محفظه
envelopes
محفظه
encasement
محفظه
enclosures
محفظه
cavity
محفظه
shields
محفظه سپرشدن
shield
محفظه سپرشدن
mould cavity
محفظه قالب
potpourri
محفظه عطر
cases
فرف محفظه
intake chamber
محفظه ورودی
case
فرف محفظه
potpourris
محفظه عطر
oil pan
محفظه کارتر
breech
محفظه کولاس
breech recess
محفظه کولاس
breech ring
محفظه کولاس
circular cell
محفظه گرد
combustion area
محفظه احتراق
combustion chamber
محفظه احتراق
combustor
محفظه احتراق
computer enclosure
محفظه کامپیوتر
pinches
پایه محفظه
pinch
پایه محفظه
incubator
محفظه رشد
card cage
محفظه کارت
incubators
محفظه رشد
air chamber
محفظه هوا
ootheca
محفظه تخم
resonating cavity
محفظه تشدید
gas chambers
محفظه باروت
primer pouch
محفظه چاشنی
system unit
محفظه سیستم
starting chamber
محفظه استارت
gas chamber
محفظه باروت
disk unit enclosure
محفظه واحد دیسک
floppy disk case
محفظه فلاپی دیسک
gas chambers
محفظه اعدام با گاز
crankcase
محفظه میل لنگ
gas chamber
محفظه اعدام با گاز
to tip something into a container
[British E]
چیزی را در محفظه ای ریختن
reliquary
محفظه عتیقه باقیمانده
reliquaries
محفظه عتیقه باقیمانده
gas port
محفظه عبور گاز
canisters
محفظه گلوله افشان
caisson
[محفظه یا صندوق زیرآبی]
gasholders
محفظه نگاهداری گاز
breech chamber
محفظه خرج انفجار
low pressure casing
محفظه ی فشار ضعیف
gasholder
محفظه نگاهداری گاز
carter
محفظه میل لنگ
hopper
محفظه خوراک دستگاه
hoppers
محفظه خوراک دستگاه
reaction chamber
محفظه فعل و انفعال
chamber furnace
کوره محفظه دار
canister
محفظه گلوله افشان
housed
قرار دادن یک وسیله در یک محفظه
ignitor
محفظه حامل باروت اشتعال
crankcase supercharger
سوپرشارژر محفظه میل لنگ
rhumbatron
نوع متداول محفظه تشدید
cavities
سوراخ حفره یا محفظه قالب
houses
قرار دادن یک وسیله در یک محفظه
cavity
سوراخ حفره یا محفظه قالب
house
قرار دادن یک وسیله در یک محفظه
cannular
محفظه احتراق حلقوی شکل
burner cans
محفظه احتراق موتورهای توربینی
can annular
محفظه احتراق حلقوی شکل
non conductor
عایق
impediments
عایق
floor insulator
عایق کف
waterproof
عایق اب
insulators
عایق
pawl
عایق
insulation
عایق
insulant
عایق
impediment
عایق
insulator
عایق
detent
عایق
dielectric
عایق
waterproofs
عایق اب
cloggy
عایق
waterproofed
عایق اب
drag chain
عایق
Thermoses
قمقمه محفظه یافرف عهایق حرارت
crankcase bottom o.lower half
قسمت تحتانی محفظه لنگ کف کارتر
vault storage
محفظه یا انبار ضد حریق وبتون ارمه
flooder
غرق کننده محفظه مین زیرابی
cartridge
جعبه پلاستیکی که محفظه جوهر است
Thermos
قمقمه محفظه یافرف عهایق حرارت
crankcase explusion
سرو صدای داخل محفظه لنگ
time capsule
محفظه محتوی اثار تاریخی وفرهنگی
crankcase
محفظه کارتر پوسته میل لنگ
ccd
محفظه هایی برای ذخیره داده
cartridges
جعبه پلاستیکی که محفظه جوهر است
insulation
عایق گذاری
insulation
عایق کاری
braking
عایق مانع
sound insulation
عایق صدا
insulating
عایق کردن
insulating
عایق سازی
battery insulator
عایق باتری
soundproof
عایق صدا
insulant
ماده عایق
drag hook
قلاب عایق
electrical insulator
عایق الکتریکی
wall insulator
عایق دیوار
cleat
عایق انگلیسی
circular loom
نای عایق
fish paper
عایق کاغذی
ideal dielectric
عایق کامل
adiabatic
عایق گرما
dielectric isolation
جداسازی با عایق
obstructions
مانع عایق
brakes
عایق مانع
braked
عایق مانع
insulating bushing
بوش عایق
brake
عایق مانع
insulative
عایق کردن
slot insulation
عایق شیار
laggin
عایق بندی
insulated wall
دیواره عایق
insulation testing apparatus
عایق سنج
insulating cement
سیمان عایق
insulating compound
مواد عایق
resistance
عایق مقاومت
rachet
گیره عایق
weatherproof
عایق هوا
insulation board
صفحه عایق
insulated
عایق دار
insulating varnish
لعاب عایق
insulating material
مواد عایق
insulating material
جسم عایق
insulating material
ماده عایق
insulated tongs
انبر عایق
insulated plier
انبر عایق
insulate
عایق کردن
non conducting
عایق گرما
non conducting
عایق برق
insulate
عایق سازی
rainproof
عایق باران
insulates
عایق کردن
insulated layer
لایه عایق
mica dielectric
عایق میکا
obstruction
مانع عایق
insulated wire
سیم عایق
insulates
عایق سازی
equipment bay
محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
to break into something
از محفظه ای
[با زور وارد شدن و]
دزدی کردن
panels
بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
panel
بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
insulation fault
نقص عایق بندی
insulation loss
تلف عایق بندی
insulation fault
نقص عایق کاری
insulation of concrete
عایق کاری بتن
mess kit
فرف عایق غذاخوری
weatherbeater
<adj.>
عایق رطوبتی، آب بند
insulating asphalt
اسفالت عایق بندی
flameproof
عایق شعله ضد اتش
insulation voltage
ولتاژ عایق بندی
insulation resistance
مقاومت عایق بندی
insulation protection
حفافت عایق بندی
lead in insulator
عایق سیم انتن
damper
عایق تعدیل کننده
insulation defect
نقص عایق بندی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com