Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
minimum energy orbit
مدار انرژی می نیمم
Other Matches
feedback
پس دهی فیدبک انعکاس انرژی ازمداری به مدار دیگر
relative minimum
می نیمم نسبی
virtual level
تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
duplexes
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplex
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
wave trough
نقطه می نیمم یا ماکزیمم منفی دامنه در نیمه راه بین دو قله موج
pair production
تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
intrinsic energy
انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
pad
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
composite circuit
مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
switching
مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
energy transition
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
inferior planet
سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
pinning
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinned
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pin
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
mask design
اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
european unclear a energy agency
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
fission to yield ratio
توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
firing circuit
مدار چاشنی مدار انفجار
powder train
مدار خرج مدار باروت
one hook
مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
isenergic
هم انرژی
zip
انرژی
energy line
خط انرژی
powering
انرژی
endrgized
با انرژی
powers
انرژی
energy barrier
سد انرژی
zipping
انرژی
vigor
انرژی
zipped
انرژی
powered
انرژی
zips
انرژی
power
انرژی
deenergized
بی انرژی
low energy
انرژی کم
high energy
پر انرژی
exergonic
انرژی ده
energy
انرژی
vigour
انرژی
energies
انرژی
energy crisis
بحران انرژی
energy content
فرفیت انرژی
energy content
گنجایش انرژی
energy regeneration
بازیابی انرژی
energy consumption
مصرف انرژی
energy radiation
تابش انرژی
energy conservation
بقای انرژی
energy transfer
انتقال انرژی
energy distribution
پخش انرژی
energy distribution
توزیع انرژی
energy dissipation
اسراف انرژی
energy density
دانسیته انرژی
energy storage
انباره ی انرژی
energy supply
منبع انرژی
energy stage
لایه انرژی
energy pattern
نقشه انرژی
energy spectrum
بیناب انرژی
energy converter
مبدل انرژی
energy theorem
تئوری انرژی
energy spectrum
طیف انرژی
energy shell
لایه انرژی
energy demand
مطالبه انرژی
energy content
محتوای انرژی
energy dissipation
انرژی اتلاف
energy drop
افت انرژی
energy level
سطح انرژی
energy level
تراز انرژی
energy production
تولید انرژی
energy principle
اصل انرژی
energy preservation
ذخیره انرژی
energy preservation
نگهداری انرژی
energy of vibration
انرژی ارتعاش
energy loss
تلف انرژی
energy loss
گمگشت انرژی
energy pattern
الگوی انرژی
interchange of energy
تبادل انرژی
energy of activation
انرژی فعالسازی
energy intake
مدخل انرژی
energy intake
ورود انرژی
energy equation
معادله انرژی
energy exchange
تبادل انرژی
energy expenditure
هزینه انرژی
energy flow
جریان انرژی
energy flow
سیلان انرژی
energy quantum
کوانتوم انرژی
energy flow
شارش انرژی
energy gain
بازده انرژی
energy shell
پوسته انرژی
energy gradient
شیب خط انرژی
energy of vibration
انرژی ارتعاشی
kinetic energy
انرژی جنبشی
energising
انرژی دادن
energises
انرژی دادن
energised
انرژی دادن
inducts
انرژی گرفتن
inducting
انرژی گرفتن
inducted
انرژی گرفتن
induct
انرژی گرفتن
output
انرژی خروجی
outputs
انرژی خروجی
absolute energy
انرژی مطلق
activation energy
انرژی فعالسازی
activation energy
انرژی کنانش
electron energy
انرژی الکترون
atomic energy
انرژی اتمی
bending energy
انرژی خمشی
energize
انرژی دادن
energizes
انرژی دادن
kinetic energy
انرژی سینتیک
kinetic energy
انرژی حرکتی
kinetic energy
انرژی جنبنده
energetic
دارای انرژی
might
نیرو انرژی
zing
انرژی روح
energizing
انرژی دادن
binding energy
انرژی پیوندی
binding energy
انرژی بستگی
dissociation energy
انرژی تفکیک
eigenstate
حالت انرژی
energy state
حالت انرژی
electric energy
انرژی الکتریکی
electrical energy
انرژی برقی
electromegnetic energy
انرژی الکترومغناطیسی
electron affinity
انرژی خروج
endergonic
انرژی گیر
endrgized
انرژی یافته
energizer
منبع انرژی
energizing loss
تلف انرژی
energy band
نوار انرژی
energy band
باند انرژی
dissipation of energy
اتلاف انرژی
deformation energy
انرژی تغییرشکل
bioenergetics
انرژی جانداران
bloch band
نوار انرژی
bond energy
انرژی پیوند
cathexis
انرژی روانی
chemical energy
انرژی شیمیایی
cohesive energy
انرژی همدوسی
cohesive energy
انرژی همچسبی
collision energy
انرژی برخورد
conservation of energy
بقای انرژی
continuum of energy
پیوستار انرژی
correlation energy
انرژی همبستگی
crystal energy
انرژی بلور
deenergize
قطع انرژی
deenergized
بی انرژی شده
energy conservation
بقاء انرژی
nuclear energy
انرژی هستهای
rest energy
انرژی سکون
solar energy
انرژی خورشیدی
sound energy
انرژی صوتی
source of power
منبع انرژی
specific energy
انرژی مخصوص
strain energy
انرژی کرنش
thermal energy
انرژی گرمایی
total binding energy
انرژی بستگی کل
total energy equation
بقای انرژی کل
transducer
مبدل انرژی
transformation of energy
تبدیل انرژی
translational energy
انرژی انتقالی
vibration energy
انرژی ارتعاشی
resonance energy
انرژی رزنانسی
rediant energy
انرژی تابشی
nuclear power
انرژی هستهای
potential curve
خم انرژی- پتانسیل
potential energy curve
خم انرژی- پتانسیل
potential energy
انرژی پتانسیل
power supply
منبع انرژی
power transmission
انتقال انرژی
sustainable energy
انرژی جاوید
quantum of energy
کوانتوم انرژی
radiant energy
انرژی تابشی
radiation energy
انرژی تابشی
vim
انرژی توانایی
work function
انرژی خروج
sustainable energy
انرژی بی نهایت
sustainable energy
انرژی بی پایان
sustainable energy
انرژی پایدار
(be in) high spirits
<idiom>
پر انرژی بودن
strain energy
انرژی کشیدگی
energy transmission
انتقال انرژی
low energy
انرژی پایین
inductance
گیرنده انرژی
internal energy
انرژی درونی
ionization energy
انرژی یونش
ionization energy
انرژی یونیزاسیون
kiloton energy
کیلوتن انرژی
lattice energy
انرژی شبکه
light energy
انرژی نور
internal energy
انرژی داخلی
loss of energy
افت انرژی
hydration energy
انرژی ابپوشی
high energy electron
الکترون پر انرژی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com