Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 46 (6 milliseconds)
English
Persian
illustrate
مزین شدن
illustrates
مزین شدن
illustrating
مزین شدن
Search result with all words
ornate
مزین مصنوع
ouch
مزین ساختن
furnish
مزین کردن تهیه کردن
furnishes
مزین کردن تهیه کردن
furnishing
مزین کردن تهیه کردن
peacock
مزین به پرطاووس
peacocks
مزین به پرطاووس
cushion
با کوسن وبالش نرم مزین کردن
cushioned
با کوسن وبالش نرم مزین کردن
cushioning
با کوسن وبالش نرم مزین کردن
cushions
با کوسن وبالش نرم مزین کردن
brooch
گل سینه باسنجاق سینه مزین کردن باسنجاق اراستن
brooches
گل سینه باسنجاق سینه مزین کردن باسنجاق اراستن
beset
مزین کردن حمله کردن بر
besets
مزین کردن حمله کردن بر
dress
مزین کردن
dresses
مزین کردن
spangle
درخشش باپولک مزین کردن
spangles
درخشش باپولک مزین کردن
drape
باپارچه مزین کردن
draped
باپارچه مزین کردن
drapes
باپارچه مزین کردن
draping
باپارچه مزین کردن
clad
مزین
adorned
مزین
ornamented
مزین
bedight
مزین ساختن
carbuncled
مزین به یاقوت قرمز
emboss
مزین کردن پرجلوه ساختن
figurate
مزین
grnish
مزین کردن
impearl
بامروارید مزین کردن
lilied
مزین به سوسن
mense
نزاکت داشتن مزین ساختن
primp
مزین ساختن
star spangled
مزین به ستاره
tapestried
مزین به پارچه مبلی
bridal door
[مدخل مزین در گوشه های کلیسا]
cartouche
لوح نوشته مزین
column caelata
[ستون با تیرهای مزین شده]
gin-palace
[خانه عمومی مزین شده در انگلستان]
gopura
[دروازه بلند و مزین مقبره های هندی]
to dress a salad with mayonnaise
مزین کردن
[ترتیب دادن ]
سالاد با مایونز
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com