English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (11 milliseconds)
English Persian
pencil مداد رنگی
pencilling مداد رنگی
pencils مداد رنگی
pastel مداد رنگی
colored pencil مداد رنگی
Search result with all words
crayon مداد رنگی مومی
crayons مداد رنگی مومی
marking ink مداد رنگی پاک نشدنی که برای رنگ زنی و نشان گذاری بکارمیرود
pastellist پیکر نگاری که با مداد رنگی کار میکند
pastel <adj.> رنگهای خفیف [با مداد رنگی]
Other Matches
colour چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
colours چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
dye sublimation printer چاپگر رنگی باکیفیت بالا که تصاویری با پاشیدن قط عات رنگی روی کاغذ ایحاد میکند
triad 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triads 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
solids رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
solid رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
lead pencil مداد
whose pencil? مداد که
lipsticks مداد لب
lipstick مداد لب
pencils مداد
pencil مداد
pencilling مداد
whose pencil? مداد کی
sharper مداد تراش
sharpener مداد تراش
pencilling مداد ابرو
john's pencil مداد جان
pencil مداد ابرو
leadpencil مداد سربی
graphite مغز مداد
six d. pencils شش دو جین مداد
portcrayon مداد گیر
plumbago مغز مداد
pencils مداد ابرو
sharpeners مداد تراش
eraser مداد پاک کن
erasers مداد پاک کن
pencils هر چیزی شبیه مداد
pencilled با مداد کشیده شده
pencil هر چیزی شبیه مداد
line drawing نقاشی با مداد وقلم
line drawings نقاشی با مداد وقلم
infernal stone مداد نیترات دارژان
pencilling هر چیزی شبیه مداد
mark sensing علامت زدن با مداد نرم
crayons مداد ابرو نقاشی کردن
Whose pencil is this ? این مداد مال کیست ؟
crayon مداد ابرو نقاشی کردن
slats چوب مداد میله پشت صندلی
slat چوب مداد میله پشت صندلی
detector crayon مداد دستگاه اکتشاف ش م ر میله کشف کننده
port a punch card علامتی تجاری برای نوع خاصی از کارت منگنه باقسمتهای سوراخ شده که میتواند با یک مداد یا قلم کاملا"برداشته شود
achroma بی رنگی مو
hued رنگی
pigmental رنگی
ingrain نخ رنگی
achroma بی رنگی
achromia بی رنگی مو
achromatism بی رنگی
coloration رنگی
achromatization بی رنگی
achromatisation بی رنگی
chromaticity رنگی
discoloration بی رنگی
dichromatism دو رنگی
dichroism دو رنگی
tinct رنگی
colored رنگی
coloured رنگی
trichroism سه رنگی
trichromat سه رنگی
trichromatism سه رنگی
chromatic رنگی
cingulum خط رنگی ومارپیچ
coloured cement سیمان رنگی
color camera دوربین رنگی
color code رمز رنگی
color trace recorder رسام رنگی
color television تلویزیون رنگی
dyestuff ماده رنگی
heliochrome عکس رنگی
heliochrome عکاسی رنگی
chroma مشخصههای رنگی
dye stuff ماده رنگی
color printer چاپگر رنگی
color graphics گرافیک رنگی
colored glass شیشه رنگی
kinemacolour سینمای رنگی
vitta نوار رنگی
colorant مواد رنگی
trichromatic theory نظریه سه رنگی
stined glass شیشه رنگی
monotint نگار یک رنگی
monotint عکس یک رنگی
ocellus حلقه رنگی
oleograph عکس رنگی
opalescence شیری رنگی
paraffin wax موم رنگی
pentachromic پنج رنگی
photochromy عکاسی رنگی
pigment cell یاخته رنگی
pigment dye ماده رنگی
unifiable قابل هم رنگی
pleochroism چند رنگی
polychroism چند رنگی
chromatic aberration خطای رنگی
pastel خمیرمواد رنگی
lakes لاک رنگی
blacked سیاه رنگی
pigmentation رنگی شدن
black سیاه رنگی
lake لاک رنگی
aquarelle نقاشی اب و رنگی
aqua relle نقاشی اب و رنگی
blacker سیاه رنگی
pigment ماده رنگی
chromophotograph عکس رنگی
pigments ماده رنگی
pallor زرد رنگی
blacks سیاه رنگی
blackest سیاه رنگی
photochrome عکس رنگی
pullicate یکجور دستمال رنگی
