Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
internal modulation
مدولاسیون داخلی
Other Matches
choke modulation
مدولاسیون توسط پیچک مدولاسیون پیچکی تضمین پیچکی
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
inflection
مدولاسیون
inflections
مدولاسیون
inflexions
مدولاسیون
modulation
مدولاسیون
frequency modulation
مدولاسیون فرکانس
frequency medulation
مدولاسیون فرکانس
grid modulation
مدولاسیون شبکه
am
مدولاسیون دامنه
light modulation
مدولاسیون نور
grid bias modulation
مدولاسیون شبکه
modulation circuit
مدار مدولاسیون
modulation frequency
فرکانس مدولاسیون
pulse modulation
مدولاسیون پالس
modulator stage
طبقه مدولاسیون
amplitude modulation
مدولاسیون دامنه
modulation system
سیستم مدولاسیون
maximum modulating frequency
فرکانس حداکثر مدولاسیون
modulation frequency response
پاسخ فرکانس مدولاسیون
grid circuit modulation
مدولاسیون مدار شبکه
grid current modulation
مدولاسیون جریان شبکه
modulation handwidth
پهنای باند مدولاسیون
electronic modulation
مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
high level modulation
مدولاسیون سطح بالا
high power modulation
مدولاسیون سطح بالا
squawk
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
squawks
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
grid d.c. modulation
مدولاسیون جریان دائم شبکه
modem
دستگاه مدولاسیون وبازخوانی اطلاعات کامپیوتری یا مخابره انها به جاهای دیگر
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
pdm
Duration Pulse مدولاسیون زمانی پالس که در ان تداوم یک پالس تغییر میکندodulation
cross modulation
مدولاسیون ناخواسته که ازیک کاریر به کاریر دیگر درهمان گیرنده تاثیر میگذارد
ppm
Position Pulse مدولاسیون یا تلفیق زمانی پالس که دران مقدار نمونه لحظهای موج موقعیت زمانی یک پالس را مدوله میکندodulation
fm
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
endogenous
داخلی
domestic
داخلی
municipal
داخلی
anie
داخلی
insides
داخلی
ben
داخلی
inside
داخلی
territorial
داخلی
interior
داخلی
interiors
داخلی
internal door
در داخلی
intramural
داخلی
esoteric
داخلی
indoor
داخلی
innate
داخلی
internal medicine
طب داخلی
internal
داخلی
in
داخلی
in-
داخلی
inner
داخلی
endoparasite
انگل داخلی
internal electrolysis
الکترولیز داخلی
interior architecture
معماری داخلی
endogenous variable
متغیر داخلی
ductless gland
غددمترشح داخلی
internal energy
انرژی داخلی
interior affairs
امور داخلی
endosmosis
حلول داخلی
intercommunication
ارتباط داخلی
internal ear
گوش داخلی
internal brake
ترمز داخلی
internal efficiency
راندمان داخلی
interconnection
اتصالی داخلی
internal boffles
تیغههای داخلی
interference drag
پسای داخلی
internal bus
گذرگاه داخلی
internal erosion
فرسایش داخلی
domestic trade
بازرگانی داخلی
internal friction
اصطکاک داخلی
intermediate structure
ساختمان داخلی
internal angle
زاویه ی داخلی
internal armature
ارمیچر داخلی
internal furnace
کوره داخلی
internal heating
گرمایش داخلی
internal attack
تک داخلی یا تک از داخل
internal impedance
مقاومت داخلی
internal impedance
امپدانس داخلی
civil disturbances
اغتشاشات داخلی
internal force
نیروی داخلی
interior wall
دیوار داخلی
domestic products
محصولات داخلی
domestic market
بازار داخلی
domestic industry
صنعت داخلی
domestic emergencies
موادضروری داخلی
domestic emergencies
بحرانهای داخلی
interior ballistics
بالیستیک داخلی
interior guard
نگهبان داخلی
domestic economy
اقتصاد داخلی
domestic dualism
دوگانگی داخلی
interior span
دهانه داخلی
domestic disturbances
اختلافات داخلی
domestic disturbances
اغتشاشات داخلی
internal electrode
الکترود داخلی
internal conductance
اندوکتیویته ی داخلی
internal circuit
حلقه داخلی
inner bottom
جدار داخلی
inner harbor
بندر داخلی
inner liner
روکش داخلی
internal consumption
مصرف داخلی
internal crack
ترک داخلی
inner loop
حلقه داخلی
inner planets
سیارات داخلی
home trade
تجارت داخلی
internal clock
ساعت داخلی
internal consistency
سازگاری داخلی
inland waterway
ابراه داخلی
internal conductor
سیم داخلی
internal conductance
اندوکتانس داخلی
inferior conjunction
مقارنه داخلی
internal connection
اتصال داخلی
inland duty
گمرک داخلی
indoor antenna
انتن داخلی
inland rules
قوانین داخلی
internal commerce
تجارت داخلی
inboard aileron
شهپر داخلی
imside dimension
اندازه داخلی
inner product
ضرب داخلی
internal damping
میرایی داخلی
inside diameter
قطر داخلی
inside draft
شیب داخلی
internal current
جریان داخلی
internal discharge
تخلیه داخلی
inside hinge
لولای داخلی
inside micrometer
میکرومتر داخلی
inside thread
مارپیچ داخلی
internal bus
مسیر داخلی
internal combustion
احتراق داخلی
internal diseconomies
زیانهای داخلی
internal development
توسعه داخلی
internal development
رشد داخلی
inside caliper
کولیس داخلی
home rule
حکومت داخلی
home product
محصولات داخلی
home market
بازار داخلی
home made
ساخت داخلی
home currency
پول داخلی
home consumption
مصرف داخلی
internal circuit
مدار داخلی
inner zone
منطقه داخلی
internal defense
دفاع داخلی
inside wing
بال داخلی
internal storage
حافظه داخلی
internal voltage
ولتاژ داخلی
inward
داخلی باطنی
internal window sill
کف پنجره داخلی
internality
داخلی بودن
stability
ثبات داخلی
interion architecture
معماری داخلی
internal transactions
معاملات داخلی
internal trade
تجارت داخلی
internal storage
انباره داخلی
internal stress
تنش داخلی
internal structure
ساختار داخلی
insides
قسمت داخلی
civil
داخلی حقوقی
domestic tariff
تعرفه داخلی
internal structure
سازه داخلی
internal trade
بازرگانی داخلی
interphone
مخابرات داخلی
intrados
قوس داخلی
autonomy
استقلال داخلی
inferior planets
سیارههای داخلی
rules of procedure
نظامنامه داخلی
incoming message cassette
نوارپیغام داخلی
in-fighting
جنگ داخلی
interlan angle
زاویه داخلی
bushes
پوسته داخلی
bush
پوسته داخلی
territorial sea
دریای داخلی
insider
کارمند داخلی
inside
قسمت داخلی
inward light
نور داخلی
local currency
پول داخلی
local subscriber
مشترک داخلی
marketing audit
کنترل داخلی
municipal court
دادگاه داخلی
municipal law
حقوق داخلی
insides
تو اعضای داخلی
inside
تو اعضای داخلی
insiders
کارمند داخلی
internal ruling
نظامنامه داخلی
internal power
مصرف داخلی
internal programme
برنامه داخلی
internal reflector
رفلکتور داخلی
indoor
درونی داخلی
internal supercharger
سوپرشارژر داخلی
innards
قسمتهای داخلی
internal report
گزارش داخلی
internal pole
قطب داخلی
by low
نظامنامه داخلی
internal insulation
ایزولاسیون داخلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com