English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
gastrula مرحله رویانی اولیه پس از بلاستولا
Other Matches
incipient اولیه مرحله ابتدایی
prophase مرحله اولیه تقسیم سلولی پیشگاه
puerperium مرحله بین زایمان واعاده زهدان بحال اولیه خود
phased array ترتیب مرحله به مرحله جریان مرحله به مرحله بندی شده
foetuses رویانی
foetal رویانی
embryonic رویانی
fetuses رویانی
foetus رویانی
neuroblast یاخته رویانی عصبی
spongioblast یاخته رویانی گلیایی
creep مرحله به مرحله جلو رفتن
creeps مرحله به مرحله جلو رفتن
sequenced ejection سیستم پرتاب مرحله به مرحله
sophistication نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
Ideal City [شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
boost phase مرحله دوم پرتاب موشک مرحله روشن شدن موتورمرحله دوم
basic communication گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
leapfrogs پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
leapfrogged پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
leapfrog پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
leapfrogging پیش روی مرحله به مرحله پله پله حرکت کردن
assembler اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
basic data دادههای اولیه عناصر اولیه
restoration احیا و مرمت فرش [برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
basic issue list اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
dogmatic marxism مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
inflight phase مرحله بازدید حین پرواز مرحله عملیات حین پرواز
combat phase مرحله درگیری در رزم مرحله رزم
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
phased attack تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
step مرحله
creeping attack تک مرحله به مرحله
processes مرحله
instar مرحله
process مرحله
stepping مرحله
phased مرحله
stroke مرحله
scenes مرحله
stages مرحله
phased attack تک مرحله به مرحله
scene مرحله
rung مرحله
phases مرحله
stage مرحله
stroked مرحله
strokes مرحله
phase مرحله
grade مرحله
grades مرحله
stroking مرحله
point مرحله قله
job step مرحله برنامه
grade مرحله گراد
larval stage مرحله کرمی
phased مرحله عملیات
milestones مرحله برجسته
milestone مرحله برجسته
latency مرحله پنهانی
phases مرحله عملیات
stepping مرحله پایه
stepping مرحله رتبه
stage درجه مرحله
process مرحله جریان
propagation sequence مرحله انتشار
point جهت مرحله
oedipal stage مرحله ادیپی
modulator مرحله تحمیل گر
one step operation عمل تک مرحله
step مرحله رتبه
oral stage مرحله دهانی
step مرحله پایه
buffer stage مرحله میانگیر
phallic stage مرحله التی
stages درجه مرحله
macro stage مرحله کلان
grades مرحله گراد
output stage مرحله خروجی
intake stroke مرحله تنفس
fission process مرحله انشقاق
phase مرحله عملیات
developmental stage مرحله پیشرفت
developmental stage مرحله تکوینی
intake stroke مرحله مکش
differential stage مرحله تفاضلی
in the first instance در مرحله اول
processes مرحله جریان
induction stroke مرحله مکش
execute phase مرحله اجرا
exhaust stroke مرحله اگزوز
driver مرحله تحریک
power stroke مرحله قدرت
an anxious time مرحله پر اضطراب
inextremis در اخرین مرحله
exhaust stroke مرحله تخلیه
speed level مرحله سرعت
home stretch مرحله نهایی
training cycle مرحله اموزش
in the egg در مرحله نخستین
imprimis در مرحله نخست
recovery phase مرحله رونق
drivers مرحله تحریک
recovery phase مرحله شکوفائی
genital phase مرحله تناسلی
periods نوبت مرحله
period نوبت مرحله
induction stroke مرحله تنفس
anal stage مرحله مقعدی
assault phase مرحله هجوم
nth در مرحله چند
fetch phase مرحله واکشی
staping مرحله بندی
speed stage مرحله سرعت
