English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
tamper مذاکرات پنهانی وزیر جلی داشتن
Other Matches
collective bargaining مذاکرات دسته جمعی مذاکرات بین موسسات متشکل از کارگران و کارفرمایان برای بهبود کار
hideousness پنهانی
concealed پنهانی
occultness پنهانی
latently به پنهانی
cryptographic پنهانی
hugger mugger پنهانی
covert پنهانی
deliescence پنهانی
furtiveness پنهانی
hidings پنهانی
taking refuge پنهانی
hiding پنهانی
sneak حرکت پنهانی
covert operations عملیات پنهانی
cryptogram پیام پنهانی
latency پنهانی ناپیدایی
latency مرحله پنهانی
under hand درنهان به پنهانی
privacy پوشیدگی پنهانی
abditory انبار پنهانی
sneaked حرکت پنهانی
sneaks حرکت پنهانی
potential نهانی پنهانی
clandestine سازمان پنهانی
cache memory حافظه پنهانی
encryption پنهانی کردن
to be in cahoots with somebody [ to connive with somebody] [to make common cause with somebody] <idiom> همدستی پنهانی با کسی
autotelic دارای عزم پنهانی
encryption algorithm الگوریتم پنهانی کردن
secrecy پنهانی بودن سریت
pourparlers مذاکرات
dealings مذاکرات
goings-on مذاکرات
undercurrents عمل پنهانی زیر موج
undercurrent عمل پنهانی زیر موج
negotiation معاوضه مذاکرات
peace negotiation مذاکرات صلح
negotiation round دور مذاکرات
record صورت مذاکرات
progress of negotiations پیشرفت مذاکرات
peace negotiations مذاکرات صلح
round of negotiations دور مذاکرات
negotiations معاوضه مذاکرات
negotiation outcome پی آمد مذاکرات
preliminary negotiations مذاکرات مقدماتی
minutes خلاصه مذاکرات
proceedings of the parliament مذاکرات مجلس
minute خلاصه مذاکرات
process of negotiations روند مذاکرات
negotiation result پی آمد مذاکرات
negotiation outcome حاصل مذاکرات
result of the negotiations حاصل مذاکرات
negotiation result نتیجه مذاکرات
negotiation outcome نتیجه مذاکرات
result of the negotiations نتیجه مذاکرات
negotiator سرپرست مذاکرات
proceedings شرح مذاکرات
negotiation result حاصل مذاکرات
result of the negotiations پی آمد مذاکرات
leader of the negotiations سرپرست مذاکرات
chief negotiator سرپرست مذاکرات
transactions شرح مذاکرات
negotiation result عاقبت مذاکرات
negotiation outcome عاقبت مذاکرات
result of the negotiations عاقبت مذاکرات
failure of negotiations شکست مذاکرات
hansard مذاکرات رسمی
break down of negotiation تفکیک مذاکرات
cloture کفایت مذاکرات
transaction خلاصه مذاکرات
proceed with deliberations شروع مذاکرات
to decamp با عجله و پنهانی [جایی را] ترک کردن
to skive off early [British English] با عجله و پنهانی [جایی را] ترک کردن
debating مذاکرات پارلمانی منازعه
parliamentary discussions گفتگوها یا مذاکرات مجلس
debate مذاکرات پارلمانی منازعه
course of dealing دوره مذاکرات خرید
opening of negotiations افتتاح مذاکرات [معاملات]
proceeding پیشرفت خلاصه مذاکرات
debates مذاکرات پارلمانی منازعه
closure رای کفایت مذاکرات
closures رای کفایت مذاکرات
debated مذاکرات پارلمانی منازعه
In the course of the discussions. درطی مذاکرات ومباحثات
quorum اکثریت لازم برای مذاکرات
The negotiations were successful ( inconclusive ) . مذاکرات به نتیجه رسید ( نرسید )
cloture رای به کفایت مذاکرات دادن
escape line مسیر نجات پرسنل درگیر در عملیات پنهانی وچریکی
put the question مذاکرات را کافی دانستن ورای گرفتن
collective bargaining مذاکرات دسته جمعی کارمندان با کارفرما
bugged اطاق یا شیئی که حاوی یک وسیله استراق سمع پنهانی باشد
Secretary of State وزیر
queen وزیر
vizier وزیر
wizier وزیر
the then minister وزیر
ministers وزیر
vizi وزیر
min وزیر
queens وزیر
secretaries وزیر
minister :وزیر
minister وزیر
ministers :وزیر
Secretaries of State وزیر
secretary وزیر
hansardize متوجه مذاکرات جلسه پیش خودش کردن
closure رای کفایت مذاکرات عمل محصور شدن
closures رای کفایت مذاکرات عمل محصور شدن
count out of the house مذاکرات را به علت فقدان حدنصاب قطع کردن