false colour فیلم رنگی مصنوعی
encaustic tile or brick اجرکاشی هفت رنگی
bar خط یا بلاک ضخیم رنگی
pool ball هر یک از گویهای رنگی اسنوکر
safranin ماده رنگی زعفران
neutral density faceplate صفحه رنگی تلویزیون
orcin ماده رنگی گلسنگ
indigotin ماده رنگی نیل
indigotine ماده رنگی نیل
polychrome تهیه عکسهای رنگی
minus color signal پیام رنگی منفی
figurin مجسمه سفالین رنگی
pigmentary رنگی رنگ دار
bars خط یا بلاک ضخیم رنگی
purpurin ماده رنگی روناس
composite color signal پیام رنگی مرکب
composite color monitor مونیتور رنگی مرکب
figurines مجسمه سفالین رنگی
ring tailed دارای حلقههای رنگی در دم
technicolour روش فیلم رنگی
tetrachromatism دید چهار رنگی
chromogen دانههای رنگی گیاهان
chromophore گروه رنگی ملکول
color monitor صفحه نمایش رنگی
chromophore عامل رنگی ملکول
color gate دریچه پیام رنگی
simultaneous color television تلویزیون رنگی همزمان
conventionalization هم رنگی با ایین و رسوم
quercitron نوعی ماده رنگی
dyestuff مواد رنگی و رنگرزی
Color films(T. V). فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
red, green, blue سه اشعه تصویردرتلویزیون رنگی
figurine مجسمه سفالین رنگی
candy-striped دارای نوارههای رنگی
carrier color signal پیام رنگی حامل
sequential color television تلویزیون رنگی مرحلهای
contour خط فاصل درنقشههای رنگی
curcumin ماده رنگی زردچوبه
tone [ذات و خلوص رنگی یک رنگینه]
pigments باماده رنگی رنگ کردن
color contrast تضاد رنگی در زمینه فرش
r.m.a. color code علایم رنگی جامعه رادیوسازان
orthochromatic شبیه عکسهای رنگی طبیعی
You have rubbed your coat against some wet paint . کت ات را مالیده یی به رنگ ( رنگی کرده ای )
bacino سفال لعاب دار رنگی
carmine ماده رنگی قرمز دانه
pigment باماده رنگی رنگ کردن
Pear <adj.> رنگی مانند رنگ گلابی
ocher <adj.> <noun> رنگی میان قهوه ای و زرد
Tan <adj.> <noun> رنگی میان قهوه ای و کرم
Salmon <adj.> <noun> رنگی میان صورتی و نارنجی
redorange <adj.> <noun> رنگی میان قرمز و نارنجی
Rosewood رنگی میان بنفش و قهوه ای
black will take no other hue بالای سیاهی رنگی نیست
Redviolet رنگی میان بنفش و قرمز
colour hard copy device اسباب نسخه چاپی رنگی
slate <adj.> <noun> رنگی میان آبی و خاکستری
Rosybrown <adj.> <noun> رنگی میان صورتی وقهوه ای
colored progressive matrices test ازمون ماتریسهای مدرج رنگی
Blueviolet <adj.> <noun> رنگی بین آبی و بنفش
colour سیستم نمایش رنگی ریز پردازندهای
Christmas tree جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
pigment رنگ غیر محلول ماده رنگی
chromatolysis تجزیه وتحلیل مواد رنگی سلول
xanthin ماده رنگی روناس وگل زرد
ocellus خال رنگی که مانند چشم باشد
pigments رنگ غیر محلول ماده رنگی
lambrequin نقوش رنگی حاشیه فروف چینی
Christmas trees جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
color graphics adapter وفق دهنده نگاره سازی رنگی
confetti کاغذ رنگی برای تزئین درجشنها
color band نوار رنگی روی جعبه مهمات
colours سیستم نمایش رنگی ریز پردازندهای
cga وفق دهنده نگاره سازی رنگی
celure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
coloury دارای رنگی که نماینده خوبی کالایی است
ceilure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
cellure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
pals line alteration phase سیستم تلویزیون رنگی
lutein ماده زرد رنگی بفرمول 2O65H 04C
fastness of bleaching ثبات رنگی در مقابل مواد سفید کننده
disperse [درجه تعلیق و پراکندگی مواد رنگی در رنگرزی]
fucus رنگی که برای زیبایی پوست بکار میرود
propolis ماده صمغی قهوهای رنگی شبیه موم
pal line alteration phase سیستم تلویزیون رنگی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com