English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
English Persian
mortuaries مرده شوی خانه
mortuary مرده شوی خانه
funeral home مرده شوی خانه
dead-house مرده شوی خانه
Search result with all words
morgue مرده خانه
morgues مرده خانه
Other Matches
stillborn زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
keb میشی که بره مرده انداخته یابره اش مرده است
stillbirths زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirth زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
dog cheap مفت مسلم بقیمت سگ مرده یاصاحب مرده
dead wool پشم مرده [که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
garde manger سرد خانه اشپز خانه
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
cellular لانه زنبوری خانه خانه
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb خانه خانه کردن
range یک خانه یا تعدادی خانه
vapid مرده
deceased مرده
lifeless مرده
exanimate مرده
in the dust مرده
low spirited دل مرده
low-spirited دل مرده
hearse مرده کش
hearses مرده کش
six feet under <idiom> مرده
dead مرده
one man یک مرده
at rest مرده
his heart sank دل مرده شد
one-man یک مرده
defunct مرده
extinct مرده
dead space فضای مرده
death day سال مرده
swell موج مرده
death feigning مرده نمایی
swells موج مرده
slaked lime اهک مرده اهک مرده
saprophage مرده خوار
resurrectionist مرده دزد
resurrection man مرده دزد
reliquiae مرده ریگ
playing dead مرده نمایی
death watch پاسبان مرده
death's head جمجمه مرده
swelled موج مرده
deadness حالت مرده
dead soils خاکهای مرده
dead rise فاصله مرده
dead band نوار مرده
dead ball توپ مرده
dead as a d. بکلی مرده
dead load بار مرده
dead storage گنجایش مرده
dead storage حجم مرده
still born مرده بدنیاامده
dead time زمان مرده
dead volume حجم مرده
out of play توپ مرده
dead as a doornail <idiom> کاملا مرده
down with him مرده باد
pah مرده شور
autopsies تشریح مرده
ground swell موج مرده
widowers مرد زن مرده
inhumationist مرده خاک کن
widower مرد زن مرده
idle wire سیم مرده
idle turn کلاف مرده
death masks قیافه مرده
death mask قیافه مرده
time lag زمان مرده
time lags زمان مرده
defunct مرده درگذشته
cremation مرده سوزانی
cremations مرده سوزانی
air slaked lime اهک مرده
lyke wake پاسبانی مرده در شب
blate روح مرده
non productive time زمان مرده
necropsy مرده نگری
necrophobia مرده هراسی
necrophilia مرده گرایی
necrophagous مرده خوار
necrophagous مرده خور
necromania مرده پرستی
dull finish کالیبر مرده
dull finish رخده مرده
necrolatry مرده پرستی
murrain گوشت مرده
deadball توپ مرده
exanimate دل مرده وبیروح
autopsy تشریح مرده
stillbirths مرده زاد
parted درگذشته مرده
living corpse مرده متحرک
stillbirth مرده زاد
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
inheritance مرده ریگ وراثت
he seems to have died ازقرارمعلوم مرده است
cadaveric دارای رنگ مرده
protoxlead سنگ مرده مرتک
blast it مرده شورش را ببرد
balefire اتش مرده سوزانی
aeropause منطقه جوی مرده
back lash eliminator تعادل در مسیر مرده
gralloch احشای گوزن مرده
Speak well of the dead . <proverb> پشت سر مرده بد نگو.
