English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
wild fowl مرغان وحشی پرندگان وحشی
Other Matches
brutify وحشی یا حیوان صفت کردن وحشی شدن
ferae naturae وحشی ذاتا وحشی
avifauna کلیه مرغان یک سرزمین پرندگان یک ناحیه
gris وحشی
hare brained وحشی
rambunctious وحشی
ruttish وحشی
sylvatic وحشی
ungovernable وحشی
unmannerly وحشی
unshaped وحشی
unshapen وحشی
feral وحشی
ferocious وحشی
undaunted وحشی
barbaric وحشی
ruffian وحشی
boarish وحشی
Gothic وحشی
savaging وحشی
savages وحشی
savaged وحشی
savage وحشی
ferine وحشی
ruffians وحشی
truculent وحشی
barbarous وحشی
wild وحشی
anthropophagus وحشی
wilds وحشی
wildest وحشی
uncivilized وحشی
parsnip هویج وحشی
parsnip زردک وحشی
parsnips هویج وحشی
parsnips زردک وحشی
cheetah یوزپلنگ وحشی
cheetahs یوزپلنگ وحشی
feral child کودک وحشی
grossing وحشی توده
grossest وحشی توده
wildcat گربه وحشی
wildcats گربه وحشی
grosses وحشی توده
uncivilly وحشی بی ادب
gothicism وحشی گری
wildfowl اردک وحشی
grossed وحشی توده
gross وحشی توده
fellness وحشی گری
mallard اردک وحشی
savaging وحشی شدن
savaging وحشی کردن
uncivil وحشی بی ادب
barbarize وحشی کردن
barbarise وحشی کردن
grosser وحشی توده
savages وحشی شدن
farouche وحشی صفت
mallards اردک وحشی
charlock خردل وحشی
savage وحشی شدن
savage وحشی کردن
savaged وحشی شدن
savaged وحشی کردن
savages وحشی کردن
horsemint نعناع وحشی
wildness وحشی گری
brutalize وحشی شدن
brutalising وحشی شدن
brutalises وحشی شدن
headaches خشخاش وحشی
brutalised وحشی شدن
tiger cat گربه وحشی
toadflax کتان وحشی
wildlife حیوانات وحشی
wildling حیوان وحشی
bestiality وحشی گری
wild rice برنج وحشی
Wild West غرب وحشی
brutalized وحشی شدن
semi barbarian نیم وحشی
brutalizes وحشی شدن
imbrute وحشی شدن
manlike جنس نر وحشی
mustang اسب وحشی
on the same p as the savages درترازو وحشی ها
onion couch یکجور جو وحشی
bullocks گوساله وحشی
bullock گوساله وحشی
onion grass یکجور جو وحشی
buffalo گاو وحشی
buffaloes گاو وحشی
headache خشخاش وحشی
saracen کافر وحشی
brutalizing وحشی شدن
caprifig درخت انجیر وحشی
brent یکجورغاز وحشی کوچک
greylag غاز وحشی اروپایی
barbarize بیگانه یا وحشی شدن
barbarise وحشی گری کردن
sheldrake اردک وحشی دریایی
wildfowler شکارچی غاز وحشی
wild parsley انواع هویج وحشی
the african savages وحشی های آفریقا
gooseberry bush درخت انگور وحشی
perfection of savagery نهایت وحشی گری
troglodyte انسانهای غارنشین وحشی
perfection of savagery کمال وحشی گری
ruffianly گردن کلفت وحشی
styrax بوته وحشی جاوی
wild beasts جانوران وحشی وحوش
brutal حیوان صفت وحشی
barbarians ادم وحشی یابربری
ferocity وحشی گری سبعیت
marihuana تنباکوی وحشی بیابانی
mallards نوعی مرغابی وحشی
buff گاو وحشی زردنخودی
marijuana تنباکوی وحشی بیابانی
madcap ادم بی پروا و وحشی
mallard نوعی مرغابی وحشی
leopards پلنگ گربه وحشی
barbarian ادم وحشی یابربری
leopard پلنگ گربه وحشی
buffs گاو وحشی زردنخودی
feral حیوان شکاری وحشی
brutalised وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalizing وحشی یا حیوان صفت کردن
passenger pigeon کبوتر وحشی امریکای شمالی
reclaim animal حیوانات وحشی تربیت شده
brutalizes وحشی یا حیوان صفت کردن
warren محل نگهداری حیوانات وحشی
warrens محل نگهداری حیوانات وحشی
brutalises وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalized وحشی یا حیوان صفت کردن
masterwort سنبل ختایی جاوه وحشی
brutalising وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalize وحشی یا حیوان صفت کردن
wilding گیاه یا میوه خودرو وحشی
wild eyed دارای چشمان وحشی وخیره
catamountain ادم پس کوهی و وحشی صفت
charreada سواری مکزیکی اسب وحشی
polecats موش خرمای وحشی اروپایی
polecat موش خرمای وحشی اروپایی
catamount ادم پس کوهی و وحشی صفت
to have the wild stag's foot <idiom> در چابکی پای آهوی وحشی داشتن.
cougar گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
diana الههء ماه وشکار حیوانات وحشی
saddle bronc riding سواری بر اسب وحشی برای 01 ثانیه
zootechnics فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechny فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
cougars گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
agriology مطاله و تطبیق اداب و رسوم قبایل وحشی
passanger شاهین وحشی جوان را هنگام مهاجرت گرفتن
kheda کدا:خانهای که فیلهای وحشی رادران گرفتارمیسازند
roughrider سوار کار ماهر اسبهای چموش و وحشی
razorback خوک نیمه وحشی دورگه جنوب شرقی اتازونی
bareback riding سواری بدون زین برای 8ثانیه بر اسب وحشی
spoons طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoon طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooned طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
pandours or doors امنیه وحشی درنده خو که درسال 1471 تشکیل شد وچندی پس از ان جز ارتش اطریش گردید
spooning طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
fetish اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
fetishes اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
desert [طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
honking صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honk صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
pigsticking شکار گراز وحشی با نیزه گراز کشی
safflower گل رنگ [این گیاه صورت وحشی در کشورهای مختلف رشد می کند. در ایران در خراسان و تبریز وجود دارد. از گلبرگ ها رنگینه زرد استخراج می کنند.]
succory کاسنی تلخ کاسنی وحشی
wildling گیاه وحشی گیاه خودرو
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
heathenize کافر کردن و وحشی کردن کافر شدن
bird مرغان
birds مرغان
varicella ابله مرغان
stormy petrel مرغان توفان
the f. of birds پروازیاپرش مرغان
swine pox یکجورابله مرغان
trogon مرغان رنگارنگ
stormpetrel مرغان توفان
ratitoe شتر مرغان
hen roost قرارگاه مرغان
chicken pox ابله مرغان
birds are singing مرغان میخوانند
birds of prey مرغان شکاری
natatores مرغان شناور
ornithic وابسته به مرغان
chickenpox آبله مرغان
aves طبقه مرغان
birder شکارچی مرغان
avian وابسته به مرغان
fowler شکارچی پرندگان
air sac بادکنک پرندگان
ornithic fossils سنگوارههای پرندگان
school گروه پرندگان
aviary محل پرندگان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com