Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 144 (7 milliseconds)
English
Persian
project manager
مدیر طرحها
Other Matches
project section
بخش تهیه طرحها
pattern perception test
ازمون ادراک طرحها
target materials
مواد و وسایل بردن هدفهاروی نقشه یا نشان دادن ومشخص کردن انها روی طرحها
administers
:مدیر
conductor
مدیر
conductors
مدیر
moderators
مدیر
warden
مدیر
moderator
مدیر
General manager . Director general .
مدیر کل
directors general
مدیر کل
administrators
مدیر
superintendent
مدیر
director generals
مدیر کل
director general
مدیر کل
gerent
مدیر
administrator
مدیر
headmasters
مدیر
headmaster
مدیر
stewards
مدیر
steward
مدیر
superintendents
مدیر
administering
:مدیر
executives
مدیر
administered
:مدیر
director
مدیر
managers
مدیر
manager
مدیر
directors
مدیر
executive
مدیر
administer
:مدیر
head master
مدیر مدرسه
head master
مدیر اموزشگاه
general manager
مدیر باشگاه
file manager
مدیر فایل
extrepreneur
مدیر باتهور
drop master
مدیر پرش
commissioner
مدیر مسابقات
commissioners
مدیر مسابقات
adminstrator of state
مدیر ترکه
extrepreneur
مدیر متهور
official receiver
مدیر تصفیه
chief engineer
مدیر ماشین
intendant
مدیر مامورمالی
item manager
مدیر اقلام
sale manager
مدیر فروش
sales manager
مدیر فروش
site engineering
مدیر ساختمان
stage director
مدیر نمایش
works superintendent
مدیر کارخانه
personal representative
مدیر ترکه
salaried director
مدیر موفف
record manager
مدیر رکورد
library manager
مدیر کتابخانه
micro manager
مدیر ریزکامپیوترها
official liquidator
مدیر تصفیه
operation manager
مدیر عملیات
padrone
مدیر ارباب
stores manager
مدیر انبارها
personnel manager
مدیر استخدام
principal of a school
مدیر اموزشگاه
program manager
مدیر برنامه ها
project manager
مدیر پروژه ها
project manager
مدیر پروژه
trustee
مدیر تصفیه
managing directors
مدیر عامل
administrator
مدیر تصفیه
impresario
مدیر اپرا
administrators
مدیر تصفیه
managing director
مدیر عامل
impresarios
مدیر اپرا
master
مدیر مرشد
helmsman
رل دار مدیر
mastered
مدیر مرشد
masters
مدیر مرشد
receivers
مدیر تصفیه
receiver
مدیر تصفیه
stage managers
مدیر نمایش
stage manager
مدیر نمایش
manager
مدیر تیم
trustees
مدیر تصفیه
principal
رئیس مدیر
executive
مدیر عامل
executive
مدیر اجرائی
executives
مدیر اجرائی
executives
مدیر عامل
helmsmen
رل دار مدیر
managers
مدیر تیم
principals
رئیس مدیر
liquidator
مدیر تصفیه
liquidators
مدیر تصفیه
managers
مدیر مسابقه بوکس
proctor
مدیر اجرایی دانشگاه
manager
مدیر مسابقه بوکس
corporate treasurer
مدیر امور مالی
chief financial officer
[CFO]
مدیر امور مالی
chairman of the board
[of directors/managers]
مدیر عامل
[شرکت]
president of the board
[ American E]
مدیر عامل
[شرکت]
chief executive officer
[CEO]
[American E]
مدیر عامل
[شرکت]
provisional assignee
مدیر تصفیه موقت
maitred'hotel
سرپیشخدمت مدیر مهمانخانه
master of the court
مدیر دفتر دادگاه
computer center manager
مدیر مرکز کامپیوتر
chief clerk of the court
مدیر دفتر دادگاه
jumpmaster
مدیر پرش چتربازی
computer operations manager
مدیر عملیات کامپیوتر
huntsman
مدیر تازیهای شکاری
dp manager
مدیر داده پردازی
huntsmen
مدیر تازیهای شکاری
managerial
مدیر اداره کننده
data base manager
مدیر پایگاه داده
data processing manager
مدیر پردازش داده
computer center director
مدیر مرکز کامپیوتر
impresario
مدیر اماکن تفریحی ونمایشی
presidents
مدیر یا رئیس مسابقه شمشیربازی
adobe type manager
مدیر انواع فونت ادوبی
chairmen
مدیر رئیس هیئت مدیره
president
مدیر یا رئیس مسابقه شمشیربازی
impresarios
مدیر اماکن تفریحی ونمایشی
chairman
مدیر رئیس هیئت مدیره
registrar
کارمند اداره ثبت مدیر دروس
director
مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
registrars
کارمند اداره ثبت مدیر دروس
directors
مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
entrepreneurs
مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
entrepreneur
مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
decisions
مجموعه برنامه هایی که به مدیر کمک میکند با استفاده از تصمیمات
decision
مجموعه برنامه هایی که به مدیر کمک میکند با استفاده از تصمیمات
plene administravit
دفاع امین یا مدیر ترکه درمقابل دعاوی مطروحه علیه متوفی
drivers
برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
driver
برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
device driver
برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
device handler
برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
real representative
قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
peripheral
مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
executive information system
نرم افزار ساده برای استفاده حاوی اطلاعاتی برای مدیر یا خصوصیاتی از شرکت
mastered
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
master
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
masters
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
headmistresses
خانم مدیر خانم رئیس
headmistress
خانم مدیر خانم رئیس
letters of administration
حکم انتصاب امین ترکه سندی است که به موجب ان سمت مدیر یامدیره ترکه بلاوارث احراز میشود و به وی اختیار قیام به امور راجع به اداره ترکه را میدهد
medical regulator
تنظیم کننده امور بهداشتی مدیر امور بهداشتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com