English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
English Persian
area monitoring مراقبت کردن از منطقه
Other Matches
circular scanning مراقبت دایرهای منطقه تجسس و مراقبت دایرهای
sector of search منطقه مراقبت رادار
surveillance دیدبانی و مراقبت از منطقه
spiral scanning مراقبت و تجسس منطقه به طور مارپیچی
sweep تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
ranging تجسس کردن منطقه هدف با هواپیما یا گشت زنی در منطقه هدف
drop zone منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
watched مراقبت کردن
ensuring مراقبت کردن در
watches مراقبت کردن
ensured مراقبت کردن در
ensure مراقبت کردن در
to see to it مراقبت کردن
to see after مراقبت کردن
watching مراقبت کردن
watch مراقبت کردن
insures مراقبت کردن در
ensures مراقبت کردن در
to llok مراقبت کردن
insuring مراقبت کردن در
see to it مراقبت کردن
search مراقبت کردن از زمین
searchingly مراقبت کردن از زمین
searched مراقبت کردن از زمین
cares محافظت کردن مراقبت
to ensure something مراقبت کردن در [چیزی]
cared محافظت کردن مراقبت
care محافظت کردن مراقبت
searches مراقبت کردن از زمین
picketed نرده کشیدن مراقبت کردن
pickets نرده کشیدن مراقبت کردن
picket نرده کشیدن مراقبت کردن
damage area منطقه تولید خطر مین منطقه خسارت منطقه خطر
submarine havens منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
overwatch مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
sanctuary منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuaries منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
watch مراقبت کردن موافبت کردن
watched مراقبت کردن موافبت کردن
watching مراقبت کردن موافبت کردن
watches مراقبت کردن موافبت کردن
run up area منطقه ازمایش موتورهواپیما قبل از پرواز منطقه در جا زدن
landing area منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
airspace reservation منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
service area منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
area of military significant fallout منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
staging area منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
grid zone منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
haven submarine منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
polynia منطقه یا جزیرهای از اب دریک منطقه وسیع یخ زده
prohibited area منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
leave area منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
espionage جاسوسی کردن کسب خبر از دشمن کردن مراقبت دشمن
area oriented بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
skid row <idiom> منطقه پایین شهر ،منطقه فقیرنشین
concentration area منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
transit area منطقه ترانزیت یا پیاده وسوار کردن بار یا سوار کردن پرسنل
paddock منطقه پارک کردن اتومبیل واماده کردن ان پیش ازمسابقه
paddocks منطقه پارک کردن اتومبیل واماده کردن ان پیش ازمسابقه
sector منطقه عمل منطقه مسئولیت
crossing area منطقه گذار منطقه پایاب
remoter خارج از منطقه منطقه دورافتاده
kill area منطقه خطر منطقه تلفات
remote خارج از منطقه منطقه دورافتاده
combat zone منطقه رزمی منطقه نبرد
zone of fire منطقه اتش منطقه تیراندازی
sectors منطقه عمل منطقه مسئولیت
remotest خارج از منطقه منطقه دورافتاده
mine watching عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
tropopause منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
holding area منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
illuminating روشن کردن منطقه
illuminate روشن کردن منطقه
illuminates روشن کردن منطقه
infiltrating نفوذ کردن در منطقه
infiltrates نفوذ کردن در منطقه
infiltrate نفوذ کردن در منطقه
infiltrated نفوذ کردن در منطقه
motif گلی خاص در زمینه فرش [این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
screen دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screens دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screening, screenings دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screened دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
altitude acclimatization عادت کردن به ارتفاع منطقه
illuminations روشن کردن منطقه روشنایی
search light illumination روشن کردن منطقه با نورافکن
illumination روشن کردن منطقه روشنایی
clandestine assembly area منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
demolition target منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
axial route مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
line crosser فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
area blocking سد راه کردن رقیب در منطقه معین
illumination plan طرح روشن کردن منطقه نبرد
fish out تمام کردن ذخیره ماهی یک منطقه
pickup zone منطقه بارگیری و بار کردن وسایل
