Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
center sleeve
مرکز مجوف
Other Matches
tubular
مجوف
gleonid
مجوف
cave
مجوف
caves
مجوف
leers
مجوف
leering
مجوف
leered
مجوف
leer
مجوف
medical assemblage
مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
hollow brick
اجر مجوف
hollow shaft
محور مجوف
hollow core
هسته مجوف
tubularity
چیز مجوف
cavetto
قالب مجوف
fornix
فضای مجوف
quills
محور مجوف
quill
محور مجوف
cavities
فضای مجوف
cavity
فضای مجوف
hollow tile
اجر مجوف
weather central
مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
centrifugal
با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
hollow forge
اهنگری کردن مجوف
caves
مقعر مجوف کردن
cave
مقعر مجوف کردن
hollow organ
عضو مجوف وتوخالی
hollowly
بطور پوک یا مجوف
provision center
مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
fly rod
چوب مجوف دراز ماهیگیری
capsular
دارای خصوصیات کپسول مجوف
center mark
علامت مرکز نشانه مرکز
collision parameter
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
whole blood center
مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
army operations center
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
battery control central
مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
centre
مرکز
meddled
مرکز
centred
مرکز
centered
مرکز
meddles
مرکز
center line
خط مرکز
middle
مرکز
meddle
مرکز
centers
مرکز
middles
مرکز
center
مرکز
omphalos
مرکز
station
مرکز
concentric
هم مرکز
stationed
مرکز
stations
مرکز
hearts
مرکز
intermediate exchange
مرکز
isocentre
هم مرکز
heart
مرکز
centre forward
مرکز
acentric
بی مرکز
toll exchange
مرکز تلفن
symmerty center
مرکز تقارن
center of symmerty
مرکز تقارن
abaxile
خارج از مرکز
center web
مرکز چرخ
theocentric
خدا مرکز
center punch
مرکز سوراخ
central city
مرکز شهر
center of pressure
مرکز فشار
centrifugal
مرکز گریز
centrifugal
فرار از مرکز
centrifugal
گریزنده از مرکز
centre of pressure
مرکز فشار
centre of crest circle
مرکز خمیدگی
centre of activities
مرکز عملیات
central tendency
تمایل به مرکز
central office
مرکز تلفن
central control panel
مرکز کنترل
health centre
مرکز سلامتی
center of mass
مرکز جرم
acentric
خارج از مرکز
center of lift
مرکز برا
center of gravity
مرکز ثقل
center of distribution
مرکز پخش
center of dispersion
مرکز پراکندگی
center mark
مرکز سوراخ
center gage
مرکز سنج
caoxial cable
سیم هم مرکز
urban centre of a community
مرکز شهرک
center of mass
مرکز هدف
burst center
مرکز گلوله
center of resistance
مرکز مقاومت
aerodynamic center
مرکز ایرودینامیکی
cf
بازیکن مرکز
cf
مرکز زمین
center drill
مته مرکز
battery center
مرکز اتشبار
active center
مرکز فعال
body centered cubic
مکعب مرکز پر
brain center
مرکز مغزی
wheel center
مرکز چرخ
centrifugal
گریز از مرکز
pivot point
مرکز چرخش
kuk kiwo
مرکز تکواندو
radio centeral
مرکز بی سیم
inversion center
مرکز وارونگی
regional center
مرکز منطقهای
intermediate office
مرکز میانی
reserve center
مرکز احتیاط
information center
مرکز اطلاعات
induction station
مرکز پذیرش
respiratory center
مرکز تنفسی
rhinencephalon
مرکز شامه
local center
مرکز محلی
height of centers
ارتفاع مرکز
school center
مرکز اموزش
head quarters
مرکز فرماندهی
fluid centre
مرکز سیال
training center
مرکز اموزش
provision center
مرکز توشه
main exchange
مرکز اصلی
primary center
مرکز عمده
primary center
مرکز اولیه
outskirt
دور از مرکز
operation center
مرکز عملیات
off center
خارج از مرکز
nerve center
مرکز عصبی
profit centre
مرکز سود
mid channel
مرکز کانال
message center
مرکز پیام
mass concrete
مرکز جرم
mart
مرکز بازرگانی
manual exchange
مرکز دستی
main office
مرکز اصلی
feeding center
مرکز تغذیه
sensorium
مرکز احساس
data center
مرکز داده
computer center
مرکز کامپیوتر
communication center
مرکز مخابرات
coaxial cable
سیم هم مرکز
coaxial cable
کابل هم مرکز
civic centre
مرکز شهر
subcentral
نزدیک مرکز
chiral center
مرکز کایرال
subscriber's station
مرکز مشترک
surrending the centre
تفویض مرکز
centroid
شبه مرکز
centroid
مرکز ثقل
centroid
مرکز جرم
centripetal
مرکز گرا
centripetal
مایل به مرکز
computing center
مرکز محاسبات
concentric cable
کابل هم مرکز
epicenter
مرکز زلزله
education center
مرکز اموزش
shopping center
مرکز فروش
documentation center
مرکز اسناد
signal center
مرکز مخابرات
signal center
مرکز پیام
diffracting center
مرکز پراشنده
sleep center
مرکز خواب
data center
مرکز داده ها
cryptocenter
مرکز رمز
county seat
مرکز بخشداری
cost center
مرکز هزینه زا
sodom
مرکز فساد
contrifuge
گریز از مرکز
speech center
مرکز گویایی
concentrically
باداشتن یک مرکز
telephore e.
مرکز تلفن
switchboards
مرکز تلفن
bulls
مرکز هدف
eccentricity
خروج از مرکز
eccentricity
دوری از مرکز
police station
مرکز پلیس
police stations
مرکز پلیس
bull
مرکز هدف
switchboard
مرکز تلفن
factory
مرکز تولید
outlying
دور از مرکز
point
مرکز راس حد
point
محل مرکز
centrifuge
گریختن از مرکز
centrifuge
مرکز گریز
centrifuges
گریختن از مرکز
centrifuges
مرکز گریز
eccentricities
خروج از مرکز
eccentricities
دوری از مرکز
telephone exchanges
مرکز تلفن
nerve centre
مرکز فرمان
centres of gravity
مرکز ثقل
centre of mass
مرکز ثقل
burst center
مرکز ترکش
centralist
مرکز گرای
nerve centres
مرکز فرمان
hive
مرکز تجمع
eccentrics
هم مرکز نبودن
eccentrics
خارج از مرکز
eccentrics
گریزنده از مرکز
eccentric
هم مرکز نبودن
eccentric
خارج از مرکز
eccentric
گریزنده از مرکز
telephone exchange
مرکز تلفن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com