English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
director مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
directors مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
Other Matches
doubled مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
double مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
managers مدیر مسابقه بوکس
manager مدیر مسابقه بوکس
presidents مدیر یا رئیس مسابقه شمشیربازی
president مدیر یا رئیس مسابقه شمشیربازی
fences شمشیر بازی
swordplay فن شمشیر بازی
swordsmanship شمشیر بازی
fence شمشیر بازی
academic assault شمشیر بازی نمایشی
fences شمشیر بازی کردن
fence شمشیر بازی کردن
foiled مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foil مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foils مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
bout یک دور مسابقه یا بازی
bouts یک دور مسابقه یا بازی
Shall we play a game of cards? یک مسابقه ورق با هم بازی بکنیم؟
bowls مسابقه وجشن بازی بولینگ
bowl مسابقه وجشن بازی بولینگ
slaloms مسابقه سرعت اسکی بازی
slalom مسابقه سرعت اسکی بازی
covered گرفتن شمشیر به وضعی که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود
ice time مجموع مدت بازی بازیگر دریک مسابقه یا در یک فصل
polo بازی یا مسابقه چوگان بین دو تیم چهارنفره و شش زمان 5/7 دقیقهای
yips هیجان و نگرانی از فشارروحی مسابقه که باعث بازی غلط میشود
distance مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
distances مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
skull practice کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
hooligans مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligan مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
tug of war مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
sack race مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
selling plater اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
opener مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
seniors مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
senior مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
match play مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
handicaps مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
sword شمشیر
spit شمشیر
swordsman شمشیر زن
swords شمشیر
bilbo شمشیر
bilboa شمشیر
blade شمشیر
spurtle شمشیر
spits شمشیر
bolo شمشیر
stables گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
sword dance رقص شمشیر
sword cutter شمشیر ساز
at the point of the sword بدم شمشیر
steeling شمشیر پولادی
sword fish شمشیر ماهی
sabre cut زخم شمشیر
sword knot شرابه شمشیر
baldric بند شمشیر
swordlike شمشیر مانند
foibles تیغه شمشیر
steel شمشیر پولادی
sword cut زخم شمشیر
tucker شمشیر ساز
pommels قبه شمشیر
steels شمشیر پولادی
rapiers شمشیر دودم
rapier شمشیر دودم
blade تیغه شمشیر
steeled شمشیر پولادی
With a stork of the sword. با ضرب شمشیر
fencer شمشیر باز
foilsman شمشیر باز
scabbards غلاف شمشیر
scabbard غلاف شمشیر
gladiate شمشیر مانند
pommel قبه شمشیر
foible تیغه شمشیر
swordfish شمشیر ماهی.
swordfishes شمشیر ماهی.
daito شمشیر بزرگ
claymore شمشیر دودمه
handle قبضه شمشیر
to carry sword شمشیر جستن
handles قبضه شمشیر
swordsman شمشیر باز
hilt دسته شمشیر
hilts دسته شمشیر
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
administered :مدیر
managers مدیر
administer :مدیر
director مدیر
General manager . Director general . مدیر کل
administering :مدیر
administers :مدیر
superintendent مدیر
manager مدیر
superintendents مدیر
executive مدیر
director generals مدیر کل
directors general مدیر کل
executives مدیر
steward مدیر
stewards مدیر
warden مدیر
administrators مدیر
headmaster مدیر
headmasters مدیر
administrator مدیر
conductors مدیر
directors مدیر
moderator مدیر
moderators مدیر
gerent مدیر
director general مدیر کل
conductor مدیر
stoccata پرتاب با ضربه شمشیر
toledo شمشیر ابدارمصنوع تولدو
scimitar شمشیر هلالی شکل
point d'arret نوک چنگالی شمشیر
action on the blade تماس با شمشیر حریف
curtle ax شمشیر کوتاه وسنگین
falchion شمشیر کوتاه و پهن
curtal ax شمشیر کوتاه وسنگین
backsword شمشیر یک لبهء برنده
in line شمشیر در وضع حمله
sword play مهارت در بکارگیری شمشیر
stoccado پرتاب با ضربه شمشیر
helmsmen رل دار مدیر
project manager مدیر طرحها
chief engineer مدیر ماشین
program manager مدیر برنامه ها
commissioners مدیر مسابقات
administrators مدیر تصفیه
executive مدیر عامل
executive مدیر اجرائی
project manager مدیر پروژه ها
project manager مدیر پروژه
managers مدیر تیم
manager مدیر تیم
drop master مدیر پرش
principal of a school مدیر اموزشگاه
head master مدیر اموزشگاه
works superintendent مدیر کارخانه
padrone مدیر ارباب
intendant مدیر مامورمالی
item manager مدیر اقلام
operation manager مدیر عملیات
library manager مدیر کتابخانه
official liquidator مدیر تصفیه
micro manager مدیر ریزکامپیوترها
head master مدیر مدرسه
personal representative مدیر ترکه
principal رئیس مدیر
helmsman رل دار مدیر
extrepreneur مدیر متهور
extrepreneur مدیر باتهور
trustees مدیر تصفیه
file manager مدیر فایل
general manager مدیر باشگاه
principals رئیس مدیر
personnel manager مدیر استخدام
administrator مدیر تصفیه
official receiver مدیر تصفیه
impresario مدیر اپرا
impresarios مدیر اپرا
masters مدیر مرشد
commissioner مدیر مسابقات
stores manager مدیر انبارها
mastered مدیر مرشد
sales manager مدیر فروش
sale manager مدیر فروش
salaried director مدیر موفف
master مدیر مرشد
site engineering مدیر ساختمان
trustee مدیر تصفیه
liquidators مدیر تصفیه
stage director مدیر نمایش
liquidator مدیر تصفیه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com