Downing Street نخست وزیر
queens وزیر شطرنج
head of the state نخست وزیر
primeminister نخست وزیر
queen وزیر شطرنج
queening وزیر کردن
grand vizier نخست وزیر
Secretaries of State وزیر خارجه
secretary of defence وزیر دفاع
cham cell or of the e. وزیر دارایی
Secretary of State وزیر خارجه
the finance minister is up وزیر مالیه
secretary of state for home affairs وزیر امورداخله
secretary of state for home affairs وزیر کشور
secretary of state for defence وزیر دفاع
secretary of defense وزیر دفاع
Chancellor of the Exchequer وزیر دارایی
premier نخست وزیر
Attorney General وزیر دادگستری
Prime Ministers نخست وزیر
minister without portfolio وزیر مشاور
minister resident وزیر مقیم
Prime Minister نخست وزیر
minister plenipotentiary وزیر مختار
Attorneys General وزیر دادگستری
mintster of public works وزیر فوائدعامه
minister of finance وزیر اقتصاد
Chancellors of the Exchequer وزیر دارایی
premiers نخست وزیر
councillor at ministry وزیر مشاور
negotiation تماس ها مذاکرات و تماسهای بین دولتها به عناوین مختلف
negotiations تماس ها مذاکرات و تماسهای بین دولتها به عناوین مختلف
charge d'affaires نایب وزیر مختار
secretary of the army وزیر نیروی زمینی
to recive the portfolio of war وزیر جنگ شدن
queen side جناح وزیر شطرنج
Chancellor of the Exchequer وزیر خزانه داری
minister وزیر مختار کشیش .
Chancellors of the Exchequer وزیر خزانه داری
ministers وزیر مختار کشیش .
Federal Attorney General وزیر دادگستری فدرال
Federal Prosecutor General وزیر دادگستری فدرال
queen's gambit گامبی وزیر شطرنج
queen's fianchetto defence دفاع فیانکتوی وزیر
secretary of state for foreign affairs وزیر امور خارجه
minister of foreign affairs وزیر امور خارجه
minister for foreign affairs وزیر امور خارجه
deputy minister قائم مقام وزیر
foreign minister وزیر امور خارجه
queen's wing جناح وزیر شطرنج
acting minister of war کفیل وزیر جنگ
longed میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn <idiom> بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
longer میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
China has signalled [its] readiness to resume talks. چین آمادگی [خود را ] برای از سرگیری مذاکرات نشان داد.
queen's pawn opening گشایش پیاده وزیر شطرنج
assistant secretary of the army معاون وزیر نیروی زمینی
queen's pawn game بازی پیاده وزیر شطرنج
queen's gambit accepted گامبی وزیر پذیرفته شده
colle system سیستم کوله در پیاده وزیر
queen's gambit declined گامبی وزیر پذیرفته نشده
eight queens problem مسئله هشت وزیر شطرنج
deputy primeminister قائم مقام نخست وزیر
queen's indian defence دفاع هندی وزیر شطرنج
ministerial وابسته به وزیر یا کشیش اداری
underpromote ترفیع پیاده به غیر وزیر
to keep up از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
gambit of aleppo نام قدیم گامبی وزیر شطرنج
skivvy زیر پیراهن وزیر شلواری کوتاه
capablanca's freeing manoeuvre مانوررهایی بخش کاپابلانکادر گامبی وزیر
manhattan variation واریاسیون مانهاتان درگامبی وزیر شطرنج
ragozin system سیستم راگوزین در گامبی وزیر شطرنج
It must be put up to the prime minister . باید بعرض نخست وزیر برسد
canal's variation واریاسیون کانال در گامبی وزیر شطرنج
premiere نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiered نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiering نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premieres نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
cambridge springs defence دفاع کیمبریج اسپرینگزدرگامبی وزیر شطرنج
under secretary زیر نظارت دبیر کل معاون وزیر
ragozin variation واریاسیون راگوزین در گامبی وزیر شطرنج
prague variation واریاسیون پراگ در گامبی وزیر شطرنج
The minisiter cant cope with it. از دست وزیر اینکار بر نمی آید
premiers نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com