termination phase مرحله پایانی
solidifying process مرحله انجماد
primordium مرحله نخست
termination stage مرحله پایانی
initiation sequence مرحله اغازی
stages پرده گاه مرحله
in leading در مرحله شاگردی یا نوچگی
first audio stage مرحله صوتی نخست
milestone مرحله مهمی اززندگی
entelechy مرحله تشکیل وتحقق
fire for effect مرحله تیر موثر
pettifog از مرحله پرت کردن
stage پرده گاه مرحله
novitiate مرحله تازه کاری
noviciate مرحله تازه کاری
preverbal phase مرحله پیش کلامی
cladding process مرحله روکش کاری
ticked سخت ترین مرحله
ticks سخت ترین مرحله
anal retentive stage مرحله مقعدی ضبطی
anal expulsive stage مرحله مقعدی دفعی
processes جریان عمل مرحله
stadiums میدان ورزش مرحله
stadium میدان ورزش مرحله
milestones مرحله مهمی اززندگی
creeping barrage سد اتش مرحله به مرحله سد اتش خیز به خیز
process جریان عمل مرحله
karyokinesis مرحله تقسیم سلولی
qualifying رسیدن به مرحله بعد
ossification مرحله تشکیل استخوان
diastolic phase مرحله انبساطی قلب
tick سخت ترین مرحله
stadia میدان ورزش مرحله
stage مرحله دار شدن اشکوب
power amplifier stage مرحله فزون ساز توان
stages مرحله دار شدن اشکوب
embryo گیاهک تخم مرحله بدوی
single stepping در یک مرحله انجام دادن یا شدن
subcritical زیر مرحله خطرناک وبحرانی
walk through بررسی هر مرحله از یک نرم افزار
Not to know what one is talking about. از موضوع ( مرحله )پرت بودن
turning points مرحله قاطع نقطه تحول
turning point مرحله قاطع نقطه تحول
rate determining step مرحله تعیین کننده سرعت
phasing مرحله بندی کردن عملیات
embryos گیاهک تخم مرحله بدوی
decline مرحله رکود یا انحطاط اقتصادی
declined مرحله رکود یا انحطاط اقتصادی
declines مرحله رکود یا انحطاط اقتصادی
declining مرحله رکود یا انحطاط اقتصادی
phased conversion تبدیل مرحله بندی شده
monestrous دارای یک مرحله فحلیت درسال
modulated amplifier مرحله فزون ساز تحمیلی
metoestrus مرحله بیرمقی وسیری پس از فحلیت
metestrus مرحله بیرمقی وسیری پس از فحلیت
showdown مرحله نهایی مسابقات ازمایش نیرو
showdowns مرحله نهایی مسابقات ازمایش نیرو
finallist کسی که درمسابقه به مرحله نهایی برسد
systole مرحله انقباضی یک دوره کار قلب
prisere مرحله سیر تکاملی ایجادنباتات در زمین
tabula rasa مرحله فرضی فکری خالی ازافکاروتخیلات
reentry phase مرحله دخول مجدد موشک درجو
the next process is weaving عمل یا مرحله بعداز بافتن است
job lots مجموعه کالاهایی که در یک مرحله تولید میگردد
terminal phase مرحله اخر مسیر حرکت موشک
stretch runner تلاش زیاد اسب در اخرین مرحله
job lot مجموعه کالاهایی که در یک مرحله تولید میگردد
driven که هر مرحله اجرا مربوط به عمل خارجی است
to nip or crush in the bud در نخستین مرحله رشد کشتن یا پایمال کردن
idiolect طرزبیان و لحن سخن شخص در یک مرحله زندگی
telophase اخرین مرحله تقسیم غیر مستقیم سلولی
cim استفاده هماهنگ از کامپیوتر در هر مرحله از طراحی و ساخت
interrupt توقف ارسال طبق عملی در مرحله نهایی سیستم
interrupts توقف ارسال طبق عملی در مرحله نهایی سیستم
phylesis مرحله سیرتکامل وپیدایش نژادهای مختلف جانور وگیاه
generation مرحله یا تاریخ فناوری استفاده شده در طراحی یک سیستم
interrupting توقف ارسال طبق عملی در مرحله نهایی سیستم
in love - engaged - married عاشق . نامزد . متاهل [مرحله هایی که تا ازدواج طی میشوند]
interlace روش ساخت تصویر روی صفحه تلویزیونی در دو مرحله
quick stage ان مرحله ازابستنی که زن جنبش بچه رادرزهدان خودحس میکند
dual صفحه LCD رنگی که تصویر را در دو مرحله بهنگام میکند
generations مرحله یا تاریخ فناوری استفاده شده در طراحی یک سیستم
disc حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
discs حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
primeval اولیه
initial اولیه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com