departed مرده درگذشته مرحوم
inheritances مرده ریگ وراثت
eloge ستایش شخص مرده
death masks ماسک صورت مرده
sloughy شبیه پوست مرده
time lag فاصله زمانی مرده
time lags فاصله زمانی مرده
necromimesis خود مرده انگاری
He is not dead by any chance , is he ? نکند مرده باشد ؟
d. paleness رنگ ارام مرده
sequestrum قسمت بافت مرده
autopsies تشریح نسج مرده
autopsy تشریح نسج مرده
still born مرده زاییده شده
death mask ماسک صورت مرده
plague on it مرده شورش ببرد
cirerar yurn فرف خاکستر مرده
palled تابوت محتوی مرده حائل
palling تابوت محتوی مرده حائل
sciomantic غیبگو از روی سایه مرده
heritage مرده ریگ سهم موروثی
palls تابوت محتوی مرده حائل
natimortality امار مرده زاییده شدگان
prosector تشریح کننده بدن مرده
To be crazy about agirl . کشته مرده دختری بودن
pall تابوت محتوی مرده حائل
cadaverous دارای رنگ پریده و مرده
deathy مرگ نما مرده وار
it is not true that he is dead اینکه میگویند مرده است حق ندارد
necrotic دارای بافت مرده یااستخوان فاسد
postmortem مرده رامعاینه وکالبد شکافی کردن
crematory کورهای که لاشه مرده یااشغال را در ان می سوزانند
sciomacy غیب گویی از روی سایه مرده
urns گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
urn گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
f. pile or pyre توده هیزم که مرده راروی ان میسوزانند
ossuary فرف مخصوص نگاهداری استخوانهای مرده
funeral pyre توده هیزم که مرده را روی ان میسوزانند
under hatches زیر عرشه دوراز نظر مرده
wraiths روح مرده کمی قبل یا پس از مرگ
wraith روح مرده کمی قبل یا پس از مرگ
ossuary محل امانت گذاری استخوان مرده
obsequial وابسته به ایین تشیع جنازه باختم مرده
crematoriums کورهای که لاشه مرده یا اشغال را دران می سوزانند
crematorium کورهای که لاشه مرده یا اشغال را دران می سوزانند
crematoria کورهای که لاشه مرده یا اشغال را دران می سوزانند
zombiism اعتقاد به حلول و تجدید حیات جسمانی مرده
incinerators کورهای که اشغال یا لاشه مرده در ان سوزانده و خاکسترمیشود
incinerator کورهای که اشغال یا لاشه مرده در ان سوزانده و خاکسترمیشود
pyre توده هیزم مخصوص اتش زدن جسد مرده
clavus میخچه [پزشکی] [ضایعه ای پینه ای شکل از پوست مرده]
corn میخچه [پزشکی] [ضایعه ای پینه ای شکل از پوست مرده]
lich gate سرپوشیده گورستان کلیساکه مرده رادران می گذاشتندتاکشیش بیاید
twicer حروف چینی که خودش هم چاپ کننده است دو مرده
pyres توده هیزم مخصوص اتش زدن جسد مرده
transmigration حلول روح مرده در بدن موجود زنده دیگری تبعید
But his body was eventually recovered. اما ممکن بود او [مرد] فقط مرده بازیافته شود.
give someone an inch and they will take a mile <idiom> اگربه مرده روبدی میگه کفن پولک دوزی میخواهم
hatchment صفحهای که نشانهای خانوادگی وسلاح شخص تازه مرده راروی ان نمود
gavelkind تقسیم مال کسی که بی وصیت مرده بطور برابر میان پسرانش
funeral home محلی که دران مرده را جهت انجام مراسم تدفین یا سوزاندن اماده میکنند
infarct ناحیهای که در اثر وقفه گردش خون دررگ بافتهای ان مرده باشد دچارانفارکتوس
zombi روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
zombie روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
direct loading مجموعه نیروهائیکه مستقیمابه ساختمان اثر میکند وشامل بارهای زنده و مرده میباشد
zombies روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
a dead language <idiom> زبان مرده و منقرض شده [زبانی که دیگر آموزش داده نمی شود اما شاید برخی از کارشناسان از آن استفاده کنند.]
undertaker کسیکه کفن ودفن مرده را بعهده میگیرد مقاطعه کارکفن ودفن متعهد
undertaking کسیکه کفن ودفن مرده را بعهده میگیرد مقاطعه کارکفن ودفن متعهد
back frow اولین شیار ایجاد شده توسط گاواهن که به شیار مرده معروف است
undertakers کسیکه کفن ودفن مرده را بعهده میگیرد مقاطعه کارکفن ودفن متعهد
copyright اثر یک نویسنده و... که پنجاه سال است مرده است ودیگری میتواند آن را چاپ کند
copyrights اثر یک نویسنده و... که پنجاه سال است مرده است ودیگری میتواند آن را چاپ کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com