English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (6 milliseconds)
English Persian
crab catcher مرغ خرچنگ خور
Search result with all words
cancer خرچنگ
cancers خرچنگ
crayfish خرچنگ اب شیرین- خرچنگ خاردار
crayfishes خرچنگ اب شیرین- خرچنگ خاردار
lobster pot دام مخصوص صید خرچنگ دام خرچنگ
lobster pots دام مخصوص صید خرچنگ دام خرچنگ
crustacean خانواده خرچنگ
crustaceans خانواده خرچنگ
scrawl با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
crab خرچنگ
crab خرچنگ گرفتن
crabs خرچنگ
crabs خرچنگ گرفتن
lobster خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobsters خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
crabby خرچنگ مانند
alpha cancri الفا- خرچنگ
cancri خرچنگ
cancroid خرچنگ وار
carcinology خرچنگ شناسی
crab f. خرچنگ وار
crabber خرچنگ گیر
crabber خرچنگ گیری
crabbery خرچنگ زار
crablet بچه خرچنگ
crawfish خرچنگ اب شیرین
crawfish خرچنگ خاردار
crustacea خانواده خرچنگ
crustaceous خانواده خرچنگ
decapod خرچنگ ده پا
fiddler crab نوعی خرچنگ نقب زن
jonah crab خرچنگ بزرگ امریکای غربی
king crab خرچنگ نعلی
langouste خرچنگ خاردار
limulus خرچنگ نعل اسبی وبزرگ سواحل امریکا
lobster thermidor مخلوطی از گوشت خرچنگ وزده تخم مرغ وقارچ وخامه که در پوسته خرچنگ سرخ میکنند
sea asparagus یکجور خرچنگ دریایی
sea crawfish خرچنگ خاردار
sea crayfish خرچنگ خاردار
tomall جگر خرچنگ
watering pot سبد خرچنگ گیری
You cannot make a crab walk straight . <proverb> نمى توان خرچنگ را واداشت منظم و صاف راه برود .
crab cocktail مخلوط خرچنگ
crab soup سوپ خرچنگ
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com