mopping up پاک کردن منطقه ازوجود بقایای دشمن
defense coastal area منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
launching area منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
demolition guard نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
airspace prohibited area منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
separation zone منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
demilitarization تشکیل منطقه بی طرف تشکیل منطقه غیر نظامی
illumination by reflection روشن کردن منطقه از طریق انعکاس یا شکست نور
island bases پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
break out نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
paddocks منطقه اماده و زین کردن و گردش اسب پیش ازمسابقه
paddock منطقه اماده و زین کردن و گردش اسب پیش ازمسابقه
staging area فاصله بین منطقه اماده کردن اتومبیل و نقطه شروع
eyesight مراقبت
unattended بی مراقبت
watchfulness مراقبت
espial مراقبت
tendance مراقبت
counter surveillance ضد مراقبت
surveillance مراقبت
watchful مراقبت
vigilance مراقبت
care مراقبت
cared مراقبت
cares مراقبت
ovservation مراقبت
islands منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
island منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
watchtowers برج مراقبت
Medicare مراقبت پزشکی
control towers برج مراقبت
residential care مراقبت پناهگاهی
watchtower برج مراقبت
helical scanning مراقبت مارپیچی
day care مراقبت در روز
area monitoring مراقبت منطقهای
air search مراقبت هوایی
animadversion مراقبت مشاهده
sea surveillance مراقبت دریایی
ground surveillance مراقبت زمینی
listening watch مراقبت به گوش
air surveillance مراقبت هوایی
care of supplies مراقبت اماد
due care مراقبت کافی
watch tower برج مراقبت
combat surveillance مراقبت رزمی
acoustical surveillance مراقبت صوتی
under one's wing <idiom> تحت مراقبت کسی
double up مراقبت از مهاجم با دو مدافع
overwatch مراقبت از حرکت بااتش
lookouts مراقبت عمل پاییدن
harbor control tower برج مراقبت بندر
lookout مراقبت عمل پاییدن
maintained به خوبی مراقبت شده
care and handling مراقبت و دستکاری وسایل
air beacon برج مراقبت پایگاه
radar scan مراقبت بوسیله رادار
airborne beacon برج مراقبت هوابرد
maintain به خوبی مراقبت شده
maintains به خوبی مراقبت شده
radar beacon برج مراقبت رادار
attendance ملازمت مراقبت رسیدگی
vigilance مراقبت به گوش بودن
unattended operation هملکرد مراقبت نشده
attendances ملازمت مراقبت رسیدگی
surveillant مراقبت کننده دیدبان
stake-outs محل تحت مراقبت
stake-out محل تحت مراقبت
intersectional service قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
slap together <idiom> به عجله وبی مراقبت واداشتن
security monitoring نظارت یا مراقبت تامینی یاحفافتی
unattended ground sensor رادار مراقبت زمینی خودکار
aspects رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
up to someone to do something <idiom> مسئولیت مراقبت از چیزی را داشتن
aspect رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
turn over <idiom> به کسی برای مراقبت با استفاده سپردن
see that he does it مراقبت کنید که ان کار راانجام دهد
snow under <idiom> قبول چیزی که نمیتوان از آن مراقبت کرد
maintain watch مراقبت دایمی از پیام یک فرستنده رادیویی
instrument landing فرود با استفاده ازدستگاههای کنترل هواپیما وبرج مراقبت
chaperon زن شوهر دار یا کاملی که ازدختر جوانی مراقبت میکند
zmarker beacon برج مراقبت نشان دهنده محل فرودگاه به هواپیماها
There's a question mark [hanging] over the day-care clinic's future. [A big question mark hangs over the day-care clinic's future.] آینده درمانگاه مراقبت روزانه [کاملا] نامشخص است.
illumination by diffusion روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
area assessment ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
area of operational interest منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
air defense action area منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
air surface zone منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
sweep درو کردن منطقه بااتش درو در عرض
fan marker نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
primage اضافه کرایهای که به خاطر مراقبت در بارگیری و تخلیه به ناخدای کشتی داده میشود
Creches [جایی که از بچه ها مراقبت میشود هنگامی که پدر و مادر بیرون یا سر کار رفته اند]
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
cone of silence مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
vigil گشت زدن در شب گشت و هشیاری و مراقبت شبانه
vigils گشت زدن در شب گشت و هشیاری و مراقبت شبانه
radar scan تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار
locale منطقه
belt منطقه
district منطقه
districts منطقه
belted منطقه
regions منطقه
shingles منطقه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com