English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (22 milliseconds)
English Persian
handicap مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
Other Matches
harness race مسابقه ارابه رانی
matinees مسابقه ارابه رانی در روز
matinTes مسابقه ارابه رانی در روز
matinee مسابقه ارابه رانی در روز
row a race مسابقه کرجی رانی دادن
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
campaing شرکت دادن اسب در یک دوره مسابقه
match points اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
match point اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
free handicap مسابقه با امتیاز تعادلی برای اسبها
blocked یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
block یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
blocks یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
winter book تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد
odd امتیاز دادن
odder امتیاز دادن
oddest امتیاز دادن
awarding of points امتیاز دادن
handicap امتیاز دادن اشکال
handicaps امتیاز دادن اشکال
lincense اجازه یا پروانه یا امتیاز دادن به
investiture سرمایه گذاری دادن امتیاز
investitures سرمایه گذاری دادن امتیاز
wipe out شکست دادن حریف با امتیاز زیاد
lodd of down از دست دادن امتیاز فرود به علت پنالتی
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
try کسب 3 امتیاز با تماس دادن توپ با زمین در خط دروازه حریف
tries کسب 3 امتیاز با تماس دادن توپ با زمین در خط دروازه حریف
conditional race مسابقه مشروط با ارابه
headstart امتیاز در شروع
point after touchdown [یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
overtime وقت نامحدودپس از تساوی در امتیاز 41برای کسب دو امتیاز
tourney مسابقه دادن
competes مسابقه دادن
competed مسابقه دادن
compete مسابقه دادن
to scamper مسابقه دادن
par in پایان دادن بازی گلف با کسب امتیاز استاندارد در بخشهای باقیمانده
handicaps امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicap امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
goal light چراغ قرمز پشت دروازه لاکراس برای نشان دادن امتیاز در هر بار
auto racing مسابقه اتومبیل رانی
sprinting مسابقه اتومبیل رانی
regatta مسابقه کرجی رانی
regattas مسابقه کرجی رانی
race مسابقه دادن بسرعت رفتن
raced مسابقه دادن بسرعت رفتن
races مسابقه دادن بسرعت رفتن
bump start اغاز مسابقه با هل دادن موتورسیکلت
paces شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paced شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
pace شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
trialling مسابقه ازمایشی موتورسیکلت رانی
drag racing مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت
moto بخشی از مسابقه موتورسیکلت رانی
to show somebody up [in a competition] کسی را شکست دادن [در مسابقه ورزشی]
prodify تغییر دادن در تولیداتومبیلهای مسابقه طبق مقررات
off road racing مسابقه موتورسیکلت رانی در زمینهای ناهمواربطول چند صد مایل
speedway مسابقه موتورسیکلت رانی بین تیمهای 4 نفره درمسیرهموارخاکی
experimental free handicap دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده
tirm oval پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی
hash mark خط شروع مسابقه
scratch line خط شروع مسابقه
trig خط شروع مسابقه
tracked پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
track پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
lap money جایزه نقدی برای موفقیت درهر دور مسابقه اتومبیل رانی
tracks پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
flying start شروع مسابقه اتومبیلرانی
kick off شروع مسابقه فوتبال
hurdling شرکت در مسابقه دو بامانع
grid موقعیت اتومبیلها در شروع مسابقه
grids موقعیت اتومبیلها در شروع مسابقه
offsetting مبدا نقطه شروع مسابقه
offset مبدا نقطه شروع مسابقه
walkers شرکت کننده در مسابقه راهپیمایی
walker شرکت کننده در مسابقه راهپیمایی
skull practice کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
hooligan مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligans مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hurdler شرکت کننده در مسابقه پرش از مانع
cup of coffeen شرکت کوتاه بازیگر کم تجربه در مسابقه
deathlete شرکت کننده در مسابقه دهگانه دو و میدانی
pentathlete شرکت کننده در مسابقه پنجگانه دو و میدانی
sack race مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
tug of war مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
dump شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت
holes نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
holing نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
daclare حذف نام اسب پیش از شروع مسابقه
holed نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
hole نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
moto cross مسابقه موتورسیکلت رانی درمسیر خاکی محدود تپه و پیچ جاده و پرش در دو بخش 03یا 54 دقیقه
rugby point امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
quarterfinalist کسیکه در مسابقه یک چهارم نهایی شرکت میکند
to bar somebody from a competition شرکت در مسابقه ای را برای کسی ممنوع کردن
observer گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
observers گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
air start طرز قرارگرفتن هواپیما درهوا در شروع مسابقه هواپیمابری
pits منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
pit منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
selling plater اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
opener مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
off roader شرکت کننده در مسابقه مخصوص در مسیر طولانی در زمینهای ناهموار
To stay the course . تا آخر ماندن ( به مسابقه و مبارزه وغیره تا آخر ادامه دادن )
starting fee مبلغی که صاحب اسب برای کسب اجازه شرکت در مسابقه شرطبندی می پردازد
senior مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
seniors مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
tailgate party [American E] پیکنیک روی درب عقب ماشینها در توقفگاه خودرو قبل از شروع مسابقه ورزشی [در آمریکا]
defines 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
define 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defined 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defining 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
match play مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
communications stallite corporation یک شرکت تحت مالکیت خصوصی است که امتیاز ان توسط کنگره ایالات متحده امریکا به منظور مخابره سیگنالهای صوتی وتلویزیونی و تصویری ماهواره صادر شده است
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
play off درمسابقه حذفی شرکت کردن وابسته به مسابقات حذفی مسابقه حدفی
harness racing ارابه رانی تک اسبه
assign نسبت دادن تخصیص دادن
assigned نسبت دادن تخصیص دادن
assigns نسبت دادن تخصیص دادن
assigning نسبت دادن تخصیص دادن
stables گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
harness horse اسب مخصوص ارابه رانی
attributable قابل نسبت دادن نسبت دادنی
kite track مسیر ارابه رانی به شکل گلابی
quadrangular meet مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
hopple وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbled وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobble وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbling وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbles وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
slalom مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slaloms مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
ice racing مسابقه سرعت روی یخ مسابقه روی یخ
ascribing نسبت دادن
ascribes نسبت دادن
imputed نسبت دادن
credited نسبت دادن
to put down نسبت دادن
imputation نسبت دادن
relativization نسبت دادن
assion نسبت دادن
lay to نسبت دادن به
ascribe نسبت دادن
impute نسبت دادن
ascribed نسبت دادن
attribution نسبت دادن
attributing نسبت دادن
attributes نسبت دادن
credit نسبت دادن
imputing نسبت دادن
crediting نسبت دادن
credits نسبت دادن
attribute نسبت دادن
imputes نسبت دادن
reduces تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
plus امتیاز
priviege امتیاز
royalty حق امتیاز
privilege امتیاز
pre eminence امتیاز
licenses امتیاز
act of grace امتیاز
prerogatives امتیاز
chartering امتیاز
licence امتیاز
charters امتیاز
charter امتیاز
licences امتیاز
credit امتیاز
advantage امتیاز
royalties حق امتیاز
pas امتیاز
prerogative امتیاز
chartered امتیاز
run یک امتیاز
point امتیاز
francs امتیاز
game bird یک امتیاز
prominence امتیاز
distinction امتیاز
franchises امتیاز
rectum امتیاز
rectums امتیاز
concession امتیاز
distinctions امتیاز
franc امتیاز
credited امتیاز
scoreless بی امتیاز
ads امتیاز
leases امتیاز
lease امتیاز
crediting امتیاز
credits امتیاز
upper hand امتیاز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com